حسین اعلایی
با اعلام راهبرد جدید رئیسجمهور آمریکا درباره عراق، بسیاری از ناظران این راهبرد را نه طرحی برای حل بحران بیثباتی و ناامنی در عراق، بلکه آن را فشار جدیدی بر ایران تلقی کردند.
مؤلفه این طرح، علاوه بر گسترش ناوگان نظامی آمریکا در خلیج فارس، تلاش دیپلماتیک آمریکا برای رودررو قرار دادن کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در برابر ایران و نیز سفر نخستوزیر انگلیس به خاورمیانه و تلقی از ایران به عنوان «تهدید استراتژیک» منطقه است.
با توجه به این که ایران بیش از آمریکا و کشورهای منطقه به دنبال ثبات، امنیت و آرامش در عراق است، ولی مشاهده میشود که آمریکا درباره مشکلات عراق نشانیهای غلط به دنیا میدهد تا روی شرایط نابسامان خود در باتلاق عراق، سرپوش بگذارد.
به نظر میرسد که مشکلات آمریکا با ایران را باید فراتر از بهانههای سردمداران آمریکا تلقی کرد و میتوان برخی از نگرانیهای آمریکا درباره گسترش نفوذ ایران را به شرح زیر دستهبندی کرد:
1- آمریکا برای تسلط بر جهان نیاز به تسلط بر منابع عمده انرژی در خاورمیانه دارد: زیرا تا ده سال دیگر، بیشتر منابع نفت آمریکا به پایان میرسد و تسلط بر منابع نفت و گاز خلیجفارس از اولویتهای امریکاست. هماکنون امریکا با حضور نظامی در عربستان، کویت، بحرین، قطر و امارات عربی متحده و اشغال عراق، بر همه منابع انرژی این منطقه تسلط دارد و تنها قدرت دارای منابع انرژی خارج از کنترل امریکا، ایران است که برای امریکا قابل تحمل نیست.
امریکا احساس میکند که با تسلط بر خاورمیانه و منابع انرژی آن میتواند تا حد زیادی اروپا، چین، ژاپن و روسیه را به کنترل خود دربیاورد و او تعیینکننده قیمت انرژی در جهان باشد. به همین دلیل بیشترین حجم نیروهای نظامی امریکا در منطقه خاورمیانه و در خلیجفارس حضور دارند.
2- امریکا، اسرائیل را به عنوان قدرت برتر خاورمیانه تعیین و وی را به سلاح هستهای مجهز کرده است تا به عنوان بازوی سیاستهای امریکا در جهان اسلام اقدام کردن و دست اسرائیل را برای نابودی فلسطینیان باز گذاشته است. ایران تنها دولتی در جهان است که معتقد است عامل تمام مشکلات خاورمیانه، وجود رژیم جعلی اسرائیل و حمایت آمریکا از این رژیم است. حضور افکار انقلاب اسلامی در میان مسوولان ایرانی، موجب گسترش و پایداری مقاومت فلسطینی شده است و امریکا میخواهد چنین منبع قدرتی در خاورمیانه که موجب عدم تسلط اسرائیل بر فلسطینیان و بر جهان عرب است، وجود نداشته باشد و یا حداقل در مسائل مربوط به فلسطین و رژیم اسرائیل خنثی باشد.
3- امریکا میخواهد لبنان کشوری امن برای اسرائیل و دارای دولتی همسوی با سیاستهای ایالات متحده در خاورمیانه باشد. وجود حزبالله لبنان، طرح تولد خاورمیانه جدید امریکا را ناکام گذاشته است. رشد روزافزون قدرت سیاسی حزبالله و توان مقاومت وی در برابر اسرائیل، برنامهها و طرهای امریکا را به هم ریخته است. امریکا قدرت حزبالله را ناشی از جمهوری اسلامی ایران میداند؛ پس باید ایران تضعیف شود تا حزبالله لبنان از بین برود تا خیال امریکا و اسرائیل راحت شود.
4- امریکا کشور عراق را به عنوان پایگاه جدید خاورمیانهای خود در نظر گرفته است. او میخواهد دولتی سکولار و همراه با سیاستهای امریکا در راس کشور عراق باشد. وجود دولتی با اکثریت شیعه در عراق که قدرت خود را از آرا مردم عراق بگیرد و نه از انتصاب رئیسجمهور امریکا، موجب نارضایتی شدید جورج بوش است. بنابراین ملتی که چنین دولتی را بر سر کار آوردهاند، بایستی با درگیریهای فرقهای و کشتارهای غیرنظامی مجازات شوند و روزانه بیش از صد نفر آنها در انفجار خودروهای بمبگذاری شده از سوی بعثیها و سلفیهای مورد تحریک امریکا و عربستان، کشته شوند و امریکا چشم خود را بر عاملان آن ببندد.
امریکا تصور میکند پیوند طبیعی مردم عراق با ایرانیان موجب شده که امریکا نتواند بر آنها مسلط شود و دولت مورد نظر خود ار در عراق بر سر کار بیاورد؛ پس باید عواقب این کار را ایران تحمل کند.
5- امریکا نمیخواهد کشورهای دارای قدرت انرژی فسیلی و برخوردار از قدرت ژئوپلتیکی و منابع انسانی، از قدرت اقتصادی بالا و توان فناوری پیشرفته برخوردار باشند. ایران تلاش میکند با تکیه بر توانایی متخصصان خود، به قدرت فناوری، آن هم از نوع هستهای دست پیدا کند. امریکا تلاش در این جهت را، اقدام برای رسیدن به بمب هستهای تلقین و تبلیغ میکند و ایران را موضوع «تهدید امنیت» بینالملل معرفی مینماید. بنابراین، توسعه حوزه قدرت ایران را که موجب تبدیل ایران به قدرت پرنفوذ منطقهای میشود، مزاحم حضور نظامی خود در خاورمیانه تلقی میکند و نمیخواهد آن را بپذیرد.
پس از مجموع، امریکا میخواهد خاورمیانه را به کنترل خود درآورده و بر مقدرات آن مسلط شود، ولی با چالش بزرگی به نام جمهوری اسلامی ایران مواجه است که با سیاستهای مستقل خود، طرح خاورمیانه بزرگ امریکا را دچار شکست کرده است. از طرفی بوش تلاش کرد تا در انتخابات اخیر امریکا، کنترل مجالس نمایندگان و سنا را به دست بگیرد؛ ولی ناکامیهای وی در عراق موجب پیروزی رقیب شد. در حال حاضر رئیسجمهور امریکا سعی میکند با ایجاد بحران بزرگتری در خاورمیانه، بحران عراق را پشت سر خود قرار دهد تا محافظهکاران جدید را در انتخابات ریاست جمهوری امریکا به پیروزی برساند. در شرایط فعلی، امریکا میخواهد از قویترین توان خود که تهدید و قدرت نظامی است، برای این منظور استفاده کند؛ ولی آیا میتواند، یا شکست بزرگتری در انتظار امریکا قرار دارد.