تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۳  ، 
کد خبر : ۴۱۰۵۱

با آمریکا چه باید کرد؟(بخش دوم)


پروفسور حمید مولانا
در دهه 1970 میلادی آمریکا در خاورمیانه سه عامل و پایگاه اصلی داشت: ایران، اسرائیل و عراق. اکنون ایران و عراق از دست آمریکا خارج شده و اسرائیل هم در بحران است. آمریکائی ها خود را وارد معرکه کرده اند و مستقیماً زحمت همه کارها را به عهده دارند. اگر رئیس سابق اطلاعات وزارت خارجه آمریکا می گوید، دخالت تخریبی ایران در عراق یک درصد است، باید پرسید، پس 99درصد مابقی در کجاست؟ موضوع کلیدی در اینجا شکست سیاست های بوش و نومحافظه کاران است. امروز مردم آمریکا و اکثر قریب به اتفاق نخبگان سیاسی آن کشور افول قدرت آمریکا را به شکست سیاست های دولت بوش مرتبط می کنند.
علت پیروزی دموکرات ها در انتخابات اخیر کنگره آمریکا هم همین بود و فشار اصلی و بزرگ روی دولت بوش همین سیاست های خود اوست. گزارش کمیسیون «بیکر و همیلتون» این موضوع کلیدی را مطرح کرده است. هدف اصلی گزارش این کمیسیون در حقیقت نجات آمریکا از این مشکل و همان طوری که قبلاً نوشتم بیشتر برای وحدت و دوری از چند دستگی در داخل نظام آمریکا بوده است. مقاله اخیر «هادلی» مشاور امنیت ملی بوش در واشنگتن پست (28 ژانویه 2007) تحت عنوان «چرا بغداد کلیدی» است در حقیقت گمراه کننده و برای مصرف دیگران نوشته شده است تا افکار عمومی مردم آمریکا و توجه سایرین (مانند ایران) را معطوف مسئله محدودتری کند.
موضوع کلیدی نه امنیت بغداد است و نه پرستیژ جهانی ایالات متحده بلکه شکست سیاست های بوش در عراق و در منطقه خاورمیانه است. جایگاه آمریکا و پرستیژ این ابرقدرت از زمان شکست جنگ ویتنام رو به تنزل بوده است و اکنون هم همان جریان را طی می کند ولی نجات بوش و آمریکا از چاله ای که اکنون در آن افتاده برای خود بوش و آمریکا اهمیت بیشتری دارد. ادعای بوش این بود که می خواهد خاورمیانه بزرگ به وجود آورد و دموکراسی را در آن مستقر سازد. شکی نیست که استراتژی بوش در قالب شعار «خاورمیانه بزرگ» شکست خورده است و این شکست با ضربه نظامی آمریکا به ایران ترمیم نمی شود. تنها کوشش دولت بوش در 17 ماه آینده این خواهد بود که با رسوائی بیشتر کاخ سفید را ترک نکند.
تنها راهی که می تواند دولت بوش را از ناکامی های آینده مصون نگاه دارد مذاکره با ایران و شناخت جمهوری اسلامی ایران است. و تنها راهی که جمهوریخواهان می توانند برای آینده خود در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری در توشه داشته باشند مذاکرات و موفقیت با ایران است وگرنه شکست آنها در انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا با شرایط فعلی حتمی است.
مذاکره با کره شمالی برای دولت بوش مهم است ولی کلید اصلی موفقیت دیپلماسی آمریکا را اکنون ایران در دست دارد و متصدیان امور در ایران باید به این توجه فوق العاده ای داشته باشند زیرا هرگونه موافقت آمریکا با ایران به مسائل و بحران های آنها در عراق و افغانستان و فلسطین کمک خواهد کرد.
امروز قدرت اساسی در دنیای شیعه و مشکلات اساسی آمریکا نیز در کشورهای عراق، لبنان، ایران و افغانستان است.
ناکامی کارتر در دیپلماسی با ایران باعث شد که جمهوری خواهان به مدت 12 سال بر کاخ سفید صیانت داشته باشد (ریگان و بوش ارشد)، هم چنانکه ناکامی دموکرات ها در جنگ ویتنام سبب شد که جمهوری خواهان (نیکسون) بتوانند به کاخ سفید راه یابند ولی تصمیم گیری رؤسای جمهور آمریکا در مسائل داخلی به ویژه رقابت حزبی و قدرت گرائی باعث شد که جمهوری خواهان با افتضاحات ملی و بین المللی مواجه شوند (مانند قضیه واترگیت در زمان نیکسون، ایران گیت در زمان ریگان، و عراق گیت در زمان بوش ارشد).
در 28 سالی که از انقلاب اسلامی ایران می گذرد، در شرایط کنونی منطقه ای و جهانی، این اولین باری است که ایران می تواند در نتیجه انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا عامل مؤثری باشد.
مطالعات وسیع و پژوهش های نیم قرن اخیر در آمریکا نشان می دهد که در حوزه سیاست خارجی، هم فکری فوق العاده نزدیکی بین نخبگان سیاسی حاکم بر آمریکا و مطبوعات و رسانه های مسلط آن کشور وجود دارد. مطبوعات رسانه های آمریکا به طور کلی در طول تاریخ از جنگ طلبی دولت های خود پشتیبانی کرده اند ولی همین مطبوعات و رسانه ها وقتی که دولت آمریکا شکست می خورد، شروع به انتقاد می کنند. ما به خوبی این فرضیه را در مورد جنگ ویتنام دیدیم و امروز هم آن را در مورد جنگ در عراق مشاهده می کنیم.
توماس فریدمن یکی از نویسندگان روزنامه نیویورک تایمز که مانند سایر همکاران مطبوعاتی خود در آغاز حمله به عراق شادی می کرد و برای دولت بوش و به ویژه برای وزیر دفاع او دونالد رامسفلد کف می زد امروز کاملاً تغییر عقیده داده و می نویسد «اگر دیک چنی معادله رئیس جمهور و دونالد رامسفلد وزیر دفاع به جای مبارزه با ژنرال کالین پاول وزیر خارجه آن زمان آمریکا بیشتر به فکر اداره عراق و فرستادن قوای نظامی بیشتری به آن کشور بودند امروز عراق سوئیس خاورمیانه شده بود.» فریدمن که سال هاست از رژیم اسرائیل طرفداری و ایران را تحقیر می کند می افزاید: «حل مسئله تناقض در واشنگتن آغاز افزایش تناقض در تهران خواهد بود... کنار گذاشتن تغییر رژیم از دستور جلسه (دولت بوش) و میز تصمیم گیری، تغییر رفتار ایران را همراه خواهد داشت.»
(اینترنشنال هرالد تریبیون، 24 و 25 فوریه 2007، ص 5)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات