تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۶  ، 
کد خبر : ۴۱۳۰۷

غرب عامل اصلی افزایش قیمت نفت


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
بهای نفت خام سبک آمریکا با 10 دلار افزایش قیمت ناگهانی به حدود 138 دلار رسیده است . ناظران نفتی پیش بینی می کنند که با شروع فصل سفرهای تابستانی در آمریکا یعنی تا یکماه دیگر قیمت نفت به حدود 150 دلار در هر بشکه افزایش یابد . در چنین شرایطی کنگره آمریکا انگشت اتهام را به سوی سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک ) نشانه گیری کرده و در تدارک زمینه ها برای محاکمه کشورهای صادرکننده نفت است . اما آیا در افزایش قیمت نفت بایستی کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت را ملامت کرد مسائل زیادی وجود دارد که مستقیما و بطور غیرمستقیم بر روی ثبات بازار نفت و بویژه بر قیمت ها اثر می گذارد و با اقدامات و تصمیمات کنگره آمریکا نمی توان برروی تحولات آشکار در بازار جهانی نفت سرپوش گذاشت .
1 ـ کاهش مستمر و بحث انگیز « ارزش دلار » یکی از اصلی ترین علل و عوامل موثر در افزایش قیمت نفت است . دلایل موجهی در دست است که نشان می دهد کاهش ارزش دلار یک اقدام عمدی و برنامه ریزی شده از سوی « فدرال رزرو بانک آمریکا » بمنظور تاثیرگذاری مستقیم بر مناسبات اقتصادی آمریکا در مقیاس جهانی محسوب می گردد آمریکا با این تصمیمات و اقدامات خود از یکطرف سعی دارد بحران عظیم اقتصادی خود را پشت سر بگذارد و از طرف دیگر تا سرحد امکان از طریق بازی کردن با نرخ برابری ارزهای معتبر جهانی بحران اقتصادی خود را به خارج از مرزهای جغرافیائی آمریکا منتقل کند.
اکنون برای سالهاست که آمریکا با چین در خصوص تثبیت یا شناورسازی نرخ برابری « یوآن » با دلار در چالش است و مرتبا سعی دارد چین را برای شناورسازی نرخ برابری « یوآن » تحت فشار قرار دهد. آمریکا امیدوار است با اعمال فشار بیشتر و تسلیم احتمالی چین در برابر فشارها بتواند کسری موازنه تجاری خود با چین را که هر ساله حدود 200 میلیارد دلار طی 8 سال اخیر بوده است تا حدودی جبران کند. این در حالیست که واشنگتن با بکارگیری مکانیزمهای اجرائی موردنظر خود توانسته است نرخ برابری دلار با « یورو » « ین » و... را به دلخواه خود به گونه ای تحت تاثیر قرار دهد که خرید کردن کشورهای حوزه دلار را از ژاپن و کشورهای حوزه یورو گرانتر تمام شود و کمتر مقرون به صرفه باشد. بدین ترتیب این تصمیمات واشنگتن باعث می شود که کشورهای حوزه دلار ترجیح دهند که از آمریکا خرید کنند و دلارهای کم ارزش خود را در جائی هزینه کنند که یک دلار هنوز هم « یک دلار » ارزش دارد و کمتر به فکر خرید از ژاپن و کشورهای حوزه یورو بیفتند که قدرت خریدشان مرتبا در حال کاهش است و با افزایش نرخ برابری « ین » و « یورو » قدرت خرید کمتری خواهند داشت .
2 ـ بخش دیگری از عوامل تاثیرگذار بر قیمت نفت به کاهش ذخائر استراتژیک نفتی آمریکا بازمی گردد که این تصمیم و اقدام نیز دقیقا در قلمرو محاسبات و تصمیم سازیهای آمریکا قرار می گیرد و مقامات واشنگتن نمی توانند دیگران را بخاطر این تصمیمات و اثرات آن ملامت کنند.
3 ـ موضوع مهم دیگر نقش مستقیم دلالها و واسطه های نفتی در بازار جهانی نفت است . مطابق بررسیهای انجام شده بطور متوسط محموله های نفتی خریداری شده از تولیدکنندگان اصلی تا زمانیکه به دست مصرف کننده نهائی برسد حدود 12 بار دست به دست می شود و همین معاملات کاغذی و بورس بازیها بر روی محموله های نفتی در افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی تاثیر مستقیم می گذارد. جای تعجب است که مقامات واشنگتن در اوج شرایطی که قیمت نفت یک رقمی شده بود از تصمیمات اوپک برای کاستن از سطح تولید روزانه اش انتقاد می کردند و وزیر خزانه داری وقت آمریکا بارها به دبیرکل اوپک و کشورهای عضو اوپک در این زمینه هشدار می داد که از دخالت در بازار دست بردارند و بازار را به حال خود بگذارند تا جامعه جهانی بر مبنای عرضه و تقاضا به نوسانات بازار پاسخ دهد و بازار به ثبات برسد. اما اکنون آمریکا و مقامات اقتصادی و حتی مقامات سیاسی واشنگتن اوپک را تهدید می کنند که چرا مانع افزایش قیمت نفت نمی شود !
به هرحال بایستی روشن شود که آیا اوپک حق و جایگاه دخالت در قیمت نفت را دارد یا خیر اگر قیمت نفت یک رقمی شد آیا اوپک حق ندارد مانع کاهش درآمد کشورهای صادرکننده نفت شود ولی اگر قیمت نفت بر اثر دخالت و اثرگذاری دیگران افزایش یافت آیا اوپک بایستی مجبور به دخالت شود و خرابکاری دیگران در بازار جهانی نفت را هم از جیب خود جبران کند
موضوع مهم دیگر تقاضای مستمر غرب و بویژه آمریکا برای افزایش سطح تولید اوپک است . به راستی اگر کاهش سطح تولید در صورت کاهش قیمت نفت و یک رقمی شدن بهای آن مورد اعتراض غرب و آمریکا قرار می گیرد چرا بایستی اوپک برای مهار بازار به تولید بیشتر بپردازد بویژه آنکه دقیقا ثابت شده است افزایش قیمت نفت ناشی از افزایش مصرف و افزایش تقاضا و نیاز به موادنفتی بیشتر نیست . ما دقیقا در شرایطی شاهد افزایش قیمت نفت هستیم که بحران اقتصادی عظیم آمریکا سطح تقاضا برای بزرگترین مصرف کننده جهانی نفت را کاهش داده است . بعلاوه رشد اقتصاد اروپا ژاپن و آسیای جنوب شرقی در حدی نیست که نیاز بیشتری به نفت را توجیه کند و افزایش تقاضا بمنزله افزایش مصرف تلقی شود. این پدیده یکبار دیگر ثابت می کند که افزایش قیمت نفت ناشی از مولفه های تاثیرگذار بر بازار مصرف نفت نیست و نقش واسطه ها به این پدیده دامن زده است .
4 ـ اگرچه قیمت نفت افزایش یافته و غرب خود را نگران جلوه می دهد ولی اعداد و ارقام موجود نشان می دهد که بیشترین سود از بابت افزایش قیمت نفت هم عاید کشورهای غرب شده و می شود . نباید از نظر دور داشت که امروزه بین 60 تا 75 درصد قیمت تمام شده فرآورده های نفتی برای مصرف کننده نهائی را « مالیات بر نفت » تشکیل می دهد که مستقیما عاید کشورهای غربی می شود. در واقع کشورهای غرب از یکطرف از عواید ناشی از افزایش قیمت نفت بهره مند می شوند و خزانه های خود را پر می کنند و از طرف دیگر اشک تمساح می ریزند و چنین وانمود می کنند که گویا از افزایش قمت نفت نگرانند و حتی زیان می بینند. در هفته های اخیر تظاهرات و اعتراضات گسترده ای را از جانب ماهیگیران صاحبان قایقها و کشتی های باری صنعت گران جز و کشاورزان اروپائی بوده ایم که از دولتهای خود خواستار کاهش « مالیات بر سوخت » شده اند. پاسخ تند اتحادیه اروپا در این زمینه بسیار تکان دهنده است که صراحتا اعلام کرده است کاهش مالیات بر سوخت مطلقا امکان پذیر نیست ! در واقع کشورهای اروپائی تصور می کنند که می توانند در آن واحد از افزایش قیمت نفت سود ببرند و بین 60 تا 75 درصد قیمت فرآورده ها را به عنوان « مالیات بر سوخت » از مصرف کنندگان نهائی دریافت کنند ولی بطور همزمان انگشت اتهام را به سوی کشورهای تولیدکننده نفت نشانه گیری کنند که چرا برای کاهش قیمت نفت تلاش نمی کنند و حال آنکه افزایش قیمت نفت سود بیشتری را عاید کشورها و دولتهای غربی کرده و می کند. نباید از نظر دور داشت که برای سالهای متمادی درآمد دولت ایتالیا از « مالیات بر سوخت » بیش از درآمد عربستان از تولید و صدور نفت بوده و هست و این بهره کشی کشورهای اروپائی برای چندین دهه ادامه داشته و دارد.
5 ـ موضوع مهم دیگر اینست که افزایش قیمت نفت باعث افزایش قیمت تولیدات صنعتی غرب شده و کشورهای تولیدکننده نفت این بار در موضع خریدار و مصرف کننده محصولات صنعتی غرب نه تنها محصولات موردنیاز خود را با قیمتی گرانتر خریداری می کنند بلکه حتی بخش قابل توجهی از « مالیات برسوخت » را که صنایع غرب پرداخته اند به آنها می پردازند. این بدان معنی است که متاسفانه کشورهای صادرکننده نفت هم به کشورهای غربی « مالیات بر سوخت » می پردازند که درک آن بسیار دردآور است .
ناگفته پیداست که غرب و کشورهای صنعتی از افزایش قیمت نفت بهره های بیشتری می برند ولی با معرفی اوپک به عنوان عامل افزایش قیمت نفت سعی دارند نشانی نادرستی به مصرف کنندگان نفت بدهند و با تبلیغات انحرافی بر منافع و درآمدهای سرشار خود سرپوش بگذارند. حال آنکه بررسیها نشان می دهد که حتی علل و عوامل موثر در این پدیده نیز در اختیار غرب صنعتی قرار دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات