ناصر بهرامیراد
شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نخستین بار در طول عمر نظام جمهوری اسلامی ایران در واکنشی غیرمنتظره، اقدام تروریست های وابسته به گروهک جندالله در انفجار چهارشنبه شب زاهدان و به شهادت رساندن تعدادی از برادران سپاه پاسداران را محکوم کرد و در بیانیه اش خواستار آن شد که «عاملان و سازمان دهندگان و بانیان این حمله تروریستی» به دست عدالت سپرده شوند. بیانیه شورای امنیت اگرچه با اتفاق آرای پانزده عضو دائم و غیردائم آن صادر شد ولی جزو اسناد غیرالزام آور شورای امنیت محسوب می شود و واجد هیچ ارزش عملی نیست.
با این وصف بی سابقه بودن اقدام اعضای شورای امنیت، بخصوص اعضای دائم آن و بویژه آمریکا در دادن رأی مثبت به بیانیه، آن هم در شرایطی که طی 28سال گذشته عملیات تروریستی متعددی علیه مردم و مسئولان کشورمان و گاه با شدت بیشتر از انفجار اخیر زاهدان صورت گرفته بدون آن که صدایی از این ارگان اجرایی سازمان ملل برخیزد، پرسش برانگیز است. راستی واکنش سریع شورای امنیت را چگونه باید تفسیر کرد؟و دلایل اصلی این اقدام را در کجا باید جست؟
چنین پرسش هایی بخصوص زمانی اهمیت مضاعف پیدا می کنند که توجه شود مهلت 60روزه همین شورا برای تن دادن جمهوری اسلامی ایران به قطعنامه ضد حقوقی و غیرعادلانه 1737رو به اتمام است و احتمال می رود اعضای شورای امنیت اقدامات غیرمنطقی شدیدتری را در پیش بگیرند. در این صورت همچون گذشته باید منتظر سمپاشی افراد و گروه هایی در داخل کشور باشیم که نظام و مردم را به دلیل ایستادگی در برابر زیاده خواهی های تبعیض آمیز گروه 1+5 مورد ملامت قرار می دهند و این بار به استناد همین بیانیه درصدد ترسیم چهره ای منصف و بی طرف از شورای امنیت برای افکار عمومی برمی آیند.
ممکن است گفته شود بیانیه شورای امنیت به دنبال درخواست هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد و ارائه پیش نویس آن از سوی نمایندگی روسیه مورد بررسی و رأی گیری قرار گرفته است. این دلیل به هیچ وجه نمی تواند از عهده تطهیر شورای امنیت برآید چرا که شبیه چنین درخواستی سه ماه قبل نیز از سوی هیئت نمایندگی کشورمان ارائه شد. آبان ماه امسال به دنبال سلسله ای از اظهارات علنی مقامات رسمی رژیم صهیونیستی مبنی بر آمادگی کامل برای حمله نظامی به تأسیسات هسته ای ایران، نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل با تقدیم درخواستی رسمی که جزو اسناد سازمان ملل نیز ثبت شد اعلام شکایت و تقاضای رسیدگی از سوی سازمان ملل و شورای امنیت کرد. این شکایت نه تنها تاکنون در دستور کار قرار نگرفته، بلکه بی تفاوتی شورای امنیت چنان جسارتی به رژیم صهیونیستی بخشیده که میرامیت رئیس سابق سازمان جاسوسی اسرائیل در گفت وگو با روزنامه یدیعوت آحارونوت به صراحت درباره ترور رئیس جمهوری اسلامی ایران سخن به میان آورده است؛ آرزویی که البته برای صهیونیست ها و اربابانشان دست نیافتنی خواهد بود.
علاوه بر آن دوماه قبل زمانی که نخست وزیر درمانده رژیم صهیونیستی به داشتن بمب اتمی اذعان و به احتمال استفاده از آن علیه مردم لبنان و رزمندگان حزب الله اشاره کرد، اتحادیه وکلای عرب با صدور بیانیه ای از شورای امنیت سازمان ملل خواست تا با تهدیدات هسته ای رژیم اشغالگر قدس که اینک به اصلی ترین تهدید صلح و امنیت بین المللی تبدیل شده، مقابله کند اما تاکنون هیچ واکنشی از شورای امنیت که وظیفه اصلی اش مقابله با تهدیدات علیه صلح و امنیت بین المللی است در مقابل این درخواست عمومی دیده نشده است.
