*حزب اعتماد ملی چه تفاوتها و تشابههایی با احزاب اصلاحطلب دارد؟
**حزب اعتماد ملی متاثر از افکار و اندیشههای سیاسی و فقهی امام راحل و قانون اساسی شکل گرفته و چون مبحث اصلاح طلبی را صرفا در این نظام جمهوری اسلامی میپذیرد لذا هر حزب و گروهی که این قواعد را پذیرفته باشد از این منظر مشابه حزب اعتماد ملی خواهد بود و نکته مهمتر اینکه حزب اعتماد ملی از نگاه به داخل و با رعایت مصالح ملی، اصلاح طلبی را پی میگیرد.
*به چه عللی اصلاحات در گام اول خود ـ دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی از 1376 تا 1384 ـ با عدم اقبال عمومی مواجه و به دولت آقای محمود احمدی نژاد منتهی شد؟
**قضیه کاملاً اظهر منالشمس است. وقتی افراد و گروههایی اصلاحات مردم ایران را به نفع خود مصادره نمایند و از اصلاحات صرفا تغییر قانون اساسی و ساختارشکنی را دنبال کنند و اصلاحات را فقط در حیطه مسائل سیاسی ببینند و هیچ توجهی در مورد مشکلات اقتصاد و معیشتی مردم نداشته باشند، طبیعی است که ملت فهیم ایران عکسالعمل نشان میدهند و ...
* پیگیری اصلاحات در شرایط فعلی با چه اولویتها و ویژگیهایی امکان پذیر است؟
**اصلاحات به مجموعهای از مولفههای اطلاق میشود که در برگیرنده مسائل سیاسی، حقوقی، اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی و معیشتی مردم باشد و بنابراین اولویتهای مهم در شرایط فعلی اولا با توجه به مسائل بینالمللی و جهان پیرامون مرزهای جغرافیایی باید معطوف به حفظ مصالح ملی و منافع ملی باشد. ثانیا از نقطه نظر مسائل اقتصادی به نحوی باید برنامهریزی شود که مردم آسایش و آرامش نسبی داشته باشند و در کنار آن توجه به اشتغال و رفع بیکاری در جامعه و توجه به آزادیهای مطرح در قانون هم مورد توجه جدی و عملی واقع گردد.
*حزب اعتماد ملی خود را به عنوان یک حزب فراگیر معرفی میکند، منظور شما از فراگیر چیست؟ آیا در تحقق بخشیدن به آن موفق بودهاید؟
**حزب اعتماد ملی که بعد از انتخابات نهم ریاست جمهوری به وجود آمد، با توجه به پشتوانه قوی مردمی و استقبال کم نظیر آحاد ملت از آن فیالواقع یک حزب منظم و فراگیر در کشور میباشد و فراگیر بودن همین است که مردم کشور از آن استقبال نمودهاند و الان در 30 استان کشور حزب اعتماد ملی دارای فعالیت گسترده میباشد.
*پس از پشتسر گذاردن تجربههای تلخ گذشته، رمز موفقیت دوباره اصلاحطلبان چیست؟
**فقط راست گفتن با مردم، نه در پشت سر سنگری به نام اصلاحات قرار گرفتن و ضربه زدن به میراث هزاران هزار شهید به خون خفتة دوران دفاع مقدس.
*چرا مردم به عنوان موضوع و موتور محرک احزاب در کشور ما رغبت چندانی به مشارکت در فعالیتهای حزبی نشان نمیدهند؟
**سوال بر میگردد به شیوه عمل دولت مردان. وقتی قانون اساسی کشور که میثاق ملی تلقی میشود، فعالیت حزبی را رسمیت بخشید حکومت و دولت باید الزامات تشکیل احزاب را فراهم نمایند و رسانه ملی بستر فرهنگی این امر را مورد توجه قرار دهد که متاسفانه تاکنون این مهم اتفاق نیفتاده است. وقتی رسانه ملی برای حضور مردم در راهپیمایی روز قدس که البته مورد قبول هم هست چندین روز به تبلیغات میپردازد و بستر فرهنگی این موضوع را برای مردم فراهم میکند، خوب طبیعی است که مردم جواب مثبت میدهند. در رابطه با دیگر مسائل جامعه به همین نحو باید برخورد شود.
