تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۰  ، 
کد خبر : ۴۱۴۷۲
ایران؛ کانون جدید همگرایی رسانه‌های غربی

هدف، کشورهای نفت‌خیر است

مقدمه: مدیالنز یکی از سایتهای مطالعاتی در زمینه رسانه‌ها و سیاست است که بیشترین فعالیت آن ارائه اخبار تحلیلی، روزنامه‌نگاری تحقیقی و پژوهش‌هایی است که پشت پرده وقایع سیاسی و رسانه‌ها را کالبد شکافی می کند. تبلیغات هماهنگ رسانه‌های غربی علیه ایران به بهانه انرژی هسته‌ای و تلاش علمی و صلح‌جویانه ایران برای دستیابی به آن، موضوع مهمی بوده است که توسط یکی از نویسندگان این سایت تحقیقی بررسی شده است. این مقاله از این رو اهمیت دارد که به قلم و مفسران و محققان رسانه‌های غربی نگاشته شده و با نگاهی تحلیلی «سناریوی رسانه‌ای غرب» درباره ایران و تحریک افکار عمومی را بازخوانی کرده است. به تعبیر این سایت،‌ سخنگویان و نویسندگان این مطالب، نه سیاستمداران و فرماندهان نظامی غربی که نویسندگان، تفسیرگران و گزارشگرانی هستند که با نوعی حرکت انحرافی و خارج از عرف رسانه‌ای، این تبلیغات و هجمه رسانه‌ای را هدایت می‌کنند.

