پرویز اسماعیلی
تا هنگام پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، ایالات متحده آمریکا، امپراتوری شوروی سابق را رقیب اصلی خود میدانست و تمام سیاستهایش را برای مهار آن تنظیم میکرد. آن دوره جنگ سرد نام گرفت و نماد آن پیمان نظامی ناتو به رهبری کاخ سفید در غرب از یکسو و پیمان ورشو به رهبری کاخ کرملین از سوی دیگر بود.
دنیای اسلام نه تنها مانعی بر سر راه دو قطب قدرتمند غرب و شرق نبود، بلکه اساسا جز تبدیل منابع عظیم خدادادی خود به عنوان کیکی که قسمتی به غرب و قسمتی دیگر به شرق میرسید، نقشی در تنظیم مناسبات بینالمللی نداشت.
در آن دوره البته بیداری اسلامی زنده بود و اندیشمندان بزرگی چون «امام خمینی(ره)، سیدجمالالدین اسدآبادی، شیخ محمد عبده و شرفالدین عاملی» نقش مهمی در آگاهسازی متن جهان اسلام از توطئههای پیرامونی داشتند؛ اما سیطره حکام مستبد و حلقهبهگوش غرب یا شرق در کشورهای اسلامی به گونهای تنظیم و پایدار شده بود که نه کاخ سفید و نه کرملین تصور قدرت گرفتن اسلام را نیز نمیکردند.
مشغولی غرب و شرق به رقابت برای تقسیم کیک قدرت از یکسو و فساد از حد گذشته رژیم وابسته پهلوی از سوی دیگر، موجب شد تا ندای اسلامخواهی و آزادی امام خمینی(ره) حتی از هزاران کیلومتر فاصله به جان مردم ایران پیوند بخورد و شاه سرمست از غرور را وادار به اعتراف کند که صدای انقلاب مردم را شنیده است!
انقلاب اسلامی ایران با حضور مردم، صحنه تاریخ را ورق زد. دیکتاتوری از ایران فرار کرد و بلافاصله نظامی با رای قاطع مردم شکل گرفت که رهبرش خود را خادم مردم میدانست. رهبری که در تعریف نظام جدید تاکید میفرمود، «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر» و به صراحت به دنیای دو قطبی سلطه پیام میداد که این انقلاب مردمی است و نه رنگ شرقی دارد و نه آهنگ غربی.
رویکرد امام راحل به وحدت در جهان اسلام و حساسیت ایشان به مشکلات مسلمانان در جای جای جهان، بهویژه فلسطین (که سرزمینی عربی محسوب میشود) موجب شد تا به فاصله کوتاهی تودههای مسلمان جهان به موثر بودن خود، ایمان آورند و هر کدام آرمانهایشان را فریاد کشند. «انقلاب اسلامی در ایران روح غرور و افتخار به اسلام را در مسلمانها زنده کرد» و همین مساله باعث شد تا نظام سلطه رقیبی بزرگ و تازه با ظرفیتهای بالای انسانی، اقتصادی، جغرافیایی و سیاسی را روبهروی خود ببیند. رقیبی به نام اسلام ناب محمدی(ص). این رقیب ـ گرچه خاستگاهی به نام ایران داشت، پیش از اینکه ایران یا شیعیان باشند، خود اسلام و مکتب رهاییبخش قرآن کریم بود.
پیشبینی امام راحل(ره) درست از کار درآمد و امپراتوری شرق به سرعت فرو ریخت. غرب اگر چه در ظاهر ندای نظام تکقطبی را سرداد، اما در دیدگاه راهبردی خود بیداری اسلامی را فارغ از ملیت یا فرق مذهبی آن به عنوان رقیب اصلی خود نشاند. طراحیها بر این پایه استوار شد و از درون لابراتوارهای تفرقه و تحجر جریانهایی بیبنیان به بدنه جوامع اسلامی تزریق شدند تا مانع از یکپارچگی جهان اسلام به عنوان یک قطب شوند.
چرا که اگر این مساله شکل میگرفت، به واقع قطب اصلی دنیای حاضر، اسلام بود نه غرب. لذا «کسانی که درصدد ایجاد اختلاف هستند، نه شیعه هستند و نه سنی».
جریانهایی مانند القاعده و طالبان و برخی تفکرهای تند و رادیکال به ظاهر اسلامی از یک طرف و حکام حلقهبهگوشی چون صدام از طرف دیگر به کار گرفته شدند. گلادیاتورهای القاعده و طالبان به کار این میآمدند تا با نمایش نهایت جهالت، تعصب و کجفهمی چهرهای خشن و متحجر از اسلام عزیز را به نسلهای تازه مسلمان و افکار عمومی دنیا معرفی کنند و ملیجکهایی مانند صدام نیز بهدرد این میخوردند که خون هر مسلمانی، اعم از شیعه و سنی یا عرب و عجم را بریزند. برآیند این راهبرد البته در مقطعی نیز به ظاهر جواب داد.
تاریخ نشان خواهد داد که توطئه بزرگ 11 سپتامبر در آمریکا نه کار القاعده و نه طالبان، بلکه طرحی بود تا در ورای آن سلطه نظامی آمریکا در قلمروی کشورهای مسلمان منطقه و در جوار خاستگاه بیداری اسلامی (ایران) توجیه شود. گمان بر این بود که اشغال کشورهایی چون افغانستان و عراق با توجیه مضحک برانداختن رژیمهای تروریستی چون طالبان و دیکتاتوری مانند صدام (که خود نطفه آنها را بسته بودند) از موج بیداری اسلامی در دنیای اسلام جلوگیری میکند. شکست خوردند و مردم افغانستان و عراق و بعد فلسطین و امروز لبنان خواستار دمکراسی هستند، آن نوع دموکراسی که ریشه در اسلام ناب (مانند جمهوری اسلامی) داشته و وابسته نباشد.
واقعیت این است؛ دور جدید تفرقه افکنی غرب در دنیای اسلام که متاسفانه با جهالت و وابستگی سران برخی دولتهای اسلامی و بلندگوهای به ظاهر عربی و اسلامی تبلیغاتی راه افتاده است، همچنان اسلام را هدف گرفته است. اسلامی که اگر امروز در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان فریاد زده میشود، فردا از سایر سرزمینها فریاد میشود.
ایران خاستگاه این فریاد است و الا «اگر انقلاب ایران از دنیای اسلام، فلسطین، افغانستان و لبنان و هر مسلمانی که برای اسلام حرکت میکند حمایت و دفاع نمی کرد، دشمنان هم با ایران کاری نداشتند».