* شینکلر میگوید من همواره ایرانیان را مردمی تصور میکنم که روی قالیهای نفیس راه میروند و با زبان شعر سخن میگویند. به گمان من در سخن او یادآوری رایحه خوش گیاهانی که به دست حکیمان و طبیبان ایرانی و اسلامی مایه شفای بسیاری از دردهای مردم دنیا بوده است خالی به نظر میآید. آیا چنین نیست؟
** حوزه پزشکی و طب از شاخصهای مهم تمدن ایرانی است. بقراط به عنوان یک استاد پیشکسوت تاریخ طب بخشی از اطلاعاتش را در حوزه پزشکی متاثر و برگرفته از دانش پزشکی مادها در غرب ایران میداند.
همچنین جندی شاپور یکی از مرکز عمده پزشکی تاریخ طب است که در زمان شاپور اول تاسیس شده و حتی تا قرن دوم هجری، به عنوان یک مرکز درمانی علمی معتبر شناخته میشده است. ما در دوره اسلامی همچنین پزشکان بزرگ و شهیری داریم، محمدبن زکریای رازی، ابن سینا، و بسیاری دیگر همچون علی بن عباس هروی، حکیم سیداسماعیل جرجانی و... که اینها ستارههای اول تاریخ طب جهان به شمار میروند.
* در دیگر کشورهای اسلامی وضع چطور بوده است؟
** تمدن اسلامی در سایر بلاد هم بزرگانی را پرورده است. ابن نفیس دمشقی کاشف گردش خون، ابوالقاسم خلف بن عباس زهراوی اندلسی که کتاب او در باب جراحی معتبرترین کتاب قدیم جراحی است.
* آیا بزرگان این رشته که از ایران برخاستهاند به خوبی در جهان شناخته شدهاند؟
** بله، در حوزه پزشکی قانون ابن سینا چند قرن در دانشگاهها و مراکز علمی و طبی به عنوان کتاب اصلی تدریس میشد. این کتاب دهها بار به زبانهای مختلف ترجمه شده. الحاوی رازی نیز همین طور، ترجمههای این کتاب هنوز مورد بهرهبرداری کانونهای علمی جهان است. خود رازی در طول تاریخ به لقبهای بسیاری منسوب شده است که نشانه اوج شکوه و اهمیت اوست» برای مثال او را «جالینوس عرب» طبیب مارستانی و علامه در علوم اوایل نامیدهاند.
و تازه او فقط طبیب هم نبوده است.
اتفاقا یکی از موضوعات بحثانگیز درباره رازی نوشتههای فلسفی اوست. ولی روی هم رفته 17 کتاب در موضوع فلسفه، 6 کتاب نیز در موضوع مابعدالطبیعه دارد که خود گونهای از فلسفه میباشد.
* با این وصف، طب سنتی فقط طب نیست، بلکه میراث عظیم تاریخی و تمدنی ماست. این وظیفه ما را دشوارتر نمیکند؟
** طب سنتی حتما باید به صورت علمی احیاء و تبیین شود و با ضوابط اجرا شود وگرنه اگر مراقبتهای علمی و قانونی نشود، این میراث گرانبهای علمی که در دامن فرهنگ و تمدن اسلامی بالیده است، ممکن است در دست عدهای شیاد اعتبار هزاران ساله خود را از دست بدهد.
طب سنتی به عنوان بخش مهمی از افتخارات تاریخ فرهنگ و تمدن ما باید مراقبت شود. نباید بگذاریم این میراث عظیم به دست افرادی بیفتد که حداقل اطلاعات را هم ندارند و آنچه را هم که میدانند سینه به سینه یاد گرفتهند. عصر ما، عصر مراجعه به عطاریها نیست، بلکه مرض باید درست تشخیص داده شود، داروی صحیح تجویز شود و مقدار آن روی حساب باشد. نظارت در ساخت، درمان و روند بهبودی نیز لازم است.
* مهمترین وظیفه گروه طب سنتی و اسلامی فرهنگستان علوم پزشکی چیست؟
** وظیفه اولی در این حرکت، فرهنگ سازی است و احیای روشمند طب سنتی اسلام و ایران. از چند سال پیش وزارت بهداشت در جهت استاندارد کردن گیاهان دارویی اقدام کرد که در داروخانهها و با تجویز پزشک انجام شود، همچنین باید بدانیم که برخی داروها به نام داروی گیاهی از کشورهای دیگر وارد میشوند که ماهیت این داروها معلوم نیست. اینها باید مورد تایید مراجع علمی و قانونی قرار گیرد، ترکیب، فواید و عوارض آن معلوم شود، همچنین با قاچاق دارو مبارزه جدی شود. پیشنهاداتی نیز به وزارت بهداشت دادهایم مبنی بر آموزش طب سنتی در قالب دورههای پیاچدی و...که برخی مورد موافقت قرار گرفته و برخی در دست پیگیری و مطالعه است. کار اصلی ما در حقیقت احیای طب سنتی به طریق علمی است.
* طریق علمی یعنی چه؟
** ببینید، مثلا امروزه واحد وزن گرم است در حالی که واحد اندازهگیری در قدیم «درم سنگ» بوده است. امروزه کار داروسازی نه در عطاریها بلکه در کارخانههای داروسازی با احتساب تاریخ تولید، انقضا، فواید، عوارض، اندازه و میزان ترکیبات در حجم گستردهای انجام میشود. ما در حقیقت چیزی به پماد و ضماد نمیافزاییم اما ویژگی علمی آن را تبیین میکنیم تا پزشک هم مسوولیت تجویز آن را بپذیرد.
* با توجه به مساله فرهنگ سازی، شاید بخشی از کار فرهنگ سازی به نوع تعامل طب سنتی با پزشکان امروزی بازگردد. این کار چگونه شکل میگیرد؟
** خود ما پزشک متخصص یا استاد و تربیت شده مکاتب جدید هستیم و با دید علمی به طب سنتی مینگریم چون میخواهیم به همکارانمان به طور صحیح بشناسانیم تا موجب جبهه گیری نشود. البته این جبههگیری دلیل دارد، ما تا دلایل علمی نسبت به یک دارو، نسخه و یا عمل جراحی ارائه نکنیم از سوی هیچ پزشکی پذیرفته نمیشود. ما در واقع نقض یک پل ارتباطی را ایفا میکنیم پلی که طب برخاسته از فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی را به اطبای امروزی با روش علمی و استدلالهای منطقی منتقل میکند. برای نمونه معرفی گیاهان دارویی به صورت کتاب کوچکی تهیه و منتشر شده که استقبال از آن موجب چندین بار چاپ آن شده است. دو کتاب هم با نامهای ذخیره خوارزمشاهی از حکیم سید اسماعیل جرجانی و الحاوی تالیف محمدبن زکریای رازی توسط فرهنگستان علوم پزشکی منتشر شده است.
* در این زمینهها کار دیگری هم در دست انجام است؟
**تالیف کتاب دایره المعارف پزشکی اسلام و ایران برای اولین بار در حال انجام است. این کتاب دارای 2000 مدخل است. مدخلها شامل معرفی شخصیتهای پزشکی، بیماریها، طرق معالجه و داروهاست. این کار در دنیا برای اولین بار انجام میشود. دایرةالمعارف مذکور در 4 جلد طی 10 سال به اتمام میرسد و مرجع بزرگی برای پزشکان، متخصصان و دانشپژوهان خواهد بود.
دستاورد مسلمانان
رونق و پیشرفت علوم پزشکی و مراقبتهای بهداشتی یکی از بزرگترین دستاوردهای مسلمانان در قرون وسطی است. دلیل اصلی این پیشرفتها آموزههای اسلام در این زمینه و این اعتقاد بود که در عالم به جز سالخوردگی بیماریای وجود ندارد که درمان شفابخش نداشته باشد. همین اعتقاد ریشهدار مهمترین انگیزه علمای مسلمان برای یافتن علاج و درمان بیماریها بود. افزون بر این سنت دستگیری از بینوایان و کمک به بیماران سبب میشد که بزرگان خیراندیش و صاحبان ثروت در بنا نهادن بیمارستانهای بزرگ از هم پیشی بگیرند به گونهای که در سدههای سوم و چهارم هجری در اکثر شهره و ولایات بیمارستانهای مجهز و معروفی وجود داشت. در چنین زمینه مناسب و مستعد و پویایی است که علمای بزرگی در عالم اسلام به ویژه ایران زمین قد برافراشتند و نام پرآوازه آنان در تاریخ علمی جهان ثبت و جاویدان شد.