نورالدین پیرموذن، نماینده اردبیل در دو دوره مجلس ششم و هفتم
تاریخ جدید ایران از اردبیل آغاز شد و نقش اردبیل در تثبیت مذهب شیعه در کشور فراموش نشدنی است. تیمور و مغول پیش شیخ صفیالدین اردبیلی زانو زدند. جانفشانیها و رشادتهای مردم قهرمان آذربایجان در انقلاب مشروطیت و حرکتهای استبدادافکن آنها به رهبری ستارخانها و نیز حرکت تاریخی مردم تبریز در 29 فروردین 56 به عنوان سنگ بنای 22 بهمن 57 از ذهن تاریخ پاک نخواهد شد.
ایثارگریها، دلاوریها و خط شکنیهای فرزندان آذربایجان در قالب لشکر 31 عاشورا در ایام جنگ تحمیلی نمونهای از غیرت، حمیت و شجاعت مردم آذربایجان در دفاع از تمامیت ارضی ایران بود. امیرکبیر اصلاح طلب پرورشیافته آذربایجان، پروین اعتصامی، شهریار، علامه طباطبایی و علامه جعفری، آیتالله مروج، مهندس بازرگان، دادمان و باکری ستارههای درخشان عرصه ادب، علم و دین و معرفت آذربایجان و ایرانند. چنین پیشینه درخشان آذربایجان و نقش تاثیرگذار آن در تاریخ تمدن، تجدد و توسعه کشور عنایت شایستهای را از دولتها و ثروت ملی میطلبید و میطلبد.
اما صد افسوس که قاطبه مردم اردبیل و آذربایجان نه تنها چنین توجه و عنایتی را احساس نکردهاند بلکه با بیمهری، تحقیر، توهین و تبعیض و محرومیت مواجه شدهاند. مردم آذربایجان و اردبیل سوالات مهم و مطالبات انبار شده و فروخوردهای در عرصه سیاست، فرهنگ و اقتصاد دارند که هنوز پاسخی پیدا نکردهاند.
در این میان چاپ کاریکاتور در یک روزنامه دولتی، زخم کهنه آنان را نو کرد و بهانهای شد بر فریاد مردم آذربایجان به مطالبات انباشته شده خود.
تپیدنهای دلها، ناله شد آهسته آهسته
رساتر گر شود این نالهها، فریاد میگردد
شایسته بود رئیسجمهور محترم به عنوان بالاترین مسوول اجرایی کشور در همان آغاز با عذرخواهی به موقع از مردم قهرمان آذربایجان، از تبعات آتی آن جلوگیری میکرد که نشد. باز همچون گذشته، با فرو کوفتن مطالبات بحق مردم ایام سپری شد. در مقایسه با استانهای همتراز، درآمد 4 استان آذری نشین، 36 درصد از متوسط سرانه کشور پایینتر است و سرمایهگذاریهای لازم در آذربایجان انجام نگردیده است.
گرانی، تورم، رکود و بیکاری برای مردم زجرآور شده است. چهره کریه فقر گستره وسیعی یافته و فساد و تبعیض و افسردگی از مظاهر تاریخ جامعه ما شده است. متاسفانه وعدهها و شعارها و سیاست دولت نهم نیز برای کنترل این نابسامانیها عملا جز گرانی و تورم بیشتر و به هم ریختگی قیمتها و فرار سرمایهها ثمره دیگری نداشته است و ظاهرا از پول نفت بر سر سفرههای مردم هم خبری نیست.
با وجود گرانی روزمره قیمت نفت، حساب ذخیره ارزی خالی شده و بدهکار است. دولت نهم در سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی با حذف بی سابقه مدیران باتجربه از بدنه اجرایی کشور و سپردن پستهای کلیدی بر مبنای پاداش انتخاباتی و غنیمت حزبی حزب نانوشته اقتدارگرا و زیر پا گذاشتن لیاقت، شایستگی و توانمندی، بستر و زمینه رشد فرهنگ چاپلوسی، ریاکاری و فرصت طلبی را فراهم کرده که قطعا کشور هزینه سنگینی را خواهد پرداخت و آرزوی رسیدن به اهداف چشم انداز 20 ساله فراهم نخواهد شد.
اما در عرصه سیاست خارجه؛ از مهر ماه سال 84 سیاست و روابط خارجی با کشورها دستخوش تحولات بسیار مهم، گسترده و عمیقی شد که در مدت کوتاهی پرونده ایران سر از شورای امنیت سازمان ملل درآورد. ازجمله این موارد توقف مذاکرات هستهای با اروپا، چالشی شدن روابط ایران و آژانس انرژی اتمیو صدور تندترین قطعنامه علیه ایران توسط شورای حکام و در نهایت اینکه برای اولین بار ایران رسما به نقض و عدم پایبندی تعهداتش در زمینه هستهای متهم شده است.
مساله ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل در صورت عقبنشینی نکردن از مواضعش به عنوان یک تصمیم در قطعنامه درج و نهایتا پرونده به شورای امنیت ارجاع شد که عجبا بعضیها رفتن پرونده به شورای امنیت را هم نوعی موفقیت تلقی کردند. پرواضح است که تغییر استراتژی حاکم بر سیاست خارجی، انتقال از رهیافت با چارچوب فکری اصلاحات یعنی تشنجزدایی، پل زدن بین کشورها و گفتوگوی تمدن به یک رهیافت مهاجم، تندرو، تشنجآفرین و برخورد بین کشورها بود.
تداوم این مساله منجر به منزوی شدن کشور و کشیدن دیوار دور آن خواهد بود. استفاده از ادبیات سیاسی تشنجزا و بحران آفرین و طرح مسائل نابهنگام و نسنجیده مسائلی چون هولوکاست که هیچ ارتباطی با منافع ملی ما ندارد چنان وضعیتی را در دنیا به کمک رسانههای غربی فراهم آورد که حمله به ایران موضوع بحث محافل سیاسی دنیا شد و از ایران اتمیبه عنوان تهدید اصلی امنیت جهانی نام بردند.
نزدیک به 11 هزار و 600 مقاله و قریب به 4 میلیون تفسیر و تحلیل رسانه ای در خصوص حمله به ایران در 6 ماه گذشته چاپ و منتشر شده است.
کشور روزهای حساس و سرنوشت ساز خود را میگذراند و بیش از هر زمان دیگر نیاز به تصمیمگیری مبتنی بر عقل و خرد جمعی و دور از شعار و احساسات داریم.
لازمه عبور از این بحران سیاسی را مشارکت گسترده مردم و همه جریانات سیاسی، اعتمادسازی و داشتن تفکر توسعه یافته و شکست بن بست سیاسی و نیز سوق دادن نگرش پیکره سیاسی کشور از گذشتهنگری و آیندهنگری است.
گذشته و آینده تاریخ کشورهای موفق دنیا در گرو حل بحرانها و چالشها از راه گفتوگوست و هیچ سلاحی برندهتر از منطق گفتوگو در دنیای امروز وجود ندارد. از طرح مذاکره مستقیم با آمریکا و برداشتن دیوار بیاعتمادی بین دو کشور که طرح آقای خاتمی و دکترین دوم خرداد بود هرچند دیر است، اما در نهایت بازگشت به دیپلماسی منطقی و برآورد صحیح و کارشناسی هزینه ـ فایده منافع ملی است.
هر که نیاموخت ز تاریخ پند
باز نسنجیده بیفتد به بند