ملک ثابت ابراهیمی
گزارش استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا در 49 صفحه و با جمله «آمریکا در حال جنگ است» خطاب به ملت آمریکا در 16 مارس 2006 مطابق با 26 اسفند 1384 در حالی منتشر شد که این کشور به شدت گرفتار جنگ و نابسامانی سیاسی در عراق است. بوش رئیس جمهوری آمریکا در نامه دو صفحه ای خود که به گزارش منضم شده است چنین می نویسد: «آمریکا در جنگ است. ما مواجه با یک ایدئولوژی خشونت آمیز، نفرت انگیز و آدمکش هستیم که در حال شعله ور شدن است.»
این گزارش که هر چهار سال یکبار منتشر می شود در 10 بخش و یک نتیجه گیری تنظیم شده و در تمامی بخشها به خلاصه ای از گزارش سال 2002 نیز اشاره شده است. در بخش نگاهی گذرا به مقوله امنیت ملی به شعار بسنده کرده و گسترش دمکراسی و نهادهای مرتبط با آنرا برای رسیدن به هدف اساسی خوانده است. در گزارش چنین آمده است:
«برای حصول امنیت جهت مردم آمریکا باید در میان ملتها و فرهنگها به تقویت جنبش های دمکراتیک و بنیادهای مرتبط با آن همت گماشت. برای نابودی حکومتهای تیرانی (خودکامه) برپائی جهانی دمکراتیک در سراسر گیتی از ضروریات است. رسیدن به این هدف به نسلها کار و تلاش نیاز خواهد داشت و آمریکا در سالهای اول این مبارزه است.»
آمریکا خود را ژاندارم جهان تصور کرده و سقوط فاشیسم و کمونیسم را در قرون بیستم در رابطه با خود تلقی می نماید. پایان جنگ سرد که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را به سقوط کشانید آمریکا را در وضعیتی مطلوب قرار داد. این کشور آرزوی آن شرایط را دارد و مخالفت مردم جهان را علیه خود نادیده می انگارد. گزارش چنین بیان می کند:
« آمریکا در وضعی شبیه آنچه در سالهای ابتدای جنگ سرد با آن روبرو بوده است قرار دارد. قرن بیستم قرن سقوط فاشیسم و کمونیسم بود و حالا یک ایدئولوژی تمامیت خواه و جدید دیگری ما را تهدید می کند. با اینکه این ایدئولوژی با ایدئولوژی قرن قبلی تفاوت دارد ولی ابزارهای مشابهی را بکار می گیرند.»
در رابطه با ایران در این گزارش به میزان کافی بحث شده و به اصطلاح سنگ تمام گذاشته شده است. بیشترین نام کشور را در این گزارش کلمه ایران به خود اختصاص داده است. گوئی این گزارش با هدف مقابله با ایران تنظیم شده و 17 بار نام آن تکرار و در بعضی جاها به شدت به آن حمله شده است:
«مردمی که در کشورهایی مثل جمهوری دموکراتیک خلق کره شمالی، ایران، سوریه، کوبا، بلاروس، برمه و زیمبابوه زندگی می کنند از نزدیک مفهوم خودکامگی را درک می کنند.»
«ما از هیچ کشور واحدی، به اندازه ایران مورد تهدید نیستیم.»
استراتژی بازدارندگی و دفاع در مقابل سلاحهای کشتار جمعی که به عنوان استراتژی امنیت ملی آمریکا به آن اشاره شده است و روح گزارش بر آن مبتنی می باشد به معنی حمله پیشدستانه و یا پیشگیرانه به منظور دفاع نیز قابل تفسیر است. با این استراتژی می توان به هر کشوری حمله کرد و سپس بدنبال و در جستجوی سلاحهای کشتار جمعی و یا هر سند و مدرک دیگری بود. کاری که آمریکائیان در عراق مرتکب آن شدند.
آمریکائیان در این گزارش تأکید می کنند که بیشترین قربانیان حملات تروریستی پس از 11 سپتامبر 2001 از میان مسلمانان بوده است.
«پس از 11 سپتامبر بیشتر حملات تروریستی در کشورهای مسلمان صورت گرفته و بیشترین قربانیان نیز از میان مسلمانان بوده است.»
در گزارش همواره لبه تیز حمله آمریکائیان به ایران بوده اما در جائی بدون اشاره به نام ایران به ناچار اذعان می نماید که نشانه جامعه آزاد و دموکراسی در یک کشور انجام انتخابات است.
«انتخابات بزرگترین نشانه قابل رؤیت وجود دموکراسی در یک جامعه آزاد است.»
در آغاز، گزارش به حکومتهای خودکامه و تعریف آنها از دید دولت آمریکا پرداخته است. در تعریف حکومتهای خودکامه اصولاً نامی از دوستان دیکتاتور و یا حکومتهای نامشروع و غیردموکراتیکی که با آمریکا روابط خوبی دارند برده نشده است. فقط از دو کشور عربستان سعودی و مصر آنهم بصورتی مثبت و در رابطه با تلاشهای اصلاح طلبانه و آزادیخواهانه آنها یاد شده است. «در منطقه ای وسیع تر ما به حمایت از تلاشهای اصلاح طلبانه و آزادیخواهانه در میان متحدین سنتی مان مانند مصر و عربستان سعودی ادامه خواهیم داد.»
این موضوع تقریباً ثابت شده است که اصولاً آمریکا با دیکتاتوری ها بهتر می تواند کار کند.
گزارش استراتژی امنیت ملی آمریکا در جای دیگری با عنوان: «جلوگیری از حمایت و پناه دادن کشورهای بی قانون به تروریست ها» و بدون هیچ اشاره ای به رژیم اسرائیل که با ترور بنیان نهاده شده و از اعتراف به آن نیز ابائی ندارد صرفاً از ایران یاد می کند و ما را متهم به پناه دادن به تروریستها می نماید.
«بعضی حکومتها مثل سوریه و ایران به مأمن دادن و پناه به تروریست ها می پردازند و به تأمین مالی آنها ادامه می دهند.»
«ایالات متحده آمریکا و متحدانش در جنگ علیه ترور، تفاوتی مابین کسانی که عملیات تروریستی را انجام می دهند و آنهایی که آنها را پشتیبانی و تامین می نمایند نمی بیند.»
گزارش مزبور در رابطه با پیمان منع تکثیر سلاح های هسته ای و ایران حتی به دروغگوئی آشکار می پردازد. با اینکه جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده است که طبق مقررات آژانس بین المللی انرژی هسته ای اقدام به انجام تحقیقات هسته ای با هدف استفاده صلح آمیز از آن را می نماید مجدداً همان حرفهای گذشته را تکرار نموده و مشخص نمی سازد که ایران چه تضمینی برای اثبات صلح آمیز بودن فعالیتهایش باید بدهد. گزارش چنین می گوید:
«ایران قوانین امنیتی NPT را زیر پا گذاشته و از دادن تضمین برای اثبات صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای خود امتناع می ورزد. دولت آمریکا با جامعه بین المللی برای مقابله با تکثیر سلاحهای کشتار جمعی (هسته ای) همکاری کرده است.»
می توان گفت که گزارش استراتژی امنیت ملی ایالات متحده در اوج عداوت با جمهوری اسلامی ایران و حمایت آشکار از رژیم صهیونیستی تنظیم شده است. این گزارش علناً و آشکارا ایران را به رویارویی تهدید می کند و از شکست تلاشهای دیپلماتیک برحذر می دارد:
«اگر قرار است از رویارویی و مقابله اجتناب گردد این تلاشهای دیپلماتیک باید موفق شود.»
این گزارش نگرانیهای اصلی و عمیق تر آمریکا، که در خلال کلمات و جملات به آن اشاره کرده است را بطوری که ملاحظه خواهید کرد اسرائیل، مسائل صلح و سازش در خاور میانه و مشکلات عراق می داند که با چاشنی حقوق بشری و حمایت از مردم ایران آنها را آرایش نموده است.
«با اینکه مسائل هسته ای بسیار مهم هستند ایالات متحده نگرانیهای عمیق تری در رابطه با ایران دارد. اینکه رژیم ایران تهدیدی برای اسرائیل است، بدنبال تخریب صلح در خاورمیانه است، مخل روند صلح و دموکراسی در عراق است و بیانات تند رئیس جمهورش خطاب به اسرائیل که از این کشور باید از صفحه گیتی محو گردد در همین راستا است.
مسائل هسته ای و نگرانیهای دیگر ما نهایتاً فقط در صورتی می تواند حل شود که ایران برای تغییر سیاستهایش تصمیمی راهبردی (استراتژیک) اتخاذ نماید.
گزارش سپس با ملاحظه کاری تمام می خواهد خود را دوست مردم ایران جلوه دهد:
«در حالی که رابطه ما با مردم ایران بیشتر می شود رژیم ضعیف تر می گردد.»
واقعاً کسی نمی داند که چگونه آمریکا رابطه خود را با مردم ایران بیشتر کرده زیرا پس از حمله آمریکا به عراق و ناتوانی این کشور در اداره حکومت، هیچگاه تا این حد در نظر مردم ایران و منطقه مطرود و منزوی نبوده است.
گزارش سپس در رابطه با صدام حسین و نوعی حمایت از وی و انداختن گناه او به گردن ایران نیز تلاش دارد.
«صدام در به دست آوردن سلاحهای کشتار جمعی تلاش می کرد. او توضیح می دهد که این عمل را برای بازدارندگی در مقابل ایران انجام می داده است.»
اهداف دیگر آمریکا در خاورمیانه در این گزارش به وضوح مشخص شده است. در پایان نیز پس از مشتی شعار در رابطه با ایران، سوریه و عراق، مشکل را ایران قلمداد نموده و خود را مبری از هر گونه مشکل سازی و جنگ افروزی می داند:
«ما از مردم عراق و پیشرفت تاریخی آنها در گذار از یک حکومت خودکامه به یک دموکراسی حمایت خواهیم کرد.»
«ما بر روی انتخابات آزاد حکومت دموکراتیک عراق- شریک جدیدمان در جنگ علیه تروریسم- برای گسترش آزادی و برقراری امنیت و ثبات کار خواهیم کرد.»
نظریه:
آمریکا در بن بستی گرفتار آمده که با دست خود آنرا ایجاد کرده است. برای جوابگوئی به سؤالات و ابهامات بی شماری که بر اثر سیاستهای به اصطلاح خودشان «گروه گاو چرانها» به وجود آمده است دولت این کشور مایل است موضوعی جذاب و پر سر و صدا همچون مسئله هسته ای ایران را بیابد و آنرا در بوق و کرنا درشتنمائی نموده و در سایه آن اهداف خود را که همانا منحرف نمودن اذهان مردم خودش و جهانیان از خطاهای بزرگ این کشور است دنبال نماید. نقض حقوق بشر در زندانهای آمریکا در عراق و گوانتانامو و وجود زندانهای مخفی در اروپا و وضعیت اعراب و اسرائیل و نا امنی و بن بست سیاسی در عراق و شعله ور شدن بیش از پیش ضدیت با آمریکا در جهان و دهها مورد دیگر از این قبیل نیاز به سرپوشهای بزرگی دارد که دولت جرج بوش پسر در تکاپوی بدست آوردن و ایجاد آن است. با وضعیتی که آمریکا گرفتار آن است حتی یک حمله محدود و آتش افروزی قابل کنترل نظامی را نیز نباید از نظر دور داشت.