بسماللهالرحمنالرحیم
جرج بوش رئیسجمهوری آمریکا و تونی بلر نخستوزیر انگلیس در ملاقات اخیر خود در واشنگتن، بر شکست در جنگ عراق اعتراف کردند. بوش و بلر در عین حال که میکوشیدند آثار شکست و ناکامیسیاستهای جنگافروزانه را در چهره خود مخفی کنند در اظهارات خود به ناچار معترف شدند که اوضاع در عراق به شدت اسفبار و خارج از کنترل است.
اگر زمانی نه چندان دور، بوش به همراه تیم متشکل از نئومحافظهکاران افراطیاش رویای فتح یک به یک کشورهای خاورمیانه را در سر میپروراندند و از تولد خاورمیانهای جدید، البته با هویت آمریکایی سخن میراندند اکنون تنها به فکر نجات جان خود از مهلکه عراق میباشند. امروزه دیگر کمتر سخنی از «خاورمیانه بزرگ» بر زبان زمامداران آمریکایی و انگلیسی جاری میشود و از صدور دمکراسی به کشورهای منطقه نیز سخنی شنیده نمیشود چرا که این ترفندها و حربهها به دلیل بیداری ملتها درحال رنگ باختن است.
متحدین بوش، یک به یک اطراف وی را خالی میکنند و وی را در انزوای مرگبار رها میکنند. دیک چنی، رامسفلد، جان بولتون، کسانی بودند که مغرورانه سکان هدایت سیاست خارجی آمریکا را برعهده داشتند و با بلندپروازی، تنها به بسط قلمرو نفوذ آمریکا از طریق لشکرکشی و سیاست به اصطلاح تهاجمی میاندیشیدند اکنون مجبور شدهاند صحنه را خالی کنند.
این ناکامی تنها منحصر به دولت بوش نبوده است. بلکه بلر نیز در انگلیس وضعیتی بهتر از بوش ندارد به گونهای که مجبور شده در برابر فشارهای موجود، تابستان آینده را تاریخ کنارهگیری خود اعلام کند. شرایط موجود همه اجزای یک شکست کامل برای آمریکا و متحدینش به خصوص دولت انگلیس در ماجرای عراق است با اینحال نباید غافل بود که استکبار هرگز از پیگیری منافع نامشروعش در جهان کوتاه نخواهد آمد چرا که سلطهطلبی و مداخلهجویی، صفت جدایی ناپذیر امپریالیسم است که امروزه آمریکا و قدرتهای مستکبر غربی نماد آن میباشند.
از آنجائیکه اشغالگران غربی لشکرکشی به عراق را هرگز از سر دلسوزی برای ملت عراق انجام ندادند قطعاً از این پس نیز، آنچه برای اشغالگران اهمیت دارد، منافع آنهاست حتی اگر در این مسیر ملت عراق بیش از این قربانی و دچار مصیبت و فاجعه بشود.
در مقطع فعلی، جنگ افروزان آمریکا که خود را در بازی عراق بازنده یافته اند و در پی فرار از این باتلاق هستند، به شدت تلاش میکنند تا به فرار خود صورتی آبرومندانه بدهند تا توجیهی برای افکار عمومی داخلی تهیه نمایند. افکار عمومی آمریکا قطعا زمامداران ماجراجو و جنگافروز حاکم بر کاخ سفید را به دلیل به هدر دادن خون هزاران سرباز و صرف میلیاردها دلار ثروت در جنگی بیهوده مورد مواخذه و فشار قرار خواهند داد. از اینرو، دولت بوش به شدت تلاش میکند تا با دستیابی به ثبات هر چند نسبی و محدود برای خود مفری ایجاد کند و در این مسیر، یکی از راهکارهای آمریکا فشار به شیعیان برای اعطای امتیاز به مخالفان دولت است.
یکی از هدفهای سناریوی جدید در قالب تحقیق درباره بحران عراق که تحت عنوان گزارش «بیکر ـ همیلتون» ارائه شده نیز به همین امر ارتباط پیدا میکند. دولت بوش درصدد است با استناد به این گزارش سیاسی و جهتدار، به جناح اکثریت در دولت عراق فشار آورد و آنها را به پذیرش شرایط گروههای زیادهطلب و عوامل تروریست مورد حمایت خود وادار سازد تا به زعم خود با جلب نظر گروههای آشوبطلب، امنیت نسبی را برای خروج نیروهای خود از عراق فراهم آورد.
دعوت آمریکا از همسایگان عراق از جمله ایران و سوریه برای کمک به تامین ثبات و امنیت عراق نیز دقیقاً در راستای استراتژی جدید قرار دارد.
واشنگتن که تا پیش از این، همسایگان عراق بویژه تهران و دمشق را به دخالت در تشدید و ادامه بحران عراق متهم میکرد اکنون بیشرمانه خواستار همکاری این دولتها در عراق شده است.
این، یک درخواست مزورانه و مصلحتی است و هرگز نباید به عنوان تغییری در استراتژی واشنگتن به حساب آید و بدیهی است به محض اینکه آمریکائیها از باتلاق عراق نجات پیداکنند سیاستهای خصمانه خود را با شدتی بیش از پیش علیه ایران و سوریه، پی خواهند گرفت.
از اینرو آنچه که به عنوان تغییر در استراتژی آمریکا درعراق مطرح است فشار بیشتر به شیعیان نخواهد بود و بوش، این سیاست جدید را به طور رذیلانه با مستندات گزارش مغرضانه «بیکر ـ همیلتون» توجیه خواهد کرد. این توطئهای است که شیعیان عراق قطعا باید در برابر آن، مقاومت کنند چرا که عقبنشینی در برابر آن شیعیان را در آینده به توطئههای بسیار خطرناکتری مواجه خواهد ساخت.