1ـ «انقلابها ساختار شکن هستند.» قیام علیه وضع موجود شاید ویژگی هر انقلابی باشد. با هر انقلابی در هر کشوری نه فقط «نشانههای» وضع سابق که «ارزشها» نیز دگرگون میشود. انقلاب اسلامی ایران نیز همین مسیر را طی کرد.
چنانکه «ارزشهای» قبل از انقلاب 1357 کاملاً دگرگون و «ارزشهای» جدید جایگزین آن شد. «نشانه»ها و نهادهای دوران گذشته در پرتو ارزشهای جدید انقلاب اسلامی کارکرد جدید یافتند و با «ارزش» جدید شکل گرفتند. چنانچه ارتش منحل نشد، دانشگاهها تغییر نیافت، وزارتخانهها دگرگون نشد.
البته به موازات این دگرگونی و در کنار برخی نشانهها، نهادهای انقلاب قد برافراشتند. سپاه و بسیج در کنار ارتش جدید، کمیته امداد در کنار بهزیستی، کمیته انقلاب اسلامی همپای شهربانی، بنیاد مسکن و جهاد سازندگی در کنار وزارت کشاورزی و... بدین ترتیب در کنار دو بخش گذشته و حال، نهادهایی با هویت جدید ایجاد شدند که «نشانه» انقلاب اسلامی گشتند.
سپاه و بسیج، مهمترین گونه از این دست نهادها بودند. نهادهایی که در فضایی به دور از جدال با نهادهای موازی به نیازهای نظامی آن ایام پاسخ میگفتند. بسیج در ایامیکه انقلاب تازه پیروز شده در جنگی ناخواسته درگیر بود، به بازوی مردمی نظام در جنگ تبدیل شد. اما آرام آرام با پایان جنگ تحمیلی این نهاد مردمیو تاسیس شده توسط رهبر کبیر انقلاب وظایفی دیگر بر دوش گرفت و عرصه کارش گسترده تر شد. وظایف فرهنگی و سازندگی مهمترین عرصه کار جدید بسیج شد.
2ـ بسیاری از محققان اجتماعی وجه مشترک دو پدیده «انقلاب» و «جنگ» را خشونت خواندهاند اما نه انقلاب اسلامی مبتنی بر خشونت بود و نه دفاع مقدس. این پدیده کم سابقه ریشه در فرهنگ سیاسی ایران، ماهیت انقلاب اسلامی و گفتمان امام خمینی دارد.
بر همین اساس فراوان هستند کسانی که انقلاب اسلامی ایران را مردمیترین و لطیفترین انقلاب بشر بینیاز از دست یازیدن به خشونت میدانند. پیروان امام نیز در چارچوب گفتمان فوق همواره سعی در استفاده از ادبیات واژگانی دارند که سرشار از صلحطلبی، معنویتخواهی و نفعجویی ملت و دولت باشد. جنگ هشت ساله «دفاع» مقدس نامیده شد، نه «جنگ» مقدس. وزارت «دفاع» ایجاد کردیم نه «جنگ» و...
3ـ در سادهترین بیان میتوان گفت، استفاده مناسب و غیرابزاری از یک پدیده و آرمان، آن است که در جهت هدف و متناسب با کارکرد اصلی خود صورت گیرد. چنانچه فرد یا گروهی خود را مصداق انحصاری بسیج بداند، در مسیر استفاده ابزاری از آن قدم گذاشته است. حتی اگر منتقدان یا مخالفان، رسماً بی اعتقادی خود را به آن آرمان اعلان کنند، باز هم نباید خود را مصداق انحصاری بسیج خواند. به علاوه، استقلال بسیج به عنوان یک نهاد پایدار ارزشهای انقلاب اسلامی باید مانع بهرهبرداری ابزاری از مقدسات آن نیز شود.
از این رو هیچ کس نباید به خودش حق بدهد که با خرج کردن از کیسه وجاهت سپاه و بسیج آن را تضعیف نماید. اگر خدای نکرده عظمت بسیج در پای منافع سیاسی این و آن گروه قربانی شود، جفا و ظلم عظیمی در حق آنان است. بنابراین مهمترین دغدغه بسیج باید در پاسداری از نظام و دفاع از حقوق ملت باشد. انتظار این بوده و هست که بسیج بیش و پیش از هر نهاد دیگری بر حق حاکمیت، گسترش دامنه اقتدار ملی و توسعه دایره گزینش مردم تاکید کند.