محمود علیپور– حماس نام اختصاری حرکهالمقاومهالاسلامیه که جنبش مقاومت مردمی– ملی است. حماس عقاید و مبانی اسلامی. بخصوص جهاد را از اصول تغییر ناپذیر خود عنوان کرده است.
پرچم:
آرم جنبش متشکل از عکسی از گنبدالصخره در وسط که نقشه کوچکی از فلسطین بر بالای آن قرار دارد و پرچمهای قوسی شکل فلسطین گنبد را در برگرفتهاند به گونهای رسم شدهاند که انگار آن را را در آغوش گرفتهاند بر پرچم سمت راستی عبارت لا اله الا الله و بر پرچم سمت چپی عبارت محمد رسول الله نوشته شده است. در قسمت زیرین گنبد عکس دو شمشیر به شکل ضربدر جای دارد و چارچوب زیرین قبه را تشکیل میدهند. کلمه فلسطین در بخش زیرین تقاطع دو شمشیر حک شده و عبارت حرکهالمقاومهالاسلامیه– حماس– (جنبش مقاومت اسلامی فلسطین– حماس-) نیز در قسمت زیرین آرم و بر روی نواری نوشته شده است. ناگفته پیداست که عکس مسجد و عبارت لا اله الا الله و محمد رسول الله سمبلی از اسلامیت مساله فلسطین بوده و مبانی اعتقادی آن را نشان میدهد. در حالی که خود نقشه مبین موضع اصولی و ثابت جنبش حماس در قبال درگیری موجود با اسراییل است و اما دو شمشیر که چون همیشه در تفکر عرب نشانگر توان و پاکی است.
نحوه شکلگیری و توسعه:
گرچه جنبش مقاومت اسلامی حماس بیانیه اعلام موجودیت خود را در 15 دسامبر 1987م منتشر ساخت لیکن ریشههای شکلگیری جنبش به دهه های چهل این قرن (میلادی) باز میگردد. به عبارت دیگر حماس امتدادی از جماعت اخوانالمسلمین بشمار میرود. اخوانالمسلمین پیش از اعلام موجودیت جنبش اسامی دیگری برای بیان مواضع سیاسی خویش در قبال مساله فلسطین از جمله المرابطون علی ارض الاسرا و جنبش مبارز اسلامی و ... استفاده کرده بود.
چرا حماس؟
شکلگیری جنبش مقاومت اسلامی حماس نتیجه فعل و انفعال عوامل عدیدهای است که فلسطینیان از فاجعه نخست سال 1948 بطور اعم و شکست سال 1967م بطور اخص به آن دچار شده و این عوامل از دو عامل بنیادین نشات میگیرند که عبارتند از: تحولات سیاسی مساله فلسطین و شرایطی که تا پایان سال 1987م بدان رسیده بود و دیگری رشد بیداری اسلامی در فلسطین و وضعیتی که در نیمههای دهه هشتاد (میلادی) پدید آمده بود.
حماس و تحولات سیاسی مساله فلسطین:
حماسیها معتقدند محاصره بیروت برغم پایداری تاریخی مقاومت فلسطینی در آن بزرگترین توهینی بود که مسلمانان پس از جنگ 1967 بخود دیده بودند و یک پایتخت عربی به مدت سه ماه در محاصره بود بدون آنکه با هر گونه عکسالعمل قابل توجه از سوی کشورهای عربی مواجه شود، همین امر موجب تضعیف ساف و خروج آن از لبنان شد و نهایتا گرایشات درون سازمانی (ساف) که قایل به دستیابی راهحل سازش با دشمن بودند، بطور جدی مطرح شدند. طرحهای سازش دربرگیرنده، چشمپوشی از اصول بنیادین قاعده مناقشه و کشمکش با طرح اسراییل بود و عبارت بودند از:
1- برسمیت شناختن موجودیت اسراییل در فلسطین
2- چشمپوشی از بخش عمدهای از خاک فلسطین به نفع اسراییل.
در چنین شرایطی که با اقبال رهبران ساف مواجه گردید، راهبرد مبارزه مسلحانه کمرنگ شد، همانگونه که توجه عربی– بینالمللی به مساله فلسطین کمتر و کمتر شده بود. در همین حال اکثر کشورهای عرب با غرضیابی و با روحیهای تنگنظرانه در صدد جا انداختن و تثبیت مفهوم اقلیمی بودند بویژه آنکه اتحادیه عرب در اجلاس رباط (1974م) طی مصوبهای سازمان آزادیبخش فلسطین را تنها نماینده قانونی ملت فلسطین برشمرد.
با شروع جنگ عراق و ایران مساله فلسطین برای جهان عربی– بینالمللی یک مساله کاملا حاشیهای گشت به موازات این رویداد، سیاست اسراییل متاثر از تشویقها و حمایتهای بیدریغ ایالات متحده تندتر میگشت. خاصه اینکه سال 1981 شاهد چند رویداد حساس بود و از آن جمله امضای قرارداد همکاریهای استراتژیک میان اسراییل و امریکا، الحاق بلندیهای اشغالی جولان سوریه به اسراییل و نیز انهدام رآکتورهای هستهای عراق توسط بمبافکنهای اسراییل تشکیل جنبش (حماس) نگرانی دشمن اسراییل را برانگیخته و سرویسهای اطلاعاتی این رژیم همچون شاباک و موصاد نیروهای خود را برای پیگیری جنبش و شناسائی رهبران آن بسیج کردند. پردامنهترین موج بازداشت و دستگیریهایی که حماس در معرض آن قرار گرفت در ماه مه 1989 روی داد و طی آن شیخ احمد یاسین رهبر و بنیانگذار فقید جنبش دستگیر شدند. بدنبال گسترش و تحول راهکارهای مقاومت از سوی جنبش که به شکل اسارت گرفتن سربازان اسراییل (زمستان 1989) و ابتکار جنگ سلاح سرد در سال 1990 بود، موج بازداشت و دستگیریهای وسیعی در حماس (دسامبر 1990) صورت گرفت و مقامات اسراییل به تبعید چهارتن از مسوولان و رهبران جنبش مبادرت ورزیدند و عضویت در حماس را جرم دانسته و اعضای آن را به مجازاتهای سنگین محکوم میکردند.
حماس در اواخر سال 1991 با اعلام شاخه نظامی خود موسوم به گردانهای شهید عزالدین قسام وارد مرحله دیگری از فعالیت خود شد. نمودار فعالیتهای ضد اسراییلی این واحد (شاخه نظامی) حرکت رو به رشدی به خود گرفت بنحوی که در دسامبر 1992 رزمندگان جنبش عملیات به اسارت گرفتن سرباز نسیم تولیدانو را به مورد اجرا درآوردند. در پی این عملیات مقامات اسراییل به بازداشت و دستگیری وسیع هواداران و افراد جنبش دست زدند و اسحاق رابین نخستوزیر وقت اسراییل در یک اقدام بیسابقه تصمیم به تبعید 415تن از حماسیها گرفت. رابین یکسال بعد با بازگشت آنان که یکسال را در برهوت و در اردوگاه موقت مرجالزهور جنوب لبنان گذرانده بودند، موافقت کرد. سال 1993 شاهد رشد محسوس درگیریهای مردمی با نیروهای اسراییلی بود و این رشد با روند فزاینده عملیات و حملات نظامی علیه سربازان و شهرکنشینان همراه بود.
این امر اسراییل را وادار کرد کرانه باختری و نوار غزه را منطقه بسته اعلام کند. در فوریه 1994 یک شهرکنشین یهودی بنام باروح گلداشتاین در اقدامی جنایتکارانه نمازگزاران مسجد الخلیل را به رگبار بست که بر اثر آن 30 فلسطینی شهید و قریب به 100تن دیگر مجروح شدند. این اقدام جنبش حماس را بر آن داشت تا جنگ فراگیری را بر ضد اسراییل اعلام و محدوده عملیات خود را گسترش دهد بطوریکه هر اسرائیلی را که زمین عربی داخل فلسطین را در اختیار دارد شامل شود. امروز بدون تردید حماس و دولت آن نیروی شماره پنجه در پنجه اسراییل انداخته است.
درگیری با اسراییل در اندیشه حماس:
حماس بر این باور است که درگیری با اسرائیل مسالهای حیاتی است. در مرامنامه حماس آمده است: جنبش حماس دولت عبری را نه یک کیان با مطامع محلی که یک پروژه خصمانه جهانی میبیند. حماس این طرح را مکمل توسعهطلبیهای نیروهای استعمار نوین میداند که درصدد است با ایجاد تفرقه، تجزیه و انتزاع ریشههای تمدن و تثبیت هیمنه اقتصادی، سیاسی، نظامی و حتی فکری ضمن جلوگیری از شکلگیری هرگونه جبهه پیشرو، بر مقدرات و منابع و ثروتهای امت چنگ بیندازد.
در بخش دیگری از مرامنامه چریکهای حماس آمده است: حماس بر این باور است که بهترین شیوه و راه کار برای پیشبرد درگیری و کشمکش با دشمن صهیونیستی، بسیج توانمندیهای ملت فلسطین برای برافراشتن پرچم جهاد و مبارزه بر ضد حضور نامشروع صهیونیستی در فلسطین به هر وسیله ممکن میباشد و اینکه تا زمان تکمیل شدن شرایط تعیین سرنوشت نبرد با دشمن صهیونیستی بواسطه بیداری امت عربی و اسلامی، فراهم شدن ساز و کار اقتدار و بسیج امکانات وحدت اراده و تصمیمگیری سیاسی، شعله مبارزه روشن بماندم.
حماس تاکید میکند: تحت هیج شرایطی نمیتوان ذرهای از خاک فلسطین را نادیده انگاشت و یا اشغال آن از سوی صهیونیسم را برسمیت شناخت، که مردم فلسطین و هرعرب و مسلمانی باید خود را برای پیکار با صهیونیستها تجهیز نمایند تا همانگونه که به آن مهاجرت کردند از آن خارج شوند.
فعالیت نظامی در خط مشی حماس:
حماس معتقد است: فعالیت نظامی ابزار راهبردی این جنبش در رویارویی و مقابله با اسراییل محسوب میشود. به باور حماس عملیات نظامی علیه اسراییل با توجه به نبود طرح جامع عربی– اسلامی برای آزادی فلسطین یگانه ضامن تداوم درگیری و سرگرمسازی اسراییل خواهد بود. عملیاتی که حماس در پاسخ به جنایت باروخ گلدشتاین (کشتار نمازگزاران حرم ابراهیمی) انجام داد، بخوبی کارآیی این ابزار به اثبات رسید، به باور رهبران حماس تداوم این مشی و حتی گسترش آن میتواند اسراییل را تحت فشار قرار داده و آن را مجبور کند که فشار بر سکنان کرانه باختری و نوار غزه را پایان دهد.
موضع جنبش حماس در قبال سازش سیاسی:
رهبران دولت حماس همواره تاکید کردهاند که اهل صلح هستند اما در مرامنامه خود صلحی را که در پی آن هستند اینگونه تعریف کردهاند: حماسخواهان صلحی عادلانه است که حقوق ملت فلسطین درآن مورد توجه قرار گیرد، بنحویکه بتواند از حق آزادی، بازگشت، استقلال و تعیین سرنوشت برخوردار گردد. حماس بر این باور است که موافقتنامههایی که تا کنون میان اسراییل و فلسطینیان امضا شدهاند، پاسخگوی آرمانهای ملت فلسطین نبوده و حتی حداقل انتظارات او را برنمیآورد این موافقتنامهها ناعادلانه بوده و به ملت (فلسطین) آسیب و زیان میرساند و از طرفی اسراییل را بخاطر تعدی، پاداش داده و حقی را که از دیگران سلب و غصب کرده، برسمیت میشناسد و به عبارتی این موافقتنامهها تلاشی در جهت تحمیل شرایط طرف پیروز و انتظار از طرف مظلوم به دست کشیدن از حقوق حقهاش میباشد. بنابراین چنین صلح ظالمانهای با این شاخصههای ستمکارانه نمیتواند به موفقیت بینجامد و یا عمری طولانی داشته باشد. اصل سازش سیاسی با هر مصدری و با هر مفادی در راستای این مطلب خواهد بود که برای دشمن صهیونیستی حق ورود در بخش عمده سرزمین فلسطین قائل میشود و صد البته تبعات آن، محروم شدن میلیونها تن از فرزندان ملت فلسطین از حق بازگشت، تعیین سرنوشت و ایجاد دولت مستقل بر سرتاسر قلمرو فلسطین و برپائی نهادهای ملی دنبال خواهد داشت.
این موضوع نه تنها با ارزشها، منشور و عرف بینالمللی و انساندوستانه منافات دارد که در دایره محرمات فقه اسلامی قرار گرفته و پذیرش آن جایز نمیباشد. سرزمین فلسطین، زمین مبارک اسلامی است که صهیونیستها با زور و تزویر غصب کرده و مسلمانان موظفند برای بازپسگیری آن و اخراج اشغالگر جهاد کنند.
بر همین اساس جنبش طرح شولدز– بیکر، طرحهای مبارک، برنامه شایر و فرآیند مادرید– واشنگتن را رد کرده است. دولت حماس معتقد است: ننگآورترین طرحهای سازشی که تاکنون مطرح شدهاند، در درجه اول قرار داد غزه- اریحا است که در تاریخ 13 سپتامبر 1993م میان اسراییل و یاسر عرفات در واشنگتن به امضاء رسید و همچنین سند اعتراف متقابل میان طرفین و موافقتنامههای بعدی که نامهایی چون قاهره، طابا و غیره برخود داشتند. خطر و تهدید این موافقتنامه تنها از مضمون آن که حاکیست تسلط اسراییلیها بر سرتاسر فلسطین را برسمیت میشناسد و روابط عربی- اسراییلی را عادی جلوه میدهد میباشد.