*ما قبل از بیانات مقام معظم رهبرى مبحثى تحت عنوان اصولگرایى را در محافل سیاسى کشور داشتیم و گروههایى خود را در کشور اصولگرا معرفى مىکردند. اما رهبر انقلاب با سخنان خود در جمع مسئولان نظام به اصولگرایى جان دیگرى بخشیدند و بیش از گذشته نسبت به آن تاکید کردند. به نظر شما بین آنچه تحت عنوان اصولگرایى در گذشته در کشور مطرح بوده و آنچه که توسط رهبر معظم انقلاب مطرح شد چه ارتباطى وجود دارد؟
**از اول انقلاب گروههاى سیاسى با سلیقهها، تفکرات واندیشههاى مختلف در نظام جمهورى اسلامى فعال بودهاند. براى معرفى آنها عناوین مختلفى ذکر شده بود که این عناوین یا توسط خودشان انتخاب مىشد و یا توسط دیگران نامگذارى مىشدند. از عناوین رایج مىتوان به عناوینى چون راست و چپ، محافظهکار، اصلاحطلب، اصولگرا، جوامع همسو، مشارکت، دوم خرداد و اسامى از این دست اشاره کرد. در مجموع در کشور ما دو طیف بیشتر حضور ندارد که اینها نامها و اسامى مختلفى را از اول انقلاب تا به حال داشتهاند. یک زمانى اصولگرایان امروزى جوامع همسو با روحانیت نام داشتند و گاهى تحت عنوان جبهه پیروان خط امام و رهبرى و گاهى تحت عنوان شوراى هماهنگى نیروهاى انقلاب اسلامى فعالیت مىکردند و در فضاسازى سیاسى تاثیر داشتهاند.
حدود چهار سال قبل که مقام معظم رهبرى عنوان اصولگرایى را مطرح فرمودند و براى آن چهار محور را تعیین کردند، ما بر اساس آن فرمایشات پوستهها را شکافتیم و تشکلهاى جناح اصولگرا را گسترش دادیم و با تعریف مقام معظم رهبرى وتعیین اصول چهارگانه تعداد زیادى در داخل جناح اصولگرا گنجیدند و مفید هم واقع شد و در انتخابات شوراها، مجلس و در نهایت ریاست جمهورى گامهاى بلندى توسط این جناح برداشته شد و به نام اصولگرایان در کشور و در دنیاى سیاست مطرح شدند واین حرکت همچنان ادامه دارد. اخیرا مقام معظم رهبرى تعریف جامعترى براى اصولگرایى ارائه کردند و این رهنمود رهبرى مانند رهنمودهاى دیگر رهبرى انقلاب راهگشا، تعیین کننده و سرنوشت ساز بود. ایشان ایده جدیدى را براى اصولگرایان پدید آوردند که به شکر خدا از این ایده استفاده هم شده است.
با تعریف اخیر ایشان پوسته باید بیشتر از گذشته شکافته شود وکسان بیشترى در این حیطه و محدوده قرار بگیرند که این به نفع نظام است زیرا هرچه دامنه فعالیت و نیروگیرى براى این جناح فراهم شود بهرهبردارى بهترى براى جهتدهى به افکار عمومی، فضاسازى و تصمیمگیرى خواهد داشت. با تعریف جدید مقام معظم رهبرى خیلى ها در حیطه اصولگرایى قرار مىگیرند. خیلىها بعد از این فرمایشات به ما مراجعه کردند و گفتند ما هم بر اساس این معیارها اصولگرا هستیم ما مىتوانیم ادعا کنیم که در حال حاضر ایده اصولگرایان بسیار وسیع شده است و تعداد زیادى از افراد که خود را همفکر و همگرا با اصولگرایان نمىدانستند و یا خود اصولگرایان آنان را به همفکرى نمىپذیرفتند به جمع اصولگرایان پیوستند.
*آیا این گستردگى و وسیع شدن حیطه در جامعه زینب رخ داده است؟
**من باید بگویم که پس از بیانات مقام معظم رهبرى حدود 5000 عضو به جمع ما اضافه شد و اینها کسانى بودند که در گذشته خود را در این دایره نمىدیدند و یا جامعه زینب با محدوده فکرى که داشت اینها را نمىپذیرفت ولى این سد در جامعه زینب برداشته شد.
*همانطور که اشاره شد در گذشته احزاب و گروههاى مختلفى درجناحى به نام اصولگرایان فعالیت مىکردند. پس از بیانات رهبر انقلاب این دایره وسیع شد و گروههاى بیشترى هم وارد این جناح شدند.
به نظر شما که دبیرکل یک حزب سیاسى هستید آیا این منشور اصولگرایى و تشکیل این دایره وسیع اصولگرایان تحزب در کشور را تحتالشعاع قرار نمىدهد؟
**من این اعتقاد را ندارم. تحزب و حزبگرایى یک اصل قرآنى است. حزب یکى از واژههاى قرآن کریم است که مىبینم مقاومت اسلامى در لبنان تحت عنوان حزبالله که بر گرفته از قرآن است فعالیت مىکند. در قرآن از دو حزب کلى به نامهاى حزبالله و حزب شیطان یاده شده است و خداوند هم وعده کرده که حزبالله پیروز است. اگر حزب بر اساس آموزههاى الهى حرکت کند قطعا پیروز است. ما جناح اصولگرا را در حقیقت همان حزبالله مىدانیم تلاش ما این است که حزباللهىها در قالب اصولگرایان فعالیت کنند.
*اگر ما اصولگرایى را یک حزب سیاسى بدانیم با آن سخنان مقام معظم رهبرى که فرمودند اصولگرایى جریانى در مقابل جریانهاى رایج کشور نیست تناقض پیدا مىکند.
**منظور من از حزب بودن همان حزبى است که در قرآن از آن تحت عنوان حزبالله یاد شده است و این حزبالله یک مفهوم کلى و وسیعى است و منظور من حزبهاى رایج سیاسى در کشور نیست. اگر ما بخواهیم بر اساس دستهبندیهاى رایج سیاسى بر اصولگرایان نامى بگذاریم مىتوانیم از آن تحت عنوان یک جناح و یا طیف اصولگرایان یاد کنیم که در این جناح احزاب و گروههاى سیاسى مختلفى قرار مىگیرند، لذا اصولگرایان چیزى فراتر از یک حزب سیاسى هستند. احزاب سیاسى داخل جناح اصولگرایان بسیارى از محدودیتهاى گذشته خود در عضوگیرى را برداشتهاند و دامنه خود را وسعت بخشیدهاند. ما در تلاشیم تا بر اساس معیارهاى رهبر معظم انقلاب جناح وسیع و گسترده اصولگرایان را ساماندهى کنیم. امروز بعضى از گروههاى سیاسى بر اساس این معیارها جاى خود را در میان اصولگرایان دیدهاند و به این دایره وسیع وارد شدهاند. لذا من مىتوانم بگویم که اصولگرایان یک حزب نیستند اما مىتوانند در قالب یک جناح وسیع قرار بگیرند.
*همانطور که گفته شد اصولگرایان از احزاب و گروههاى مختلفى تشکیل شدهاند که این گروهها و احزاب تفاوتها واختلافات متعددى در موارد مختلف با یکدیگر دارند که بعضا باعث شده در بعضى از موارد به توافق نهایى نرسند. به نظر شما ضرورت این جناح وسیع اصولگرایى در چیست؟
**اختلاف در بین اصولگرایان یک اتفاق جدید و غیر منتظرهاى نیست و همواره این موضوع وجود داشته است،چرا که سلایق مختلفى در این جناح حضور دارند. هنر معیارهاى اصولگرایى این است که سلایق را به یکدیگر نزدیک مىکند. در جایى شرایط ایجاب مىکند که احزاب و گروهها ائتلاف کنند و این ائتلاف رمز پیروزى مجموعهاى از سلایق و تفکرات نزدیک به هم است. اگر هر کدام از آنها بخواهند به تنهایى وارد صحنه شوند موفقیتى حاصل نخواهد شد. اما اگر توانستند نظرات و سلایق خود را به یکدیگر نزدیک کنند و در یک مقاطعى به اتفاق نظر واحد برسند، مثل انتخابات مجلس شوراى اسلامى پیروز خواهند بود. ما در انتخابات مجلس شوراى اسلامى اختلافاتى با گروههاى حاضر در جناح اصولگرایى داشتیم اما به دلیل هدف بزرگترى که دنبال مىکردیم یعنى پیروزى در انتخابات و فرستادن تعدادى از کاندیداهاى مورد نظر به مجلس، اتحاد رویه را پیش گرفتیم و در نهایت به یک لیست 30 نفره راى دادیم و موفق هم شدیم.
بنابراین اختلاف نظر وجود دارد، اما هنر تشکیلات کار جمعى این است که در تصمیمگیرى نظرات متفاوت را به یک نظر واحد مبدل سازد. اگرچه بر خلاف مجلس شوراى اسلامى در انتخابات ریاست جمهورى این اتفاق نیفتاد اما روندى که طى شد و نتیجهاى که به دست آمد به نفع اصولگرایان بود و شاید بتوان گفت که اگرچه این انتخاب غیر منتظره و پیشبینى نشده بود اما اتفاق مبارکى بود. انتخاب دکتر احمدىنژاد در حال حاضر مورد وثوق و قبول همه اعضاى اصولگرا هست، حتى آنهایى که به او راى ندادند و با انتخاب او موافق نبودند ولى امروز از اینکه او رئیس جمهور شده راضى و خشنودند. اگرچه اصولگرایان برسر یک گزینه به توافق نرسیدند اما کسى که انتخاب شد یک اصولگرا بود و او نیز کاندیداى اصولگرایان بود و به نظر من او بدون حمایت اصولگرایان موفق نمىشد.
*شما در ابتداى صحبت هاى خود اشاره کردیدکه گروهها و احزاب و جناحهاى مختلف سیاسى در کشور با نامهاى متفاوتى شناخته مىشدند. از جمله اسمهایى که براى معرفى اصولگرایان امروزى به کار برده مىشد،، محافظهکار یا سنتگرا بود. با توجه به سخنان مقام معظم رهبرى آیا این اصطلاحات براى معرفى اصولگرایانى که بر اساس منشور اصولگرایى شکل گرفتهاند قابل پذیرش هست؟
**احزابى موفقاند که داراى اندیشه پویا و پیشرو باشند و من این پویایى را در جناح اصولگرایان مىبینم. ما در حال حاضر در جامعه زینب افرادى را داریم که متحجرند و من این را اعتراف مىکنم اما متدین و پیرو مقام معظم رهبرىاند و اصولگرایى را پذیرفتهاند.
این قبیل افراد وجود دارند اما خیلى کم هستند. البته وجود این افراد مختص اصولگرایان نیست بلکه در جناحهاى مختلف از این دست افراد وجود دارند اما با روند رو به رشد انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى این روحیه بسیار پایین آمده است.
*اگر ما به معیارهاى رهبر انقلاب نگاهى داشته باشیم مىبینیم که این معیارها کاملا با تحجر در تضاد است این طور نیست؟
**بله بر همین اساس است . اگر کسانى هم داراى روحیات متحجرانه بودند، به دلیل اعتقادى که به ولایت و رهبرى داشتند اصلاح شدند.
*به هر حال در انتخابات نهم دولتى روى کارآمد که شعار اصلىاش اصولگرایى بود وامروز هم این دولت به عنوان دولت اصولگرا شناخته مىشود. به نظر شما مهمترین وظیفه دولت اصولگرا در شرایط فعلى چیست؟
**دولت اصولگرا باید این حقیقت را بپذیرد که اصولگرایان تلاش کردند و تاثیر گذاشتند تا چنین دولتى روى کارآمد. این دولت نباید نقش وتاثیر اصولگرایان را نادیده بگیرد. در تصمیمگیریهاى اساسى از مشورت اصولگرایان استفاده کنند که این به تفع دولت خواهد بود و به تقویت دولت اصولگرا کمک خواهد کرد و بر عکس این هم صادق است. اگر دولت بخواهد خودش را جداى از اصولگرایان ببنید موفق نخواهد بود. ما امیدواریم دولت اصولگرا روشى را اتخاذ کند که در دوره آینده هم همین دولت بر سر کار باشد.
*وقتى دولت با تکیه بر یک اندیشه یا شعارى روى کار مىآید، نحوه عملکرد آن دولت بر نوع نگرش مردم نسبت به آن اندیشه یا شعار تاثیر مىگذارد. مثلا نحوه عملکرد اصلاحطلبان که با شعار اصلاحطلبى روى کارآمدند بر نوع نگرش مردم به اصلاحطلبى تاثیر گذاشت. به نظر شما دولت اصولگرا چه باید بکند تا نگرش مردم نسبت به اصولگرایى تغییر نکند و از آن روىگردان نشوند؟
**در نظام جمهورى اسلامى ایران با تکیه بر قانون اساسى به سبک حزبى عمل نمىشود و این خیلى هم خوب است ولى احزاب و جناحها تاثیر بسیار زیادى روى افکار عمومى دارند و انتخابات با این تفکرات رقم مىخورد. اصولگرایان و اصلاحطلبان باید یک مانیفست براى اداره حکومت داشته باشند.
تا به حال آنچه که اتفاق افتاده در سطح شعار و سخنرانى و گفتمان و ارائه اندیشه و فکر بوده است.
اما همین اندازه هم مردم دقت و نظارت دارند و عملکرد جناحهاى حاکم را مورد بررسى و ارزیابى قرار مىدهند و در تصمیمگیریهاى بعدى آن را اعمال مىکنند. به نظر من این مانیفست به مردم کمک مىکند تا راه خود را بهتر انتخاب کنند ودولت را دقیقتر مورد ارزیابى قرار بدهند.