پژمان کریمی
در چهارم ژوئن سال 1982، ارتش کاملا مجهز اسرائیل با برخوردارى از حمایت غرب بهویژه آمریکا، از زمین، دریا و هوا به سوى کشور لبنان هجوم گستردهاى را آغاز کرد.
صهیونیستها اگرچه تعقیب مبارزان فلسطینى را به عنوان دلیل تهاجم خود توصیف مىنمودند اما تهاجم به لبنان و اشغال آن و سپس استقرار دولتى مزدور، مىتوانست آسودگى اسرائیل را از ناحیه کشورى غربى در شمال و فلسطین در پى داشته باشد.
17 سپتامبر روز سختى براى لبنانىها بهویژه اهالى بیروت بود. در این روز ارتش اسرائیل شهر بیروت را به محاصره کامل خود در آورد.
این محاصره که یک ماه به طول انجامید قحطى و ویرانى وحشتناکى را در بیروت به بار آورد.
در پى تجاوز اسرائیل قرارداد 17 مى به امضا رسید. بر اساس این قرارداد، بخش مهمى از مناطق جنوبى لبنان جدا مىشد تا به حائلى امنیتی- حمایتى به نفع اسرائیل تبدیل شود.
مردم لبنان خاصه شیعیان، تجاوز اشغالگرى اسرائیل را تاب نیاوردند. هستههاى مقاومت مردمى اگرچه غیرمنسجم و پراکنده اما پا گرفت.
11 نوامبر 1982 روزى فراموشنشدنى و سرنوشتساز در تاریخ لبنان و مقاومت علیه اشغالگران به شمار مىآید. در این روز مهمترین عملیات حزبالله با ماهیت شهادتطلبانه به اجرا رسید و طى آن مقر فرماندار نظامى ارتش اسرائیل در شهر صور منفجر شد. به دنبال انهدام این مقر که توسط “احمد قصیر” اجرا شد، 76 افسر و سرباز اسرائیلى کشته شدند و اولین ضربه بزرگ به ارتش اسرائیل در لبنان وارد آمد.
به دنبال استمرار مقاومت و جانفشانىهاى حزبالله، ارتش اسرائیل در 14 ژوئن 1985 به منطقه کمربندى امنیتى در جنوب عقبنشینى کرد.
این عقبنشینى را اولین شکست اسرائیل در جنگ با مسلمانان قلمداد کردهاند. تا آنجا که آریل شارون طراح حمله به لبنان خود بدین شکست مفتضحانه معترف شده بود.
در فاصله اولین عملیات مهم حزبالله در 11 نوامبر 1982 تا 1985، حزبالله لبنان دوران شکلگیرى و انسجام را پشت سر گذاشت و سرانجام در 16 فوریه 1985 با صدور نامهاى اعلام موجودیت کرد.
حزبالله که از مبارزان مسلمان و اعضاى سابق برخى گروهها مانند امل سر برآورده بود، در نامه 16 فوریه استراتژى خود را بیرون راندن اسرائیل از لبنان، محاکمه مزدوران اسرائیلى و فراهم کردن زمینه تعیین سرنوشت مردم لبنان به دست خودشان، توصیف نمود.
روزهاى مقاومت سپرى مىشد و حزبالله به دلیل وفادارى به اصول اسلامى و آرمانهاى استقلالخواهى که قولا و عملا به اثبات رسانده بود، در میان مردم لبنان خاصه شیعیان جایگاه ویژه یافت.
هرقدر حزبالله در رزم، ایمان به مبارزه و کسب محبوبیت عمومى در سطح لبنان، بنیه یافت، به همان اندازه اشغالگران صهیونیست فضاى حضور در لبنان را تنگتر یافتند. تا آنجا که در سال 1999 کابینه رژیم صهیونیستى طرح عقبنشینى از جنوب لبنان را تصویب کرد. سرانجام در سال 2000، در هنگام ریاست جمهورى ایمود باراک، در میان فریادهاى شادى لبنانىها، صهیونیستها جنوب لبنان را به استثناى مزارع شبعا ترک نمودند. و این آغاز اوجگیرى دیگر باره حزبالله تلقى شد. حزبالله که پیش از آن بیشتر به مثابه یک جنبش نظامى و جهادى محسوب مىشد، در قالب یک حزب سیاسى عرض اندام کرد و در قالب انتخابات آزاد توانست در صحنه سیاست لبنان، حضورى پررنگتر از گذشته را تجربه سازد. چنانکه اینک حزبالله با 14 نماینده در مجلس و 2 وزیر در دولت، ایده خود را در صحنه تاملات سیاسى کشورش پى مىگیرد.
