تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۰  ، 
کد خبر : ۴۱۰۳۲

عراق بر لبه پرتگاه


«بوش خون سربازان آمریکایی را خرید و فروش می کند، بوش سربازان آمریکایی را فدای اهداف سیاسی خود می‌کند، سیاست های جدید بوش در عراق سیاست های پوچ و توخالی هستند، پشیمانی نهایت کار سیاست دولت بوش است؛ اینها اظهارات و سخنان نمایندگان آمریکایی چون «نانسی پلوسی»، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و «تدکندی»، نماینده دموکرات سناست. به راستی زمانی که مقامات مسئول آمریکایی چنین ارزیابی از سیاست های دولت بوش در عراق دارند، کشورهای منطقه باید چه ارزیابی از این سیاست ها بکنند؟ آیا ننگ سکوت و همراهی برخی از کشورهای منطقه با سیاست های دولت بوش نقطه تاریک دیگری در تاریخ منطقه نیست؟»
روزنامه النهرین ـ چاپ عراق ـ با ارایه تحلیلی تحت عنوان «عراق بر لبه پرتگاه» نوشت: «ما فقط صدای اعتراض رهبران اروپایی و احزاب و گروه های سیاسی آمریکا را در اعتراض به سیاست های دولت بوش در منطقه می شنویم، منطقه ای که متعلق به ما است و ما بیش از دیگران نسبت به سرنوشت و آینده آن مسئول ومتعهدیم. استراتژی بوش که بیش از آنکه برای عراق باشد برای کل منطقه درنظر گرفته شده است، از همان ابتدا شکستش مشخص بود. به رغم آنکه تمامی جمهوری خواهان و دموکرات های آمریکایی به همراه رهبران اروپایی نسبت به این استراتژی کاخ سفید هشدار داده اند اما دیدیم که بسیاری از رهبران منطقه بازهم سیاست سکوت و همراهی با سیاست های دولت بوش را درپیش گرفتند و هیچ کس حتی کوچک ترین انتقادی از این استراتژی نکرد بلکه حتی برخی از این رهبران ابراز امیدواری کردند که این استراتژی با موفقیت کامل در عراق به اجرا گذاشته شود.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «درست در آغاز به اجرا گذاشته شدن این استراتژی 150 تن غیرنظامی عراقی طی دو روز در دو عملیات در مناطق «مستنصریه» و بغداد کشته شدند و هزاران تن دیگر زخمی شدند و درست دو روز پس از پایان دیدار «رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا از عراق در یک اتفاق بی سابقه 25 سربازآمریکایی کشته شدند و بالاخره در 22 ژانویه ماه جاری انفجار دیگری در بغداد جان 110 غیرنظامی را گرفت و 170 زخمی برجای گذاشت. کشته شدن این تعداد از سربازان آمریکایی و شهروندان عراقی نمی تواند نوید خوبی از پیامدهای استراتژی بوش در منطقه باشد.
متأسفانه دولت مالکی به رغم تمامی فرصت هایی که دراختیارش گذاشته شد تا به امروز نتوانسته است عراق را در بحران های کنونی درست رهبری کند و به اعتقاد بسیاری این حکومت به بازیچه ای دردست سیاست های کاخ سفید تبدیل شده است. درست در زمانی که کاخ سفید از حکومت عراق و عملکرد آن حمایت می کند روز دیگر بوش به شدت از مالکی انتقاد می کند و دولت وی را به اتخاذ تصمیمات ناسنجیده و عملکرد ضعیف در برخی از امور متهم می‌کند.»
به نوشته این روزنامه «سیاست های نسنجیده دولت بوش از یک طرف و عملکرد ضعیف کشورهای منطقه در قبال این سیاست ها ازسوی دیگر نه تنها عراق را به سوی لبه پرتگا می کشاند بلکه کل منطقه را درمعرض شعله های آتش جهنمی قرار می دهد که همه را در خود خواهد بلعید. سیاست های فعلی کاخ سفید در قبال کل منطقه آن قدر متعارض و متناقض است که صدای بسیاری از کشورهای اروپایی و غیراروپایی درآمده است. در حالی که عراق کماکان شاهد اوج بحران های امنیتی در درگیری های طوایفی است و افغانستان نیز در بحران های سیاسی و اقتصادی خود دست و پا می زند، کاخ سفید از طرح خود برای حمله به مراکز هسته ای ایران خبر می دهد و ایران را به عنوان عامل تهدیدآمیزی در منطقه تلقی می‌کند.
