محمدحسین هادوی
درقرن حاضر دو نوع حکومت در دنیا وجود دارد که در نوع اول آن، اصل بر «دموکراسی» با نام های، «دموکراسی سرمایه داری» و «دموکراسی تماشاگر» است، در نوع دوم آن اصل بر «حکومت اسلامی» است که در خود ابزار «دموکراسی» یا اصطلاح «شورا» را دارا است که همه آنها، به درجات مختلف با هم تفاوت دارند.
در دموکراسی سرمایه داری گروهی که استعداد و توانایی خاصی دارند سود می برند و سرمایه دار می شوند و بقیه که این توانایی را ندارند هر روز فقیرتر می شوند، بر این اساس است که سرمایه داران که گروه اندکی بیش نیستند، می توانند بر عامه مردم حکومت کنند، در دو دموکراسی تماشاگر گروه تجار و بازرگانان که همان سرمایه داران هستند، دارای قدرت شده اند و به کمک متخصصان برعامه مردم حکومت می کنند.
تعریفی که از دموکراسی در فرهنگ لغت آمده، آن را حکومت اکثریت بر اقلیت خوانده است، اما با نگاه دقیق متوجه می شویم که دو اصطلاح فوق حکومت اقلیت بر اکثریت است و در دموکراسی تماشاگر اکثریت سرمایه داران علت حکومت خود را چنین بیان می کنند:
«تنها ما هستیم که منافع عامه را می فهمیم و می توانیم جامعه را به سوی آینده ای روشن و دموکراتیک هدایت کنیم».
یک نکته جالب دیگر اینکه، سرمایه داران می گویند: «هرکه دموکراسی تماشاگر را قبول ندارد دشمن منافع عامه است و به هر صورت که امکان دارد، باید از سر راه برداشته شود».
تعاریف فوق از دموکراسی با دموکراسی ای که در حکومت اسلامی وجود دارد متفاوت است و شاید بسیاری بگویند که دراین حکومت دموکراسی وجود ندارد، بلکه باید به آنها گفت: در حکومت اسلامی «دموکراسی» با نام «شورا» یکی از اجزای اصلی اداره حکومت در کنار دو اصل دیگر است:
1- «قرآن و سنت» که همان معیارهای فرستاده شده برای نیازهای ثابت انسان ازطرف خداوند هستند.
2- «آزادی انسان» که حدود آن را قرآن و سنت یا همان معیارها معین کرده اند.
3- «شورا» یا همان «دموکراسی» که بخش پیچیده ای درحکومت اسلامی است و حد و مرز آن را قرآن و سنت (یعنی معیارها) معین کرده اند.
افرادی می گویند که این «دموکراسی» چه معنایی دارد؟ باید به آنها گفت: که معنایش این است که درآن افراد عادلی جمع می شوند، با هم مشورت می کنند و به نتیجه ای می رسند و این نتیجه را با معیارها یعنی قرآن و سنت می سنجند تا مطابق آن باشد، بعد اجرا می کنند. برای مثال اگر افرادی بعد از مشورت به این نتیجه برسند که باید حق و حقوق مسلم فردی را گرفت چون ضد معیارهای اسلامی است باید آن را اجرا کنند.
نکته آخر اینکه در حکومت های غربی اصل و اساس دموکراسی را «اومانیسم» تشکیل می دهد، اما در حکومت اسلامی اصل و اساس «خدا» است که تمام نیازهای ثابت انسان را می داند و درقرآن و سنت آورده است.