سیدرحیم ابوالحسنی/ عضو هیات علمی دانشگاه
هر ساله در ایام نزدیک به انتخابات، نمایندگان مجلس اقدام به تغییرات در قانون انتخابات مینمایند. یکی از دلایل همیشگی درخصوص نیت این تغییرات افزایش کارآمدی مجلس است. اخیراً نیز در اقدامیمشابه دو تغییر اساسی در قانون انتخابات مجلس به وجود آمد؛ افزایش سن رایدهندگان و افزایش سطح تحصیلات کاندیداها از فوق دیپلم به کارشناسی ارشد یا حداقل کارشناسی به شرط دارا بودن سوابق مدیریتی. اکنون این سوال مطرح میشود که آیا واقعاً نمایندگان محترم نمیدانند که افزایش کارآمدی مجلس مستلزم تغییرات جدیتری در قانون انتخابات است؟ و یا اینکه میدانند و آن را به نفع خود نمیدانند؟
کارآمدی مجلس در گرو چند امر در کنار یکدیگر است. نخستین شرط کارآمدی تخصص و آشنایی نمایندگان مجلس با مسائل و موضوعات حوزههای قانونگذاری است.
چرا که قوانین منطبق بر قواعد علمی حاکم بر حوزههای اقتصادی، اجتماعی، خانواده، قضاوت، فرهنگی، مدیریت، سیاست، روابط بینالملل، توسعه، تفریحات، دفاع و امنیت موجب توسعه و پیشرفت جامعه خواهد شد. بدیهی است کسانی خواهند توانست در این حوزه قوانین کارآمد بنویسند که با قواعد علمی این حوزه آشنایی داشته باشند، متاسفانه تصمیمسازی در حوزههای علوم اجتماعی به متخصصین فنی و پزشکی سپرده شده است که یکی اجتماع را ماشین فرض میکند و دیگری آن را شبیه بدن انسان میپندارد، اولین قدم برای ارتقای کارآمدی مجلس، ضرورت افزایش متخصصین واقعی و نه دارندگان مدارک صوری رسمی رشتههای حوزه علوم انسانی و اجتماعی در میان نمایندگان مجلس است.
دومین شرط کارآمدی مجلس، آشنایی نمایندگان با مسائل مختلف جامعه و حوزههای تصمیمگیری است. آشنایی با مسائل مبرم اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، خانوادگی و... کشور گام نخست تصمیمگیری است. پس از آن لازم است براساس ایدئولوژی و هویت سیاسی، اهداف، استراتژیها و برنامهها تدوین شوند و سپس براساس برنامه قوانین مربوط نگاشته شوند. انجام این امور مستلزم انجام مطالعات علمی مفصل در این حوزهها است. بدون مطالعات علمی و تخصص لازم، تصمیمسازی و قانونگذاری نتیجهای جز روزمرگی و پیامدهای منفی و افزایش و پیچیده شدن مسائل نخواهد داشت.
انجام این مطالعات در حوزه مجلس نیست بلکه تشکیلاتی باید این مطالعات را از قبل انجام داده و اهداف، استراتژی و برنامه را تنظیم نماید، سپس قوانین لازم را مشخص سازد که مجلس باید آن را تصویب نماید. مجلس باید آگاهی و تحلیل صحیحی از مسائل و وضعیت نهادهای مربوط به مسائل فوق داشته باشد که این آگاهی مستلزم پژوهشهای دقیق و وسیع علمی است که این امر از حوزه کار ویژههای مجلس خارج است.
شرط سوم کارآمدی مجلس، انسجام درونی اکثریت نمایندگان مجلس برای سیاستگذاری و تعقیب خطمشیهای معین است. انسجام نیز در گرو همفکری و تعلق خاطر نسبت به یکدیگر و نیز تعهد مشترک نسبت به تعقیب اهداف و پذیرش مدیریت واحد در بین آنان خواهد بود، بهترین اندیشه و ایده یک نماینده توانمند بدون موارد فوق قابل طرح و یا پیگیری و تصویب به صورت قانون نخواهد بود.
شرط چهارم کارآمدی مجلس، اقتدار آن است. کارآمدی مجلس علاوه بر صحت و درستی قوانین، مستلزم جایگاه برتر آن در میان دیگر نهادهای سیاسی و حکومتی است. این اقتدار از طریق همبستگی داخلی و حمایت در سطح افکار عمومی و چانهزنیهای سیاسی در محیط داخلی سیستم سیاسی به دست میآید. مجلسی که نمایندگانش متحد واقعی نباشند و در تعامل با دیگر نهادهای حکومتی نتوانند از حمایت افکار عمومی برخوردار گردند، قطعاً بازنده بازیهای قدرت در عرصه سیاست خواهند بود.
شرط پنجم، فرض که یک نماینده بسیار قوی و متخصص بخواهد در مجلس حضور داشته باشد اما در شرایط فعلی هرگز یک فرد تنها، چنین رغبتی نخواهد کرد، چراکه فرآیند کنونی انتخابات مستلزم هزینههای اقتصادی، انسانی، سیاسی و اجتماعی فراوانی است و مستلزم به کارگیری حداقل صدها نیروی تبلیغاتی و دفاع در مقابل تخریبها و حملات گروههای رقیب (حکومتی و غیرحکومتی) و... نیز است.
بنابراین مشکل را باید در جای دیگری جستوجو نمود و آن غیرحزبی بودن نظام انتخاباتی ماست. اساساً انتخابات کارآمد و توانمندی مجلس با حزب، پیوندی ناگسستنی دارند، به گونهای که عدهای احزاب را فرزند نظامهای انتخاباتی و عدهای دیگر انتخابات کارآمد را کار ویژه نظام حزبی میدانند که درصورت حزبی شدن نظام انتخاباتی هر چهار عامل فوق تامین خواهد شد.
احزاب برای آنکه بتوانند به قدرت برسند و یا قدرت را در کف خود نگه دارند، نیازمندند که کارآمدترین افراد را کاندیدا نمایند و ضمن هماهنگی با جامعه، ایدئولوژی و اهداف و استراتژیهای خود را برای توسعه و حل مسائل کشور تعیین نمایند و برای به نتیجه رسیدن و کسب رأی در مجلس میان اعضای خود همبستگی ایجاد کرده و از همه مهمتر برای ورود افراد کارآمد به عرصه منازعات سیاسی تمامی هزینههای انتخابات را پرداخت نمایند؛ ضمن آنکه برای کسب آرا سعی بر هماهنگسازی افکار عمومی و تشویق و ایجاد انگیزه برای افزایش مشارکت نیز خواهند داشت و در ضمن از نمایندگان خود در عرصه تنازع سیاسی حمایت خواهند نمود و در این صورت نماینده با صلاحیت در مجلس بیپناه و تنها نخواهد شد.
متاسفانه در کشور ما همواره سعی در شکل نگرفتن احزاب است، در افکار عمومی و رسانههای جمعی آنها را منافعطلب و گاه عوامل بیگانه معرفی مینمایند و در قوانین انتخاباتی نیز به گونهای حرکت میشود که احزاب توان حضور نداشته باشند. آیا واقعاً نمایندگان مجلس نمیدانند که مجلس و انتخابات بدون حضور حزب همواره معلول و ضعیف خواهد بود؟ راه نجات مجلس از ضعف و ناکارآمدی در پیش گرفتن سیاستهای مبتنی بر حضور احزاب در عرصه رقابت سیاسی است. اگر نمایندگان کنونی واقعاً سعی در تقویت و افزایش کارآمدی مجلس دارند یک راه جدی آن است که قانون انتخابات به سمت انتخابات حزبی اصلاح شود تا هم احزاب شکل گیرند و هم مجلس کارآمد و تقویت شود. والّا باید یا به دانش سیاسی ـ اجتماعی و یا به خیرخواهی آنان شک نمود.