یک ماه قبل نظامیان اشغالگر آمریکایی با حمله به ساختمان کنسولگری ایران در شهر اربیل عراق پنج دیپلمات کشورمان را ربودند. این اقدام با دو اظهارنظر رسمی همراه شد. هشیار زیباری وزیر خارجه عراق اعلام کرد این افراد دیپلمات و دارای مصونیت سیاسی هستند، و خانم رایس وزیر خارجه آمریکا گفت که آدم ربایی مذکور با دستور صریح رئیس جمهوری کشورش صورت گرفته است. با وجود آن که طبق کنوانسیون های بین المللی نیروهای اشغالگر مسئولیت تامین امنیت کشور تحت اشغال را برعهده دارند، هیچ صدایی از شورای امنیت سازمان ملل بیرون نیامد.
حتی اگر از جهت گیری شورای امنیت درباره بحران هایی مانند عراق، فلسطین، لبنان و دارفور بگذریم، درباره کشور خودمان «سکوت مرگبار» شورای امنیت از سابقه ای دیرینه برخوردار است. خاویر پرز دوکوئیار دبیرکل اسبق سازمان ملل متحد امسال در مصاحبه ای در پاریس به عملکرد شورای امنیت در زمان جنگ تحمیلی صدام علیه ایران اشاره کرد که بخش هایی از آن قابل توجه و درس آموز است: «زمانی که عراق از سلاح شیمیایی استفاده کرد، شورا ]ی امنیت[ به درخواست من برای انجام اقدامات عملی پاسخی نداد و من ناچار شدم با استفاده از اختیارات خودم برای اعزام تیم های کارشناسی استفاده کنم. این گزارش ها را به شورای امنیت ارسال می کردم ولی واکنش قاطعی صورت نگرفت. به نظرم همین سکوت صدام را دچار اشتباه محاسبه در حمله به کویت کرد.»
با توجه به این سابقه، سکوت شورای امنیت در برابر اقدامات تروریستی نظیر به شهادت رساندن رئیس جمهور و نخست وزیر، به شهادت رساندن رئیس دیوان عالی کشور به همراه تعدادی از وزرا و نمایندگان مجلس، و به شهادت رساندن هزاران تن از شهروندان جمهوری اسلامی ایران، واین که تغییری در ترکیب اعضای دائم شورای امنیت و میزان دشمنی آنان با دولت و ملت ایران رخ نداده، قطعاً تلقی مخالفت با تروریسم از بیانیه اخیر شورای امنیت، برداشتی صحیح نخواهد بود. هر چند در برخوردهای دیپلماتیک ممکن است از آن به عنوان «گامی به جلو» نام برده شود ولی در فرهنگ عمومی مردم کشور ما و مردم آگاه جهان تعبیر «فرار به جلو» مناسبترین تعبیر برای ژستی است که شورای امنیت در برابر اقدامی تروریستی گرفته است.
برای روشنتر شدن موضوع کافی است به خاطر بیاوریم اصلی ترین و مؤثرترین کشور بر تصمیمات شورای امنیت هفته گذشته جنجالی رسانه ای را در این باره راه انداخت که تسلیحات ساخت ایران را در عراق پیدا کرده و این تسلیحات اسباب کشته شدن دهها نظامی آمریکایی را فراهم آورده است. این جنجال پیش از همه به وسیله خبرنگاران و سیاستمداران آمریکایی مخدوش شد، و حالا سلاح های ساخت همان کشور در دست تروریست هایی پیدا شده که در زاهدان دهها فرزند سپاهی ملت ایران را به شهادت رسانده اند، اعترافاتی هم صورت گرفته که مانند موارد فراوان قبلی با اسناد و مدارک روشن و قطعی همراه خواهد بود.
شما اگر جای آن کشور و شورای امنیت بودید برای گریز از این افتضاح چه می کردید؟