قدرت ناباورانه حزبالله چنان بود که موضوع خلع سلاح آن و تنزلدهىاش از ماهیت حزبی- جهادى به یک حزب سیاسى محصور به تکاپوى سیاسی، از ناحیه آمریکا، صهیونیستها و برخى گروههاى داخلى لبنان به محل چانهزنى سیاسى و دیپلماتیک با دولت لبنان و خود حزبالله تبدیل گردید.
به طور مثال قطعنامه 1559 سازمان ملل نیز، اساسا شرط برقرارى صلح میان اسرائیل و لبنان را خلع سلاح حزبالله مقرر داشته است. در برابر، حزبالله موجودیت اشغال و ضعف ارتش ملى لبنان را مقطع زمانى مناسب براى تن دادن به خلع سلاح قلمداد نمىکند.
باید گفت: تلآویو و حامیان آن علم دارند که اساسا وجود حزبالله چه مسلح و چه غیرمسلح، به معناى شکست توطئههاى آنان در لبنان و فلسطین است.
شکستدهى اسرائیل در جنوب لبنان، تنها شکست تلآویو در محدوده جغرافیایى کوچک جنوب لبنان و محصور به مقطع زمانى خاصى نبود. این شکست، شکستپذیرى اسرائیل را به اثبات رساند و روح تازهاى در انتفاضه دمید. اگر بگوییم امید به پیروزى در نتیجه مقاومت، حماس یگانه گروه سازشناپذیر فلسطینى را در انتخابات پارلمانى فلسطین به پیروزى رساند، بىجا نگفتهایم.
بنابراین چالش با حزبالله، از ناحیه اسرائیل و حامیانش، گریزناپذیر است.
تا دیروز خلع سلاح لبنان بخشى از این چالش بود اما امروز در جنگ تازهاى که 15 روز پیش علیه لبنان آغاز شد، اساسا نابودى کامل حزبالله نقطه پایان چالش مذکور تلقى مىشود.
اما آیا نابودى حزبالله امکانپذیر است؟
اعتراف مقامات صهیونیستى نظیر دبیرکل حزب کار اسرائیل به پرسش مطرحشده جواب منفى مىدهد. وى نابودى حزبالله را توهم توصیف کرد.
بنا به گزارش الجزیره یک وزیر اسرائیلى هم که نام او فاش نشد، گفت: جنگ کمر اسرائیل را خم کرده است.
از اینرو قاطعانه مىتوان نظر داد که حزبالله امروز قدرتمندتر از گذشته ظاهر شده است و همین امر این حزب و دبیرکل فرزانه آن سیدحسن نصرالله را تبدیل به اسطورهاى کرده است. امروز در سراسر جهان، هر کجا در دفاع از لبنان تظاهراتى برپا مىشود، پرچم حزبالله و تصویر دبیرکل آن بر دستان تظاهرکنندگان مىدرخشد.
اگر همین امروز فرض نماییم به هر شکلى مقاومت در هم شکند اما این درهم شکستگی، ذرهاى از تصور قدرت حزبالله، نمىکاهد.
غرق دومین ناو بزرگ اسرائیل، شلیک بیش از 2500 موشک به سرزمینهاى اشغالى و آوارهکردن بیش از یک میلیون صهیونیست و...
15 روز مقاومت، دستاوردهاى کوچکى براى حزبالله تصور نمىشود. در آینده لبنان، چه دشمنان حزبالله بخواهند و چه نخواهند، حزبالله چه مسلح و غیرمسلح به عنوان حزبى پیشتاز، داراى وزنى تعیینکننده در معادلات و تحولات سیاسى کشورش به شمار خواهد آمد. نپذیرفتن این واقعیت، هزینه کلانى در پى دارد که اسرائیل هماینک در حال پرداخت بخشى از آن است.