ابراهیم حاجی محمدزاده
به این سؤال که «بزرگترین دست آورد انقلاب اسلامی چیست؟» از زوایای گوناگون می توان پاسخ درخور داد؛ ولی بدون شک پاسخ حضرت امام(ره) بعنوان ولی فقیه، معمار و بنیانگذار انقلاب اسلامی به همراه تجربه های گرانسنگ ایشان در برخورد با جریانات فکری و مواضع گروه ها و شخصیت های مختلف، از بعد از مشروطه تا قبل و بعد از پیروزی انقلاب، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. قبل از پرداختن به پاسخ امام(ره) به سؤال فوق، برشمردن چند اصل از دیدگاه های خدشه ناپذیر ایشان در راستای اسلام ناب محمدی، ضروری است؛
1- علی رغم تلاش مستکبران و مزدوران آنها در گذشته و حال، که همواره کوشیده اند بخاطر استثمار و چپاول ملت ها راه مبارزه را در عصر خود به بن بست رسیده اعلام نمایند، امام خمینی بمانند تمامی انبیا و اولیا و مبارزان صدیق پیرو آنان، اصل کلی زیر را برای همیشه تاریخ جاودانه میدانند؛
«تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.» (1)
ایشان در یک تحلیل دقیق و مفصل از اوضاع کنونی جهان و توطئه های شیطان بزرگ و اذنابش علیه مسلمانان جهان می فرمایند:
«راهی جز مبارزه نمانده است و باید چنگ و دندان ابرقدرت ها و خصوصا آمریکا را شکست.» (2)
از دیدگاه ایشان پیروزی انقلاب اسلامی ایران تنها آغاز راه مبارزه در دنیای کنونی بوده و مسئولین نظام نیز با اتکال به خداوند متعال باید در تداوم آن بکوشند؛
«من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می خواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشا، سرمایه داری غرب و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدم های اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم.» (3)
«مسلمانان از هیاهو و طبل های توخالی تبلیغات ظالمانه نهراسند که کاخ ها و قدرت های نظامی و سیاسی استکبار جهانی، همانند لانه عنکبوت سست و در حال فرو ریختن است.» (4)
«به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض می کنم خداوند آثار و برکات معنویت شما را به جهان صادر نموده است و قلب ها و چشمان پرفروغ شما کانون حمایت از محرومان شده است و شراره کینه انقلابی تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است.» (5)
«خداوندا بر ما منت بنه و انقلاب اسلامی ما را مقدمه فرو ریختن کاخ های ستم جباران و افول ستاره عمر متجاوزان در سراسر جهان گردان و همه ملت ها را از ثمرات و برکات وراثت و امامت مستضعفان و پابرهنگان برخوردار فرما.» (6)
2- مبارزه با نظام طاغوتی و وابستگان به آنها در قبل و پس از پیروزی، دشواری های مخصوص به خود را دارا می باشد. مبارزه در شرایط اختناق و سلطه مزدوران استکبار جهانی همواره، دربدری، آوارگی، شکنجه، زندان، شهادت و از همه بدتر بریدن و زبونی عده ای از همراهان در مقابل قدرت نمایی دژخیمان را به همراه دارد.
پس از پیروزی محرومان و مستضعفان و به حاکمیت رسیدن انقلاب، هستند فرصت طلبی کسانی که تا دیروز هیچگونه سنخیتی با مبارزه نداشته و یا اگر به فرض در گذشته قدمی برداشته اند، امروز با دسیسه ها و باندبازی ها و دنیاطلبی و قدرت مداری خود و خانواده و هم پالکی هایشان برای رسیدن به امیال خویش انقلاب را پایان یافته اعلام می کنند و با نفی مبارزه دائمی و بزرگ نمایی خطرات مبارزه سعی می کنند انقلاب را به بن بست بکشانند. امام خمینی با هشدارهای متعدد نسبت به جبهه متحد سرمایه داران و فرصت طلبان دنیاطلب و دست از آرمان های انقلاب شسته، می فرمایند:
«ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزش های اسلامی هستند به خوبی دریافته اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست و آنها که تصور می کنند که مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفان و محرومان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد. با الفبای مبارزه بیگانه اند. و آنهایی هم که تصور می کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می کنند، آب در هاون می کوبند بحث مبارزه و رفاه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند، و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی بضاعت، گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلاب ها هستند.»(7)
امام با سرنوشت ساز بودن حمایت از محرومان و مستضعفان توسط دولت مردان و هم سنگ دانستن آن با شهادت و ایثار مجاهدان میفرمایند:
«بدون شک جهانخواران به همان میزان که از شهادت طلبی و سایر ارزش های ایثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرایش و روح اقتصاد اسلامی به طرف حمایت از پابرهنگان در هراسند. و مسلما هر قدر کشور ما به طرف فقرزدایی و دفاع از محرومان حرکت کند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملت های جهان به اسلام زیادتر میشود.»(8)
امام در این راستا بزرگترین ویژگی روحانیت مبارز را نیز اینگونه ترسیم مینمایند؛
«روحانیت متعهد، به خون سرمایه داران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده اند و پس از کسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان شیوه زاهدانه با فقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی کرده اند و هرگز زیر بار منت و ذلت نرفتهاند.»(9)
با توجه به رهنمودهای فوق و سنجیدن مشی افراد و گروه ها و جبهه های مختلف، که این روزها با بهره گیری از آزادی قلم به بهترین وجه خود را معرفی می نمایند؛ پاسخ به این سؤال که بزرگترین دست آوردهای ابدی انقلاب اسلامی چیست؟ را از دیدگاه امام در این توصیه ایشان خطاب به فرزندان جهادی شان در آخرین ماههای حیاتشان میتوان یافت:
«فرزندان عزیز جهادی ام! به تنها چیزی که باید فکر کنید به استواری پایه های اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است. اسلامی که غرب و در رأس آن آمریکای جهانخوار و شرق در رأس آن شوروی جنایتکار را به خاک مذلت خواهد نشاند. اسلامی که پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومین و فقرای جهانند و دشمنان آن ملحدان و کافران و سرمایه داران و پول پرستانند. اسلامی که طرفداران واقعی آن همیشه از مال و قدرت بی بهره بوده اند و دشمنان حقیقی آن زراندوزان حیله گر و قدرت مداران بازیگر و مقدس نمایان بیهنرند....
امیدوارم از سیاست صحنه های سخت «نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی» عبور کنید که اگر ایران را بر پایه استقلال واقعی پایه ریزی نکنیم هیچ کاری نکرده ایم. چشم امید من به شما سازندگان پرشور و نشاط اسلامی است.»(10)
و در همان زمان ها قربانی شدن خود در راه این آرمان بزرگ را آرزو میکنند و میفرمایند:
«ما باید سعی کنیم تا حصارهای جهل و خرافه را شکسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله ـ برسیم و امروز غریب ترین چیزها در دنیا اسلام است و نجات آن قربانی می خواهد و دعا کنید من نیز یکی از قربانی های آن گردم.»(11)