به راستی آیا این حماقت محض نیست که دولت بوش به جای متمرکز شدن بر حل بحران عراق و افغانستان به فکر به راه انداختن جنگی دیگر در منطقه است؟ شاید هم این سیاست ازنظر ما حماقت باشد اما ازنظر کاخ سفید این چنین نیست، زیرا هدف اصلی آمریکا درگیر کردن کل منطقه با بحران و کشمکش است، به گونه ای که این منطقه در عمق آتش فرورود و نیازمند کسی باشد که این آتش را کنترل کند که مطمئناً هیچ کس بهتر از آمریکا عامل اصلی به راه افتادن این آتش برای مهار کردن آن نیست.»
این روزنامه عراقی در ادامه این تحلیل می آورد: «دیگر سخن گفتن از افتادن عراق در دام جنگ های داخلی و مذهبی یا گسترش دامنه بحران در این کشور سخنی تکراری است، باید از فروافتادن عراق در جهنم مرگ و ویرانی سخن بگوییم و به فکر راهکار و سیاست جدی برای متوقف ساختن حماقت های آمریکا باشیم. گویا سکوت برخی از کشورهای منطقه به خصوص کشورهای عربی در برابر سیاست غلط و اشتباه کاخ سفید به یک استراتژی از سوی این کشورها تبدیل شده است؛ استراتژی ای که می تواند قدرت و نظام این کشورها را مصونیت لازم بدهد. اما این فکر نیز فکر اشتباهی است زیرا تاریخ به ما ثابت کرده است که هرگز نمی توان به وعده و وعیدهای آمریکا اعتماد کرد، اصلاً اعتماد کردن به سیاست های کشوری که برپایه استعمار و چپاول حقوق دیگران بنا نهاده شده است کلاً اشتباه است، خواه این کشور آمریکا باشد یا انگلیس یا یک کشور استعمارگر غربی دیگر.»
به نوشته این روزنامه «اشتباه ما شرقی ها آن است که نمی خواهیم از تجربه های تاریخ درس بیاموزیم و همچنان اشتباهات گذشته را مرتکب می شویم. سکوت کشورهای عربی در برابر سیاست های کاخ سفید هرگز بحران های منطقه را حل و فصل نمی کند بلکه امور این منطقه را از این چیزی که هست نیز پیچیده تر می کند، به طور مثال عملکرد خنثی و گاهی موازی با سیاست های آمریکا از سوی رهبران عربی به تأسیس گروه های اصولگرای تندرویی چون القاعده منجر شد، گروه‌هایی که با این اعتقاد که نظام های فعلی نظام های دست نشانده آمریکا هستند، جریان مسلحانه ای را آغاز کردند که این جریان امروز به حدی گسترش یافته است که تمامی نظام های حاکم در کشورهای عربی و منافع آمریکا و دیگر کشورهای غربی را تهدید می کند، البته این جریان اصولگرای تندرو که با هدف مبارزه با نظام های فعلی کشورهای عربی و آمریکا تشکیل شد، پیامدهای بسیار بدی برای منطقه به دنبال داشت که از جمله آن پیامدهای حضور گسترده نیروهای آمریکایی در سراسر خاورمیانه بود.
این نیروها با هدف دنبال کردن اعضای این گونه سازمان ها و متلاشی کردن این سازمان ها در مناطق مختلف خاورمیانه مستقر شدند وحتی برخی از جنگ ها چون جنگ افغانستان و حتی عراق از سوی آمریکا به بهانه نابود ساختن این گروه ها و سازمان ها انجام گرفت. بنابراین، در ارزیابی کلی از این قضایا به این نتیجه می رسیم که اتخاذ نکردن سیاست های جدی واستراتژیک از سوی کشورهای منطقه در برابر بسیاری از قضایایی که پای آمریکا در منطقه را بازکرد، عامل اصلی بسیاری از بحران های موجود در آن است و اگر سیاست های فعلی این کشورها در حل و فصل بحران ها و قضایای منطقه بر همین شیوه ای که هست، پیش رود مطمئناً نباید آینده و افق روشنی برای منطقه پیش‌بینی کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات