تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۴۱۰۵۴

استراتژی چانه‌زنی‌های بین‌المللی


یکی از مهم ترین مسائلی که امروزه ذهن کارشناسان سیاسی و امنیتی را به خود مشغول کرده است استفاده از مباحث استراتژی کلان در چانه زنی های بین المللی است. گاهی اوقات نگاه کلان استراتژی معطوف به تولید و یا صنعت خاصی می گردد. بالطبع کشورهای ابرقدرت نیز همواره در انتخاب موضع گیری های استراتژیک کلان خود سعی بر این دارند که میزان قدرت و توانمندی شان فراتر از رقبای سیاسی باشد. در این بین رفتارهای استراتژیک هسته ای روسیه و آمریکا همواره به گونه ای بوده است که این دو کشور از مباحث هسته ای برای حفظ برتری و جایگاه خود استفاده کرده اند. شکل گیری معاهده های هسته ای NPT، CTBT و...، عضویت بعضی از کشورها در شورای حکام آژانس، انتخاب دوره ای روسای آژانس و یا حتی اظهارنظرهای شخصیت های سیاسی دو کشور راجع به بازرسی ها بازرسان آژانس، مسائلی است که هر از گاه می توان با پرداختن به آن سعی نمود جایگاه مورد اشاره حفظ گردد.
استراتژی هسته ای امروزه ابزاری است برای چانه زنی های سیاسی، چرا که ماهیت صنعت هسته ای به دلیل کاربرد صلح جویانه و نظامی و همچنین مشخصات خود صنعت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. تا آنجا که امروزه کارشناسان مسائل امنیتی داشتن سلاح های نظامی هسته ای را بازدارنده تلقی می کنند.
با استناد به بسیاری از مسائل روز جهان می توان گفت که تئوری بازدارندگی هسته ای از حالت بالقوه به بالفعل تبدیل شده است و حالت عمل به خود گرفته بطوری که در بیشتر اظهارنظرهای بین الملل نیز این استراتژی مدنظر قرار می گیرد. و البته بسیاری از کارشناسان بین المللی این امر را پس از پایان دوران جنگ سرد چیزی دور از ذهن نیز نمی دانستند.
پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، اقتصاد بیماری که به سراغ این ابرقدرت آمد توانست آمریکا را در تئوری های هسته ای و مبانی استراتژیک خود جلو اندازد.
بسیاری از کشورها نیز از این موقعیت استفاده کردند که یا بتوانند به سلاح های هسته ای دست پیدا کنند و یا آنها را به کار گیرند. بسیاری از تحقیقات و پروژه های در دست اقدام شوروی ناتمام مانده بود و اقتصاد ضعیف این کشور هم دلیلی دیگر بود تا بتواند پیکره نحیف صنعت هسته ای را برای مدتی در برابر آمریکا و متحدانش در مقام تضعیف قرار دهد. آمریکا و شوروی تا آنجا که جا داشت بطور مستقیم سعی بر توانمند کردن صنعت هسته ای خود داشتند و در جایی نیز سعی می کردند از طریق کشورهای متحد خود رقابت و فاصله خود را حفظ کنند. نمونه بارز آن در جنگ بین ایران و عراق بود که آمریکا با کمک به عراق سعی بر این داشت بتواند منطقه خاورمیانه را زیر نفوذ خود قرار دهد.
