جعفر کریم حاج نظری
این روزها با نزدکی انتخابات خبرگان واژه «رهبری» از برجسته ترین مسائل روز میباشد. زیرا رهبری منتخب خبرگان است. به همین جهت شایسته است به ترسیم خصوصیات و شاخصههای رهبری در اسلام بپردازیم.
«والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین و اجعلنا للمتقین اماما» و آنان هستند که هنگام دعا با خدای خود گویند پروردگارا ما را از جفتمان فرزندانی مرحمت فرما که مایه چشمپوشی ما باشند و ما را پیشوای اهل تقوی قرار ده. (فرقان- 74)
اصل رهبری یکی از خطیرترین مسائل بنیادی است که اسلام برای آن نقش مهمی در حیات یک امت در پیاده کردن رسالت اسلام قایل است.
بحث ما درباره شرایط و ویژگیهای رهبری است که یک رهبر امت اسلامی دارای چه شاخصههایی باید باشد.
بدون تردید زمامدار امت که بار سنگین جامعه اسلامی را به عهده دارد باید آگاه به قوانین اسلام باشد و بر جزئیات و کلیات آن قوانین الهی اطلاعات لازم داشته و به احکام اسلام طبق اصول مدونه در کتاب و سنت عالم باشد، چه اینکه اسلام منحصر به مسائل عبادی نیست و باید احکام حقوقی و جزایی اسلام (حدود، دیات، قصاص و...) اجرا گردد.
حال ببینیم مصداق عینی این رهبری در جامعه اسلامی کیست؟ طبیعی است وقتی که ما معتقدیم که رهبری اسلامی باید آگاه به مسائل عمومی اسلام باشد، مصداق رهبری آن مشخص است و آن تنها صاحب نظر و کارشناس اسلامی است که باید به این مسائل آگاه باشد و به عبارت دیگر کسی که با الهام از مکتب وحی خط مشی تبیین سازد.
یعنی شناخت او برخاسته از کتاب، سنت، عقل و اجماع باشد که به عنوان پایه و ضابطه شناخته شده و منبع استنباط و استخراج در مسائل و موضوعات مختلف اسلامی قرار میگیرد که با تکیه به آیات و روایات و تشخیص عام و خاص، مطلق و مقید میتواند مسائل را استنباط کند و گرنه علم به تسلسل تاریخ انسان را به جوهر حقیقت نمیتواند برساند.
برای اثبات این مدعی روایات زیادی از معصومین علیهمالسلام وارد شده است که به ذکر چند مورد از آنها اکتفا مینماییم: «من کان منکم قدروی حدیثنا» به قضاوت و داوری آن شخص از شما که حدیث ما را روایت میکند، تن در دهید.
«انظر واالی رجل منکم یعلم شیئا من قضایانا» بدان مرد از شما که از قضایای ما چیزی میداند، به نظر و رجوع کنید. (وسایل الشیعه- کتاب قضا)
البته آگاهی به حدیث و علم به قضایا خلاصه نمیشود، رهبری اسلامی باید الف- واجد شرایط رهبری به معنی عام نیز باشد. یعنی برخوردار از بینش سیاسی باشد تا در تحلیل مسایل جهانی دچار اشتباه نشود ب- دارای قدرت اراده باشد تا در تصمیمگیریهای مهم دچار تزلزل و تردید نگردد ج- و هم خویشتندار باشد، تا بر هوا و شهوات نفسانی خویش فایق آید، که امام صادق (علیهالسلام) معیار رهبری را مشخص فرمودهاند: «الفقیه العارف العادل» آن حضرت پس از بیان فقاهت چه زیبا و ظریف مساله عدالت را معیار قرا ردادهاند و این میرساند که علاوه بر شناخت از مسایل جهانی و فقاهت،عدالت نیز بسیار جایگاه والایی در رهبری دارد.
روایت « الفقهاء امناء الرسول» که از پیامبر«صلی الله علیه و آله» نقل است عالمان دین، را به امانت داران پیامبر«صلی الله علیه و آله» خوانده است. اینجا منظور از امانت، نگهبانی از محتوی نبوت است و آن چه را که پیامبر بزرگ در رابطه با خدا و مردم انجام دادهاند. حال بر علما و فقهاست که در راه تحقق آنها، این رسالت را بر دوش کشند و نگذارند احکام الهی معطل بماند.
روایت مشهور «اما الحوادث الواقعه فارجعوالی رواه احادیثنا..» که از حضرت امام حسن «علیهالسلام» با چنین تعبیر (کلمه عام) دستور میدهد، ممکن نیست بفرماید: اگر مسالهای از مسایل عبادی به شما مشکل آمد به روایان حدیث ما مراجعه کنید، بلکه مساله مدیریت جامعه اسلامی است، موضوع رتق و فتق امور مسلمین است. آنان را به اهداف حقه انسانی نایل گرداند و اوضاع و حوادث رابا وضوح و روشنایی درک نماید و براساس تشخیص دقیق در یک خط مستحکم قدم بردارد و به عنوان پیشتاز در راه هدایت انسان در مسیر حق، تلاش نماید.
رهبری مولود و محصول انگیزهها و اهداف و ایدهالهای مطلوب جامعه الهی است که به عنوان تجلی و تجسم اهداف و آرمان های الهی است، آشکار میگردد. همان طوری که در رهبری امام خمینی(ره) و تبلور نقش خطیرایشان در وجدان و اندیشه امت به روشنی مشاهده شد.
هنگامی که این شعور و آگاهی در جامعه اسلامی پدید آمد و ملت نمایندگان خویش را برگزیدند. دستگاه رهبری هم شخصیت و موقعیت اصلی خود را باز مییابد تا با عزت و اقتدار کشتی جهانی اسلام را به پیش راند و هدایت نماید و طریقت آزادی، برادری و شناخت را فراروی راهروان راهش بازگشاید.
او به عنوان متقیترین،آگاه ترین، عادلترین و شجاع ترین فرد براساس ایمان و باورهای اعتقادی مجموعه امت انتخاب میگردد و در واقع پذیرش رهبری یک فریضه اعتقادی است.
ویژگیهایی که در لیاقت و صلاحیت انسان برای رهبری از دیدگاه اسلامی ضرورت دارد،عبارتند از:
1- لیاقت ذاتی و شخصی (مجموعه استعدادها، خصلتها و صفات)
2- آشنایی و انس با فرهنگ رهبری (فن و مدیریت)
3- التزام و تعهد (الگو، تجسم ارزشها)
4- فهم در مسایل دین (اسلامشناسی، کفایت فکری و علمی)
با اجتماع این عناصر میتوان یک رهبری با کفایت و توانا و نیرومند را شناسایی نمود تا بتواند مسوولیتهای عظیم رهبری را به انجام برساند.
امام رضا «علیه السلام» درباره شخصیت رهبری موارد ذیل را بازگو مینمایند. «نامی العلم، کامل الحلم، مضطلع بالامر، عالم بالسیاسه، مستحق للریاسه، مفترض للطاعه».
کسی مستحق ریاست و واجب الاطاعه است که علم و دانش وافر و جوشان و بردباری کامل داشته و بر کارها نیرومند و عالم و آشنا به سیاست باشد.
و از امام جعفر صادق «علیه السلام» نقل است:«العالم به زمانه لاتهجم علیه اللوابس»
کسی که به (اوضاع و شرایط و قطببندیهای) زمانش آگاه باشد، مورد هجوم اشتباهات و فریبها قرار نمیگیرد.