عضو سابق تیم مذاکره کننده هستهای، قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل را در تعارض با منافع ملی ایران خواند و گفت: حتی اگر این روند در همین حد باقی بماند و به قطعنامههای دیگری منتهی نشود این سند تهدیدات جدی علیه اقتصاد و منافع حیاتی ایران دارد و در بندهایی عباراتی را دال بر بدعتهای آشکار بینالملل به کار برده که نتیجه فرهنگ جهان سلطه است.
دکتر صادق خرازی افزود: گستردگی میدان عمل قطعنامه و امتیاز در نظر گرفته شده برای کمیته تحریم میتواند روز به روز بر مشکلات بیفزاید و اگر تدبیری اندیشیده نشود این قطعنامه میتواند وضعیت اقتصادی و امنیتی کشور را به مرحله حاد برساند.
وی در عین حال تاکید کرد: این مشکلات فشارهای جدی به کشور وارد خواهد کرد اما تهدیدی جدی برای ثبات جمهوری اسلامی نخواهد بود چون ایران قدرت مهم منطقهای است و مشکل ثبات ندارد. سفیر سابق ایران در فرانسه در گفتوگو با مهر در پاسخ به این سوال که آیا با وجود این قطعنامه میتوان فضای جدیدی برای برون رفت تعریف کرد؟ گفت: بله، این امر شدنی است.
ما در حال حاضر با 5 کشور شورای امنیت، آلمان و آژانس بینالمللی انرژی اتمی روبهرو هستیم و میتوانیم در طرح جامعی با محوریت «کنسرسیوم بینالمللی غنیسازی» و موضوعات عراق و افغانستان و لبنان و امنیت و انرژی به مذاکره بنشینیم و راه برونرفت را بیابیم. البته فضاسازی لازم برای هر طرح سازندهای شرط اولیه موفقیت است. خرازی در خصوص جایگاه و رفتار آمریکا به عنوان طرف اصلی متخاصم در موضوع هستهای ایران توضیح داد: خاستگاه آمریکا در موضوع هستهای ایران باید در ظرفیت دیگری جدا از سایر کشورها تعریف شود.
وی افزود: آمریکاییها در 28 سال گذشته همواره سیاست مهار و تحریم و تهدید ایران را دنبال کردهاند و در عین حال همواره در پی این بودهاند که با ایران به صورتی کنار بیایند که حداکثر منافع را تحصیل و حداقل امتیاز را بدهند.
وی در پاسخ به این سوال که چرا آمریکا تاکنون نتوانسته با ایران کنار بیاید، گفت: لابی صهیونیست در واشنگتن و لابی عرب در منطقه به طور جداگانه و با اهداف متفاوت پردهای بر واقعیتهای موجود میکشند. عضو سابق تیم مذاکرهکننده هستهای یادآور شد که لابی عربی در منطقه به طور جدی علیه ایران کار میکند و در پی تضعیف ایران از لحاظ سیاسی و تکنولوژیک است.
سفیر سابق ایران در فرانسه با اشاره به وجود سه دیدگاه نئوکانسروتیو، کانسروتیو و دموکرات در آمریکا تاکید کرد: این سه دیدگاه در حمایت از اسرائیل هماهنگ هستند و در مورد موقعیت ژئواستراتژیک، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ایران در منطقه ابهام دارند. وی افزود: اگر ما در مورد مذاکره با آمریکا آدرس غلط ندهیم و مواضع نسنجیده اتخاذ نکنیم آمریکاییها به خاطر نیاز به ایران در عراق و افغانستان برای مذاکره به سراغ ایران میآیند.
خرازی گفت: ممانعت مذاکره با آمریکا را بازاری کردیم و شروط مهم خود در خصوص مسائلی چون داراییهای توقیف شده ایران، اتحاد با عراق در جنگ تحمیلی و لطماتی چون حمله به هواپیمای مسافربری را کنار گذاشتیم و گفتیم حاضریم در خصوص عراق بدون هیچ پیششرطی مذاکره کنیم و این اشتباه بود. خرازی در پاسخ به این سوال که آیا این اشتباه در جنگ افغانستان و مذاکره ایران و آمریکا برای هموار کردن راه فتح افغانستان رخ نداد؟ گفت: در مورد افغانستان در محو طالبان با آمریکا منافع مشترک داریم و بر این اساس در فتح کابل همکاری کردیم هر چند بهرهبرداریهای لازم را از این همکاری نبردیم.
وی ادامه داد: در حال حاضر نیز در بحث مبارزه با تروریسم با آمریکا منافع مشترک داریم اما تعریف مان از تروریسم متفاوت است. آمریکا برای مذاکره با ایران در خصوص تروریسم نباید با عینک تلآویو به مسائل نگاه کند. خرازی قرار دادن موضوع عراق در برابر مساله هستهای ایران برای مذاکره با آمریکا را اشتباه خواند و گفت: ما همچنان که از سالها پیش گفتهایم حدود 10 خواسته از آمریکا داریم که قبل از هرگونه مذاکره باید برآورده شود.
نظام در دوره قبل از تعلیق حمایت کرد
صادق خرازی درباره هدف آمریکا از چینش نظامی در خلیج فارس و رایزنیهای مستمر با کشورهای منطقه علیه ایران اظهار داشت: آمریکا از این اقدامات سه هدف عمده دارد؛ این شرایط میتواند آمریکا را نسبت به ایران وارد فاز جدید کند، میتواند ایران را با تحریمهای سخت به انزوای سیاسی بکشاند و میتواند علیه ایران جنگ روانی شدیدی راه بیندازد.
وی گفت: آمریکا قصد دارد با این سه عنصر ایران را تضعیف کرده و پای میز مذاکره بنشاند.
عضو سابق تیم مذاکره کننده هستهای سرمایهگذاری و خوشبینی غیرضروری در حمایت مسکو را از آغاز موضوع هستهای ایران یک اشتباه خواند و گفت: روسیه به خاطر همسایگی با ایران بیشتر از سایرین از هستهای شدن ایران احساس نگرانی میکند و در شرایطی رایزنیها بین مقامات کشور و تیم هستهای، از پارادوکس مواضع روسیه و تلاش این کشور برای امتیازگیری از غرب در موضوع هستهای ایران حکایت میکرد.
سفیر سابق ایران در فرانسه سپس به پذیرش تعلیق از سوی ایران در نشست سعدآباد در سال 82 اشاره کرد و افزود: همان زمان نیز برای تعلیق غنیسازی در میان پارهای از مسوولان نظام تردیدهایی وجود داشت اما سرانجام نظام از تصمیم تعلیق حمایت کرد. خرازی با بیان اینکه از روز اول در مورد سطح و دامنه تعلیق میان ما و اروپا از سویی و میان ما و آژانس از دیگر سو اختلاف وجود داشت، به توافق ایران و آژانس بر سر دامنه تعلیق و شکلگیری مذاکرات بروکسل و در پی آن مذاکرات پاریس اشاره کرد و گفت: آنچه ادعا میشود ایران و اروپاییها در خصوص آن در پاریس به تفاهم رسیدند چیزی بود که مجموعه نظام آن را تایید کرده بود.
عنصر سابق تیم مذاکره کننده هستهای تصریح کرد: آقای روحانی در ماه مه 2005 در ژنو و در جریان آخرین مذاکرات با سه وزیر خارجه اروپایی تهدید کرد که اگر در پکیج ارائه شده بحث غنیسازی و فرآوری اورانیوم نباشد آن را نخواهیم پذیرفت و البته از چند ماه قبل نیز از شواهد این گونه برمیآمد که با اروپاییها به نتیجه نخواهیم رسید.
وی در ارتباط با رفع تعلیق گفت: گاهی وقتها گلوله شلیک نشده از گلوله رها شده کارآیی بیشتری دارد با توجه به جمیع ملاحظات و شرایط زمانی ظاهرا نظام گزینهای جز اینکه غنیسازی را راهاندازی کند نداشت. ما راه اعتمادسازی را طی کرده بودیم و چون جواب شایستهای نگرفته بودیم اجبارا باید این راه (رفع تعلیقها) را میرفتیم ولی پیشکسوتان عالم دیپلماسی میگویند نباید قدم در راهی گذاشت و یا در شرایطی قرار گرفت که امکان انتخاب نداشته باشید، گزینهای که یک حق انتخاب بیشتر ندارد، گزینه نیست، تحمیل است!
خرازی با بیان اینکه ما باید هر دو روش را در سیر موضوع هستهای تجربه میکردیم، گفت: راهی که تیم سابق هستهای طی کرد سراسر موفقیت نبود، شاید باید راه دیگری را که پیشنهاد شده بود هم طی میکردیم اما معتقدم در طی مسیر دوم (آغاز به کار غنیسازی) هم میتوانستیم روشی در پیش بگیریم که به شورای امنیت نرویم.
وی اظهارنظرهای تحریکآمیز را به عنوان یکی از عوامل اصلی تندشدن مواضع بینالمللی علیه موضوع هستهای ایران برشمرد و در عین حال تاکید کرد: تلاشهای مثبتی نیز توسط تیم فعلی هستهای برای جلوگیری از امنیتی شدن موضوع و عدم ورود به شورای امنیت انجام شد اما ناکام ماند.