*چرا ساخت قدرت در جمهوری اسلامی ایران، علی رغم تصریح قانون اساسی، در عمل نقش و جایگاه چندانی برای تحزب قایل نیست؟ مثلا بسیاری از مسؤولان بلندپایه در اظهار نظرهای رسمی به احزاب حمله میکنند یا افتخار میکنند که عضو هیچ حزب یا تشکل سیاسی نیستند و یا اینکه از مجرای فعالیتهای حزبی به قدرت نرسیدهاند؟
**قانون اساسی در اصل 26 احزاب را به رسمیت شناخته است و اساسا تشکیل احزاب برای سامان دادن و نظم دادن به امور جامعه است. نکته قابل توجه این است که مردم همیشه و خصوصا در نمازهای جمعه از زبان خطیبهای محترم جمعه میشنوند که اوصیکم عبادا... بتقوی ا... و نظم امرکم؛ نظم امر یعنی همین سامان دادن به فعالیت اجتماعی، اعم از سیاسی، فرهنگی و غیره و بهترین نظم امر در عرصه فعالیت سیاسی تشکیل احزاب است.
اگر مسؤولی تحزب را قبول نداشته باشد به طریق اولی قانون اساسی را منکر میشود و اگر آن مسؤول قانون اساسی را منکر شد طبعا شایسته جایگاه آن مسؤولیت نیست. این یک امر کاملا روشن حقوقی است.
نکته دیگر اینکه احزاب، فیلتر تصفیه استبداد دولتی میباشند و هر جا و هر کجا مسؤولی بر خلاف مصالح ملی و قانون اساسی قدم گذاشت و موجب سلب آزادیها و حقوق شناخته شده مردم شد، احزاب هستند که میتوانند مؤاخذه نمایند و ...
* به نظر شما حزب اعتماد ملی یک حزب «میانهرو» است یا «پیشرو»؟
**حزب اعتماد ملی یک حزب اسلامی با مشی اعتدالگرا میباشد. شرایط دنیا و شرایط کشور ما ایجاب مینماید که جریانهای سیاسی و احزاب مختلف با مشی اعتدال و واقعگرایی حرکت نمایند. در رابطه با جریانهای سیاسی پیشرو چون تعریف خاصی از آن نشده، سؤال در قسمت جریان سیاسی پیشرو دارای ابهام است. اگر پیشرو به معنی تندروی مطرح باشد که این خلاف منطق حکومتداری میباشد.
*دولت نهم از نظر شما چگونه قابل توصیف است و چه نقطه قوت یا نقطه ضعف برجستهای در مقایسه با دولتهای پیش از خود دارد؟
**نقطه قوت دولت نهم، در رابطه با گردش و چرخش مسؤولیتهای کلیدی است چون قبل از آن دایره دولت محدود به اشخاصی بود که در طول 25 سال گذشته همواره مصادر امور را در دست داشتند و یا حداقل از این پست کلیدی به آن پست کلیدی جابهجا میشدند و چون لازمه پویایی یک جامعه گردش و چرخش نخبگان و مسؤولین است لذا در دولت فعلی این یک نقطه قوت است. نقطه ضعف دولت نهم توجه بیشتر به اقتصاد حمایتی است، تقویت ارگانهای حمایتی برای تحت پوشش قرار دادن مردم و دادن وامهای کوتاه مدت و درازمدت، تنها یک مسکن زودگذر است.
*از نظر شما در این مقطع زمانی کدام یک از مطالبات تاریخی مردم ایران یعنی «آزادی»، «عدالت» و «پیشرفت» مردم ایران اولویت دارد؟ و چرا؟
**جامعه ما از بیعدالتی رنج میبرد. لازم است که برای تحقق عدالت، این گم شدة واقعی تاریخ، در همه شقوق فیالجمله سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و معیشتی مردم و نیز زمینههای حقوقی و قضایی و شرایط یکسان بهرهمندی مردم از ثروتهای خدادادی کشور اقدام و برنامهریزی شود.