ایسنا – بهزاد نبوی در زمانی که نظام نوپای جمهوری اسلامی با جنگی ناخواسته و تحمیلی روبهرو شد نقشی کلیدی در دولت و به ویژه در حوزه مسایل اقتصادی به عهده داشت، از این رو با تنگناهای اقتصادی پیش آمده برای جمهوری اسلامی به ویژه در اواخر دوران دفاع مقدس آشنایی کامل دارد. مسائل جنگ را این بار وی در میان گذاشتهایم تا شاید زوایای متفاوتتری از دوران دفاع مقدس روشن شود.
بهزاد نبوی وزیرصنایع سنگین و معاون لجستیک ستاد فرماندهی کل قوای دوران دفاع مقدس به تشریح دیدگاههای خود در این زمینه پرداخت. بهزاد نبوی درباره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و نظر امام در اینباره گفت: البته من آن زمان نظر امام(ره) را نمیدانستم و ظاهراً تعداد محدود و معدودی این نظر را شنیده بودند که در آن زمان بازگو هم نشد و شاید خیلی هم بازگویی آن مفید نبود، بالطبع نمیدانم چرا امام(ره) نظرشان بر توقف جنگ بود.
وی افزود: اما تا جایی که مطلع شدهام نظر امام(ره) خاتمه جنگ بود نه صرفاً عدم ورود به خاک عراق، چرا که ما به هدف خود یعنی بیرون کردن متجاوز از خاک کشور تقریباً پس از فتح خرمشهر رسیدیم. متاسفانه بر اثر فضای کاذبی که پس از فتح خرمشهر ایجاد شده بود، برخی مسوولان تمایلی به پذیرش آتش بس نداشتند.
وی درباره این که «آیا به جز این نظر حضرت امام، نظر دیگری در خصوص ادامه دادن و یا پایان جنگ پس از فتح خرمشهر وجود داشت؟» گفت: بعد از پیروزیهای پیاپی ما از شکست حصرآبادان تا فتح خرمشهر حالتی در عموم ایجاد کرده بود که گویی میتوانیم به هر هدفی که میخواهیم در جنگ برسیم. این تصور در میان برخی فرماندهای نظامی ما بیشتر بود و کمکم این بحث مطرح شد که با وجود صدام، امکان برقراری شرایط مناسب برای صلح نخواهیم داشت و به تدریج بحث «جنگ جنگ تا سقوط صدام» مطرح شد و استراتژیهای نظامی ما هم همگی براساس این شعارها تدارک شد.
نبوی خاطرنشان کرد: در این شرایط، برخی دولتهای به ظاهر بیطرف در جنگ حمایت علنی از عراق را آغاز و ارسال سلاحهای پیشرفته را به آن کشور شروع کردند، به طوری که در عملیات رمضان معلوم شد که روسها تجهیزات جدید از جمله تانک تی– 72 را به عراق دادهاند و گفته میشد که کارشناسان آرایش نظامی عراق را به عهده گرفتهاند و این امر باعث شد که ما در این عملیات به اهداف خود نرسیم.
وی درباره میزان تاثیر تنشهای ایجاد شده در سطح حاکمیت در جنگ گفت: تا قبل از شکست حصرآبادان اصلیترین اختلاف بین دولت بنیصدر و طرفداران امام(ره) بود و همچنین وقوع ترورهای منافقین که گفته میشود تاثیر زیادی در جنگ داشته است، اما به نظر من این حوادث برعکس روحیه رزمندگان را تقویت کرد.
به عنوان مثال شکست حصرآبادان قرار بود 9 شهریور انجام شود که به دلیل شهادت عزیزان رجایی و باهنر به عقب افتاد، ولی در مهر ماه با قوت و قدرت بیشتری انجام شد و اولین پیروزی ما محسوب میشد، به عبارتی میتوان گفت که در اوج بحرانهای داخلی و اختلافات و ترورها وضع ما در جبهه خوب بود. وی افزود: جناحبندیهای بعدی که از سال 61 عمدتاً در زمینه مسایل اقتصادی ایدئولوژیک پیش آمد، تاثیری تعیینکننده در شرایط جبهه نداشت، البته برخی گروهها همان موقع به توقف جنگ معتقد بودند که دیدگاههایشان بر دو تاثیر چندانی در جبههها نداشت.
نبوی درباره نظر جناحهای سیاسی نسبت به مدیریت جنگ گفت: واقعیت این است که تا پایان جنگ هیچ کدام از جناحها به مدیریت جنگ نقد نمیکردند یا اگر نقدی داشتند، آن را رسما و علنا نمیگفتند. به عنوان مثال ما در درون دولت بعد از عملیات خیبر در مورد ادامه جنگ نقد داشتیم، ولی مواضع بسیاری از مسوولان تابع وضعیت رزمندگان در جبههها بود، به محض بروز یک شکست دیدگاهها محافظهکارانه میشد و با یکی دو پیروزی به دنبال اهداف بلند پروازانه میرفتیم.
تا قبل از شکست حصر آبادان که عراقی پیشرفتهای پیاپی داشت، دیدگاهها محافظهکارانه بود؛ مثلا در جلسه هیات دولت در شب حمله هوایی عراق به تهران در محل ستاد مشترک ارتش که با حضور شهید بهشتی، رهبری کنونی و آقای هاشمی برگزار شد، تندترین نظر در مورد جنگ، ادامه دفاع تا بیرون راندن متجاوز بود. در آن نشست برخی دیدگاهشان این بود که جنگ را به دلیل عدم آمادگی ارتش و نبود امکان دفاعی فورا متوقف و آتش بس برقرار کنیم که با مخالفت برخی از اعضای دولت از جمله شهید رجایی مورد تایید واقع نشد. آن روز از بحثهای طولانی بالاخره شعار ادامه جنگ تا خروج متجاوز از خاک ایران، به عنوان رادیکالترین شعار پذیرفته شد.
وی خاطرنشان کرد: بعد از شکست حصر آبادان و پیروزیهای پیاپی منتهی به فتح خرمشهر ورق برگشت و تحت تاثیر چند پیروزی فکر میکردیم تصرف بصره و العماره نظیر فتح خرمشهر است. تصور ناشی از این پیروزیها و همین ارزیابیهای مقطعی مانع از پذیرش آتشبس بعد از فتح خرمشهر شد؛ اما پس از آن شرایط جهانی عوض شد و با موانع سخت برخورد کردیم و دیگر پیروزیهای چشمگیری به دست نیامد. نبوی خاطرنشان کرد: بعد از عملیات رمضان و چند عملیات دیگر کمکم فرماندهان نظامی و مسوولان کشور به این نتیجه رسیدند که نمیتوانند به این سادگی به اهداف بعدی برسند، از این به بعد کار دشوار شد و شنیدم که به امام(ره) رجوع کرده بودند که آتشبس را بپذیریم و امام(ره) اعتقاد داشتند که پذیرش آتشبس در آن شرایط نشانه ضعف خواهد بود.
این فرمایش امام(ره) استراتژی جنگی ما را به تلاش برای به دستآوردن یک پیروزی بزرگ برای پذیرش آتشبس تبدیل کرد. طرحهای جنگی و عملیات یک به یک با این هدف به مرحله اجرا درآمد پیروزی بزرگی به دست نیامد. شاید میشد از عملیات فاو چنین استفادهای کرد که به هر دلیل نشد. عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تصریح کرد: عملیات فاو یک پیروزی تاکتیکی مهم بود، اما به لحاظ استراتژیک و نظامی یک پیروزی چشمگیر محسوب نمیشد.
تصرف فاو به عنوان یک تاکتیک غافلگیرکننده قابل تحسین بود، اما در حد یک پیروزی بزرگ که بتواند پایان بخش جنگ باشد نبود. وی درباره پشتیبانی جنگ و اداره مالی آن گفت: تا اواخر سال 64 وضع اقتصادی کشور تقریبا قابل قبول بود جنگ هم چندان پرهزینه نشده بود چرا که اولاً امکانات و تجهیزات و تسلیحاتی از قبل داشتیم و ثانیاً طرحهای خیلی بزرگ و پرهزینه هم مطرح نبود، ما هر سال یک عملیات بزرگ انجام میدادیم و تدارک در این حد مشکلی نداشت.
وی افزود: از اواخر سال 64 قیمت نفت به شدت کاهش یافت. علاوه بر کاهش قیمت نفت به دلیل جنگ نفتکشها و حملات عراق به لولهها و پایانههای نفتی با کاهش صدور نفت هم مواجه شده بودیم؛ مجموعه این عوامل سبب سقوط درآمد نفتی کشور از عدد 20 میلیارد دلار در سالهای اول جنگ به کمتر از 7 میلیارد دلار در سالهای 65، 66 و 67 شد البته دولت وقت با اتخاذ استراتژی شرایط نوین اقتصادی که از آغاز سال 65 تنظیم کرده بود، توانست با همان مقدار بسیار محدود درآمد نفتی، بودجه نظامی را تغییرندهد و سالانه حدود سه میلیارد دلار به بخش دفاع میداد و از حدود 4 میلیارد دلار باقیمانده سه میلیارد صرف کالاهای اساسی و حساس و یک میلیارد دلار برای کل نیازهای دیگر کشور هزینه میشد.
بدیهی است که این سیاست توزیع درآمد نفتی به کل اقتصاد آسیبهای جدی وارد میکرد، اما تامین هزینههای جنگ و حداقل نیازهای ضروری مردم دچار مشکل نمیشد. نبوی تصریح کرد: البته بودجه جنگی فوق، تکافوی طرحهای بزرگی را که گاهی مطرح میشد، نمیکرد؛ طرحهای بزرگی که فهرست اقلام مورد نیازش اخیرا در نامه تازه منتشر شده امام (ره) دیده میشود. لازم به ذکر است که تامین نیاز چنین طرحهایی، حتی در شرایط مساعد اوایل جنگ هم امکانپذیر به نظر نمیرسید. وی درباره نقش تنگناهای اقتصادی و مالی در قبول قطعنامه گفت: مشکل مالی برای قبول قطنامه قطعا مشکل اصلی نبود، البته همانطور که عرض شد فشار زیادی روی اقتصاد کشور بود و در سه سال پایانی جنگ نابسامانیها تشدید شده بود، ولی جنگ، اداره و کالای اساسی مردم هم تامین میشد. نبوی درباره میزان تاثیر اختلافات و جناحبندیها در سال های آخر جنگ در روند آن گفت: در آن سالها مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز جدا شد، البته جناح راست مدعی است که این اتفاق در روحیه رزمندگان تاثیر داشت، در حالی که این طور نبود.منع توزیع یکی از روزنامههای آن زمان از سوی امام هم مورد سوال ما بود که در این باره گفت: این روزنامه طرفدار انقلاب و نظام بود، اما در مورد وضعیت اقتصادی کشور مطالب ناامیدکننده مینوشت، احتمالاً امام(ره) از آن جهت که ارایه تصویر نامطلوب از وضع اقتصادی کشور ممکن بود سبب تضعیف روحیه رزمندگان شود، جلوی طرح این گونه مطالب را گرفته بودند و نه به خاطر این که این روزنامه اختلاف جناحها را مطرح میکرده است. آن زمان تقریبا همه فرماندهان سپاه و بسیج از نظر فکری وابسته به طیفهای سیاسی موجود بودند، لذا طرح اختلاف جناحی مشکلی ایجاد نمیکرد، آنچه میتوانست روی جبهه تاثیر منفی بگذارد، ترسیم چهرهای مبنی بر خرابی وضع کشور بود.
عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درباره نگاه امام مشارکت سیاسی و تاثیر جنگ در برگزاری انتخاباتها در آن سالها گفت: نگاهی به انتخاباتهای مختلف در زمان امام(ره) نشان میدهد که هرگز اینطور نبوده است. در اوج موشکباران تهران یک روز هم انتخابات به تاخیر نیافتاد. در آن دوران انتخابات غیرآزاد نداشتیم و هنوز این تکنولوژیهای جدید کشف نشده بود و شورای نگهبان برخی از رفتارها را شروع نکرده بود.
وی افزود: در تمام سالهای جنگ یک بار نشنیدیم که بگویند به خاطر جنگ انتخابات برگزار نشود، حتی امام(ره) در بحرانیترین شرایط جنگ باعث و بانی شکلگیری مجمع روحانیون مبارز شد؛ یعنی از نظر امام(ره) مشارکت سیاسی مردم و وجود تکثر از اهمیت بالایی برخوردار بود. امام(ره) در عین توجه به جنگ، تکثر و وجود جناحهای مختلف را نه تنها محل جنگ نمیدانستند، بلکه آن را ضروری دانسته و تقویت میکرد. به همین دلیل بیشترین سهم را در ایجاد جناحبندیها در سال پایانی جنگ داشت.