شاید به شکل مستقیم و یا غیرمستقیم ایران نیز درگیر همین کشمکش استراتژی هسته ای روسیه و آمریکا شد. در سال 1373 وقتی که عزم مسئولین برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر جدی شد بدلیل تحریم ها و شرایط خاص کشور ایران، تنها روس ها حاضر شدند که نیروگاه به تعویق افتاده آلمان ها را تکمیل سازند. آن وقت که روس ها طرف قرارداد شدند بسیاری از کارشناسان معتقد بودند که هرگز در تاریخ کشور سرزمین ایران، دیده نشده است که روس ها شریکی خوب و جدی باشند. اما شاید آن زمان تنها راه حل فقط انتخاب کشوری بود که در صنعت هسته ای کار کرده باشد. روس ها نیز به دلیلی پذیرفتند که شاید برای خواندن جالب باشد. حادثه 62 آوریل 1986 چرنوبیل بر پیکره صنعت هسته ای و توانمندی این کشور خدشه ای جدی وارد کرده بود. اگر روسها می توانستند اکنون در این فضای سیاسی قرارداد تکمیل نیروگاه بوشهر را به نفع خود تمام کنند و آن را به اتمام برسانند شاید به جرأت بتوان گفت 80 تا 90% از اعتبار هسته ای روسها از نظر فنی باز می گشت. اما دلیل دیگر قدرت و تأثیر کشور جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه بود. روسها می دانستند که با ورود به صنعت هسته ای ایران شاید راهی برای راه یافتن درمان اقتصاد بیمار خود پیدا کنند که اکنون پس از گذشت حدود 13 سال این امر به وضوح دیده می شود. روسها می دانستند که آمریکا قطعاً پیشنهاد های بهتری به آنها می دهد که همکاری خود با ایران را قطع کنند و شاید روسها به این اندیشه کرده بودند که می توانند آن زمان از ایران باز هم امتیاز بگیرند. این امر نیز به وضوح دیده شده روسها بارها اعلام کردند که در برابر تأسیس شرکت مشترک غنی سازی اورانیوم حاضرند همکاری کنند. در این بین نیز بسیاری از پیشنهادهای آمریکا را نیز پذیرفتند. پر از بحث پرونده هسته ای ایران چندین بار که به رأی گیری کشیده شد هرگز روسها به وعده خود به طور صریح و آشکار اقدام نکردند.
در بحث شورای امنیت و صدور قطعنامه بر علیه کشور ما روسها دو پهلو پیش رفتند تا آنجا که تلویحاً انجام امور هسته ای جاری تهران را حق مسلم تهران می دانستند اما در پشت میکروفن همراه با وزیر امور خارجه آمریکا، رایس، معتقد بودند باید صحبت ادامه مذاکره های هسته ای ایران همان فعالیت های صلح آمیز را تعلیق کند. اکنون سناریوی جدیدی در خصوص استراتژی هسته ای روسیه در طرح تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر بوجود آمده است. و البته با کلی نگاه به مسائل سیاسی و طرح جدید قطعنامه بعدی بر علیه ایران، روسها نیز بیکار ننشسته و ادعاهای واهی و تازه ای را در مجامع بین الملل مطرح کرده اند تا آنجا که آنها از ایران خواسته اند: طرح تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر را سیاسی نکنند. روسها مدعی هستند که اگر تأخیری در زمان اتمام ساخت نیروگاه اتمی بوشهر بوجود آمده دلیلش عدم پرداخت مبلغ قرارداد به این کشور بوده است. از زمان قرارداد تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر به سال 1992 میلادی، انرژی اتمی روسیه 4 رئیس عوض کرده است.
ویکتور میخائیلوف، یوگنی آراموف که بعدها به دلیل اختلاس در کشوری دیگر دستگیر شدند، الکساندر رومیانتسف و اکنون سرگئی کرتیکو.
البته تحلیل های بسیاری در خصوص شخصیتهای نامبرده فوق ونحوه عوض شدن آنها از سوی دولت روسیه وجود دارد. به طور مثال میخائیلوف از چهره های بسیار سرشناس و قاطع مدیران ارشد انرژی اتمی روسیه بود که با انگیزه ای بسیار درصدد طرح تکمیل نیروگاه بوشهر به ایران سفر کرد و گفته می شود آمریکا در عوض کردن این چهره در روسیه بی تأثیر نبوده است. اما کرتیکو 45 ساله که دارای دکترای فلسفه است و قبلاً مهندس نیروی دریایی روسیه بوده بدین دلیل انتخاب شد تا به انرژی اتمی روسیه که به شدت از فساد مالی آسیب دیده بود سرو سامانی دهد. کرتیکو مدیری توانمند بود که توانست خلع سلاح شیمیایی را در روسیه به انجام برساند.
به هر حال تعویض چهره های مدیریت آژانس فدرال انرژی اتمی روسیه که به اختصار شرح داده شد نشان می دهد که روسها هرگز در برنامه طرح تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر انگیزه و برنامه ای درازمدت نداشته اند.نیروگاه بوشهر با قدرت 2 نیروگاه 1300 مگاوات در طرح خود از بزرگترین تأسیسات هسته ای دنیا به شمار می رود که هم اکنون نیز به دلیل ایمنی در این نیروگاه در زمره پیچیده ترین تاسیسات هسته ای به شمار می رود. کار کردن در پروژه ای که آلمانها آن را طراحی کرده بودند برای هر روس می توانست آموزنده باشد. روسها توانستند کارهای مطالعاتی بسیار را در هنگام تکمیل نیروگاه بوشهر به انجام برسانند. روسها برای اولین بار، مولدهای بخار عمودی را در صنایع هسته ای با جایگزینی مولدهای بخار افقی به انجام رساندند که طرح، اجرای همین یک ایده به صنعت ساختمان، جوش، نصب، اجرا و مونتاژ روسیه اعتباری خاص بخشید. بسیاری از شهرهای متروکه و کارخانه های رو به انحلال روس ها با قراردادهای آموزشی و صنعتی با ایران رونق گرفت.
28هزار تن قطعه مورد نیاز بوشهر از 48 هزار تن در کارخانجات روسیه تولید شد. پرداخت به موقع مبلغ توافق شده از سوی ایران نیز بارها مورد تاکید طرفین قرار گرفته است و با بررسی اجمالی باز هم به آن می رسیم که هرگز روسها در تاریخ نتوانستند شریکی خوب و قابل اعتماد برای مردم ایران باشند. روسها بارها و بارها و به دلیل فنی و سیاسی طرح تکمیل نیروگاه اتمی را به تعویق انداختند. روسها مدعی شدند که تمام قطعات اصلی نیروگاه را در روسیه تهیه می کنند بعد مدعی شدند که توربین باید در اکراین ساخته شود. پس از مدتی اکراین اعلام کرد حاضر به ساخت توربین برای ایران نیست. سپس روسها خود برعهده گرفتند. اینکه همین نمونه چقدر در مسئله فنی و عقب افتادن پروژه تاثیر دارد خود امری است که بر کارشناسان فنی پوشیده نیست. اما روسها در نیروگاه بوشهر چه کردند؟ آیا واقعا و بدور از مسائل سیاسی روسها کاری فنی هم انجام داده اند.
پاسخ به این سؤال از دو منظر قابل بررسی است یکی با در نظر گرفتن ظرف زمان و ادعاهای روسیه. دیگری بدون در نظر گرفتن زمان و فقط صرفا پیشرفت فیزیکی پروژه.
بدیهی است ملت ایران بارها و بارها خبرهایی چه از سوی مسئولین ایرانی و چه روسی شنیدند که تا چند ماه آینده و یا سال آینده نیروگاه اتمی بوشهر به بهره برداری می رسد. امری که تاکنون اتفاق نیفتاده است. البته باید این را در نظر گرفت قطعا انجام هر امر مهندسی با مشکلاتی روبرو می شود که واقعا غیرقابل پیش بینی است. اگر این را هم لحاظ کنیم برای ساخت یک نیروگاه که 90درصد کارهای ساختمانی آن تمام شده و قطعات فراوانی هم آماده بکارگیری بوده مدت 13سال عمری کم نیست آن هم با احتساب اینکه اگر مسائل سیاسی را دخیل نکنیم و فقط کار فنی انجام بدهیم حداقل نیروگاه اتمی بوشهر 2سال زمان می برد تا به مرحله بهره برداری برسد و بتواند وارد مدار برق کشور شود حدود 15سال. اما بالطبع ساخت یک نیروگاه هسته ای حداکثر 5 تا 7 سال است اما اگر ظرف زمان را حذف کنیم می توان گفت که پیشرفتهای قابل توجه در نیروگاه اتمی بوشهر اتفاق افتاده است. بسیاری از قطعات اصلی در این نیروگاه نصب شده، اما آنچه که بر این فصل از سخن خدشه وارد می کند این است که مهمترین بخش کار باقی مانده است.حمل سوخت و سوخت گذاری مرحله ای است که خود بسیار زمانبر است. با توجه به اینکه اکنون نسل نیروگاه های PWR با تکنولوژی های بسیار پیشرفته و شتابان در حال طراحی و ساخت است، آیا تکمیل این نیروگاه تا 5سال دیگر اگر مهیا گردد، می تواند کمکی به حال اقتصاد تکنولوژی هسته ای، برق کشور و... داشته باشد. قدرمسلم تاریخ مصرف هر چیزی بخوبی مشخص است. نکته ای که در پایان عرایض باید به آن توجه داشت اینکه اکنون نباید اجازه دهیم توانمندی های داخل و کارشناسان داخلی به دست فراموشی سپرده شود. نباید اجازه دهیم انرژی موجود در بین جوانان و کارشناسان متخصص درگیر بازیهای سیاسی شود. همانطور که مسئولین ارشد بارها اعلام کرده اند ما به دنبال ساخت 20نیروگاه اتمی جدید هستیم اکنون زمان آن است که نشان دهیم به سوی هدف اشاره شده حرکت می کنیم آن هم با استفاده از نیروهای داخلی.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات