*با توجه به سیاست راهبردی اتحادیه اروپا مبنی بر گسترش حوزه جغرافیایی، به نظر جنابعالی این استراتژی با چه پیامدهایی برای این اتحادیه همراه خواهد بود؟
**اتحادیه اروپا با حضور پانزده کشور و با یک اساسنامه جدید تاسیس گردید که یکی از اهداف اساسی این اتحادیه، گسترش حوزه جغرافیایی آن و افزایش اعضا در قاره اروپا بود. درخصوص اهمیت این مساله در اتحادیه اروپا باید به دو نکته اشاره داشت:
نکته اول، با فروپاشی شوروی، اشتیاق کشورهای اروپای شرقی به سمت عضویت در اتحادیه اروپا فزونی یافت.
نکته دوم، تمایل اتحادیه اروپا برای پذیرش عضویت کشورهای اروپای شرقی با هدف برهم زدن دکترین بلوک شرق بود. در واقع کوچک کردن حوزه قلمرو ابرقدرتی اتحاد جماهیر شوروی یکی از اهداف اتحادیه اروپا بود که این هدف تا حدودی تحقق یافته است، به طوری که ما هم اکنون شاهد چنین گسترشی در حوزههای قفقاز، آدریاتیک و بالتیک هستیم.
*تصویب قانون اساسی واحد اروپایی درمیان کشورهای اتحادیه یک ضرورت جدی است. با توجه به تصویب قانون اساسی در 18 کشور اروپایی، آیا کشورهای مخالف آن از جمله فرانسه و انگلیس به عنوان بازیگران موثر در درون اتحادیه، به روند اکثریت موافق خواهند پیوست؟
**یکی از مهمترین چالشهای اساسی درونی اتحادیه اروپا، مساله قانون اساسی واحد است. زمانی که قانون اساسی اروپا تهیه و تدوین و به تصویب سران عضو اتحادیه اروپا رسید، دو گروه از کشورها در برابر این موضوع به وجود آمدند.
گروه نخست، کشورهایی با سیاستهای سنتگرایانه تکمحوری که انگلیس و فرانسه در این طیف قرار دارند.
گروه دوم، کشورهایی که سیاستهای میانهرو را در اتحادیه اروپا اتخاذ کردهاند. رقابتهای درونی اتحادیه اروپا میان آلمان، فرانسه و انگلیس با یکدیگر از یکسو و این رقابت با گروه کشورهای میانهرو از سوی دیگر، اتحادیه اروپا را با موانع اساسی در روندهای همگرایی مواجه کرده است.
اما از آنجایی که قانون اساسی اروپا باید به رای عمومی در کل اتحادیه اروپا گذاشته شود، طبیعی است که گروههای راستگرای ناسیونالیست و نژادپرست اروپا که در کل این قاره رو به رشد هستند، از جمله موانع اساسی همهپرسی ملی در سطح اروپا به شمار میآیند کما اینکه در فرانسه، انگلیس و هلند شاهد مخالفتهای آشکار و علنی احزاب اصلی این کشورها هستیم.
*با عنایت به مواضع منفی آلمان در خصوص عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، روند مذاکرات الحاق این کشور به کلوپ اروپایی چگونه خواهد بود؟
**از آنجایی که خانم مرکل مواضع محکمی در قبال عضویت ترکیه اتخاذ کرده است و حتی پیش از انتخابات آلمان اعلام کرده بود که خواهان عضویت ویژه ترکیه در اتحادیه اروپا است و با عضویت کامل این کشور مخالف است، میتوان تاثیر اتخاذ چنین سیاستی را در رهبری اتحادیه از سوی آلمان شاهد بود. به گونهای که آلمان در خصوص مذاکرات بین اتحادیه اروپا و ترکیه همچنان خواهان باز شدن فرودگاهها و بنادر ترکیه بر روی هواپیماها و کشتیهای قبرس است و تمایل زیادی دارد تا مذاکرات در سطوح اساسی به حالت تعلیق درآید. اما از آنجایی که موقعیت ترکیه و نقش این کشور برای اتحادیه اروپا بسیار اهمیت دارد، به نظر میرسد که آلمان در رهبری اتحادیه اروپا مواضع معتدلتری را با توجه به نقش ریاستی خود بر این اتحادیه اتخاذ خواهد کرد.