عطاءالله مهاجرانی
گزارش بیکر ـ هامیلتون مثل سالاد میوه نیست! این سخن بیکر است. به عبارت دیگر نمیتوان با گزارش انتخابی یا دلخواهانه مواجه شد. گزارش چند رکن اساسی دارد:
1ـ مساله یا بحران عراق را نمیتوان بدون همکاری کشورهای همسایه مشخصا ایران و سوریه حل کرد.
2ـ آمریکا باید با ایران و سوریه مستقیما گفتوگو کند.
3ـ بحران عراق راهحل جادویی ندارد. آمریکا نمیتواند با اتکا به قدرت نظامی از این بحران راه برونرفتی پیدا کند.
4ـ بحران عراق و مساله فلسطین در هم گره خورده است.
دولت بوش باید با تاکید بر فرمول «دو ملت ـ دو کشور» مساله فلسطین را حل کند.
5ـ اسرائیل باید از ارتفاعات جولان عقبنشینی کند.
این محورها در قالب 79 پیشنهاد تبیین شده است. نکته مهم در این گزارش تصویری است که از عراق ارایه شده است. تا به امروز قاعده چنین بود که موقعیت آمریکا در عراق طبیعی نشان داده شود حتی برخی تحلیلگران ایرانی نیز میکوشیدند بگویند آنچه در عراق میگذرد امری عادی است! شگفتانگیزتر از آن مدتی پیش تحلیلگری به لندن آمده بود، میگفت: آنچه در عراق میگذرد خواست آمریکاست! هر چه میگفتیم قرار بود عراق سرمشق آزادی و دموکراسی در منطقه بشود، همواره بوش از عراق تعریف میگرد حتی به پوتین گفت شما هم آزادی و دموکراسی را از عراق یاد بگیرید! پوتین در پاسخ در اجلاس جی 8 در پتروگراد گفت: ما نمیخواهیم مثل عراق بشویم... تصویری که بیکر ارائه میدهد تصویری تکاندهنده است. 6/1 میلیون عراقی در درون عراق آواره شدهاند. 8/1 ملیون عراقی از عراق گریختهاند. دولت نمیتواند خدمات ابتدایی مثل آب و برق و بهداشت و فاضلاب را برای مردم فراهم کند. در گزارشی نقل شده است که در زمان صدام زندگی روزمره مردم راحتتر بود.
موقعیت به گونهای است که وضعیت مردم روز به روز بدتر میشود. انتظار هیچ معجزهای هم نیست! این تعبیر سه بار در گزارش آمده است. گمان کردم دارند غیرمستقیم به بوش پاسخ میدهند؛ اگر با دقت سخنان بوش را دنبال کنیم؛ او برای خود رسالتی آسمانی قایل است. تاریخ او را برگزیده تا در این مقطع ایفای نقش کند.
تصویر دیگری نیز در این گزارش تماشایی است. تصویر درماندگی آمریکا؛ تصویر جنگی محاسبه نشده و نسنجیده، البته نگفتهاند مبتنی بر دروغ، برای آغاز جنگ دو موضوع مطرح شد. اول: عراق سلاح کشتار جمعی دارد. دوم: حکومت عراق با القاعده مرتبط است. هیچ یک از این دو ادعا اثبات نشد.
یکی از کتابهای خواندنی در شناخت آمریکا و آمریکاییان، کتاب ذهنیت آمریکایی نوشته هنری استیل کاماجر است. در همان بخش نخست کتاب نوشته شده است، آمریکاییها به آینده نگاه میکنند، در حال زندگی میکنند اما نگاهشان به آینده است. بیکر نشان داده است که چگونه آمریکا نه تنها در حال خود درمانده است، بلکه آینده را هم پیشبینی نکرده است.
2900 آمریکایی کشته شدهاند. (در همان روز انتشار گزارش 10 آمریکایی کشته شد.) 21000 نفر مجروح شدهاند. آمریکا تا به حال 400 بیلیون دلار در عراق هزینه کرده است. (بخش اصلی این پول بدیهی است که هزینه نظامی آمریکاست. نه این که صرف خدمات برای مردم عراق شده است.) تا پایان ماجرا پیشبینی میشود که آمریکا باید2000 بیلیون دلار هزینه کند! گزارش اشاره میکند که چنین پیشبینی مطلقا صورت نگرفته بود.
با این همه هزینه نظامی و امنیتی یک مقام عراقی میگوید: القاعده در عراق مثل مک دونالد شعبهزده است!" شکست و ناکامی بالاتر از این؟
بوش در ماه اکتبر گفت: ما در عراق مطلقا پیروز شدهایم.
نخستین ضربه را گیتس وزیر دفاع جدید فرودآورد و گفت: نه آقا! ما پیروز نیستیم. این گزارش ضربه دوم به بار شیشه است.
به همین دلیل بوش این گزارش را دستکم گرفت و آن را در کنار گزارشهای دیگری قرار داد که قرار است به دستش برسد تا استراتژی تازه آمریکا را معین کند. گویی این گزارش، گزارش دو حزب نیست و بیکر و هامیلتون هم آن را امضا نکردهاند. یوش در بن بست غریبی گرفتار شده است. گزارش را بپذیرد، شکستخورده است. نپذیرد هم شرایط دشواری در پیش خواهد داشت.
این گزارش میتواند درس عبرتی برای بسیاری باشد که بایست مساله را در زمان خود حل کرد. به تعبیر سعدی:
سرچشمه شاید گرفتن به بیل
چو گر شد نشاید گذشتن به پیل
نخستین بار فوکویاما زنگ خطر را به صدا در آورد و تغییر نظر خود را با دلایل بسیار مهم توضیح داد. او شاخصترین نظریهپرداز نئوکانها بود. به سخن او وقعی ننهادند. آینده آمریکا و عراق و منطقه اگر امور با همین آهنگ پیش برود، دشوارتر خواهد شد. در روزنامه هاارتص، در نقد گزارش نکته قابل توجهی بود. به بیکر میگوید، این حرفها را که نباید چاپ کرد! باید در گوش بوش گفت! نمیدانی که افرادی مثل بوش دوست ندارند کسی آشکارا اشتباهات آنان را گوشزد کند!
این نکته، نکتهای اساسی است. قدرت نسبت معکوسی با شنوایی دارد. یا آن چه را که دوست دارد میشنود. این گزارش برای بوش ناشنیدنی است. اسرائیلیها هم آن را ناشنیده گرفتند. اولمرت دستور داد که وزرای او در اینباره حرف نزنند. شیمون پرز عقبنشینی از جولان را خیالپردازانه خواند.
اما! در گزارش ضمن این که اقرار شده آمریکا عراق را نمیشناسد، مثلا از 1000 کارمند آمریکایی سفارت آمریکا در عراق (سفارت آمریکا در ایران 1500 کارمند داشت!) تنها 33 نفر با عربی آشنایند و فقط 6 نفر به این زبان مسلطند. میخواهم بگویم اتفاقا همین گزارش نیز از عدم شناخت عراق و تاریخ رنج میبرد. هیچ جا اشاره نشده است که اشغال یک سرزمین به هرگونه مقاومتی مشروعیت میدهد.