12ژانویه امسال، تیموتی گارتون‌اش در مقاله‌ای در گاردین نوشت: «هم اکنون غرب در مواجهه با آزمایش بزرگ دیگری است. پس از عراق، نوبت ایران است.» وی بی‌هیچ دغدغه‌ای، تنها نتیجه به دست آمده از عراق را مورد بی‌توجهی قرار داده است و آن نتیجه چیزی نیست جز این که آزمایش بزرگ عراق، در حقیقت دروغ بزرگ غرب بوده است. به عبارت دقیق‌تر، عراق هیچ تهدیدی برای هیچ‌کس در خارج از مرزهایش محسوب نمی‌شد. با این وجود، گارتون‌اش این گونه هشدار داد که ما باید در اروپا و ایالات در [قبال مساله ایران] پاسخگو باشیم. اما چگونه؟
پولی توینبی از دیگر نویسندگان این نشریه نیز به این همسرایی تبلیغاتی پیوست تا چهره‌ای شیطانی از ایران به تصویر بکشد و هفتم فوریه در مقاله‌ای نوشت:
«ملاهای عصبانی در ایران بزودی به بمبهای هسته ای دست می‌یابند. حال آیا ما در این ماجرا محکوم نیستیم؟ باید کسی دست به کار شود. اما چگونه و چه کسی؟»
جرارد بیکر نیز بیست و هفتم ژانویه در نشریه تایمز نوشت: «حقیقت غیرقابل تصور که نهایتا گریزناپذیر می‌نماید، آن است که ما در حال مهیا شدن برای جنگی علیه ایران هستیم.»
وی در پاسخ به چرایی این مساله می‌نویسد:«اگر ایران بدون دردسر و بی هیچ مزاحمتی به یک کشور هسته‌ای تبدیل شود، آنگاه تاریخ جهان در آستانه دوره‌ای قرار می‌گیرد که باید در آن شرایط،‌ مجدد انقلابی بلشویکی یا ظهور هیتلری جدید را تجربه کنیم.»
خوانندگان این نشریات،‌ بی‌شک چنین تبلیغاتی را پیش از آغاز حمله به عراق به یاد دارند. بیکر در ادامه مقاله‌اش دست به برخی پیش‌بینی‌های رعب‌آور می‌نویسد:«ایران که البته هم‌اینک در پشت دیوار هسته‌ای اش حاشیه‌ای امن یافته است، یقینا به عملیات‌هایی تروریستی در سراسر جهان دست خواهد زد و در چنین شرایطی است که به پناهگاه و بهشت تروریست‌ها مبدل خواهد شد... حال تصور کنید، در صورتی که دولتهایمان در قبال این کشور ترس پیشه کنند. آزادی ما تا چه حد محدود خواهد شد. در چنین شرایطی است که ما تا تجربه یک هیروشیمای دیگر،‌ تنها یک تماس تلفنی، یک پست الکترونیکی و یا یک پرواز هواپیما فاصله خواهیم داشت.»
همین فرد در مقاله‌ای در 20 فوریه 2003، در نشریه فایننشال تایمز که اوج شادی‌اش در سطر سطر آن مشهود بود، نوشته بود:«نمی‌توانیم به انتظار بنشینیم و ببینیم که پاسخ فرانسه، روسیه و آلمان، در زمانی که کارخانه‌های قتل‌عام صدام حسین که 12 سال از چشمان بازرسان مخفی مانده کشف می‌شود، چه خواهد بود؟ و آیا هنگامی که نیروهای رهایی بخش ارتباطات بغداد با تروریست‌ها را در سراسر جهان کشف کنند، شوکه نخواهند شد؟» یک سال بعد در26 مارس 2004، وی دوباره طی مقاله‌ای در همان نشریه به توجیه ادعای پیشین خود پرداخت و نوشت: «صدام حسین خواستار استفاده از منافع شک و تردید بود؟ اما رفتارهای او بارها و بارها نشان داده بود او در پی به تصویر کشیدن خود به مثابه یک تهدید است و این تهدید نه در منابع و ذخایر شیمیایی و هسته‌ای که در بلندپروازی‌ها و جاه‌طلبی‌هایش نهفته بود.»
بیکر در مقاله فوریه 2003 خود پیش‌بینی کرده بود که حتی متعصب‌ترین مخالفان امریکا هم در خواهند یافت که چه قدر برای مردم عراق، کشورشان بدون این رئیس جمهور، بهتر خواهد بود. آزادی این کشور از یوغ صدام،‌ بسیار انسانی‌تر از نابودی طالبان خواهد بود.
پال کروگمن در مقاله‌ای در 3 فوریه 2006 در نشریه نیویورک تایمز به تشریح شرایط حال حاضرعراقی‌ها پرداخته و می‌نویسد:«در حقیقت، بازسازی عراق به شکست انجامیده است. هم اکنون حدود 3 سال از آغاز جنگ می‌گذرد و تولید نفت خیلی پایین‌تر از میزان آن بیش از آغاز جنگ بوده است. هم‌اکنون به طورمیانگین، بغداد روزی 2/3 ساعت برق دارد و بیش از 60 درصد از آب و امکانات بهداشتی‌اش از میان رفته است. جدای از ضایع کردن میلیاردها دلار درآمد نفت عراق، در کنار به هدر دادن دلارهای امریکایی اصل از مالیات این کشور، هم‌اینک به مرحله‌ای رسیده‌ایم که به مردم عراق می‌گوییم: این مشکل خودتان است.»
طبق نظریه نشریه لس‌آنجلس تایمز؛ «طرح مارشال امریکا در عراق، امسال به پایان خود نزدیک می‌شود و این در حالی است که عمده وعده‌ها عملی نشده است و هیچ طرحی هم برای افزایش سرمایه مورد نیاز وجود ندارد.»
10سال تا بمب هسته‌ای
هنگامی که مسوولان کشوری را با عنوان «تهدید مرگبار» هدف جدید خود قرار می‌دهند، اغلب اصحاب رسانه و روزنامه‌نگاران سریعاً به آنها می‌پیوندند. بیستم ژانویه 2005، در خبر نیمروزی شبکه بی‌.بی‌.‌سی شاهد حضور جیمز روبین، گزارشگر مسائل سیاسی بودیم که می‌گفت: «روابط ایالات متحده با ایران به روابطی بسیار تیره و تار تبدیل شده است و دلیل آن هم این است که ایران یک تهدید هسته‌ای است.»
4 روز بعد، روبینز پس از دریافت پست الکترونیکی انجمن ما، یعنی انجمن مدیالنز این گونه پاسخ داد: «می‌پذیرم که بهتر است بگویم کشوری که «ادعا» می‌شود یک تهدید هسته‌ای است، از این رو، به واسطه نوع عبارتی که به کار بردم و خیلی دقیق نبود، پوزش می‌خواهم.»
در موردی مشابه در مقاله‌ای در صفحه نخست گاردین خواندیم که وزیر امور خارجه ایران تهدید کرد، در صورتی که پرونده ما به شورای امنیت ارسال شود، ‌دست به اقدام متقابل و سریع می‌زنیم و فعالیت‌های تسلیحات هسته‌ای خود را آغاز می‌کنیم. اما 2 روز بعد شاهد چاپ مطلبی در بخش اصلاحات و تصحیحات نشریه بودیم که نوشته بود: «بایستی به جای فعالیت‌های تسلیحاتی هسته‌ای می‌نوشتیم فعالیت‌های هسته‌ای».
اگر چه ایران پایگاه‌های تحقیقاتی هسته‌ای خود رافک پلمب کرده است؛ اما کارشناسان بر این باورند که حداقل این کشور با تولید بمب اتمی 10سال فاصله دارد. اما جنون رسانه‌ای حاکم را با این واقعیت‌ها مقایسه کنید.
اصولاً تسلیحات هسته‌ای به 2 شیوه تولید می‌شود: استفاده از اورانیوم با غنای بالا و یا لوتونیم. ایران هم اکنون تا مرحله تولید کیک زرد پیش رفته که آن را هم در مرکز اصفهان انجام می‌دهد. در صورتی که ایران قادر باشد آن را به مرحله خلوص برساند،‌ تازه نیازمند آن است تا اورانیوم را غنی‌سازی کند.
در حالی که اورانیوم مورد نیاز نیروگاه‌ها به میزان پایین غنی سازی نیاز دارد، اورانیوم به کار رفته در تسلیحات، باید تا مقیاس بالا غنی‌سازی شود و این هم نیازمند استفاده از سانتریفیوژهایی است که تنها 214‌عدد از آن در نطنز نصب شده است و این تنها 20 درصد تعدادی است که برای تولید یک بمب هسته‌ای مورد نیاز است.
این موضوعی است که دکتر بارنابی از گروه مشاوران بریتانیا در مرکز تحقیقات آکسفورد به آن اذعان کرده است، تا آنجا که ما اطلاع داریم. ایرانیان سانتریفیوژهای مورد نیاز برای تولید اورانیوم با غنای بالا و حتی اورانیوم با غنای معمولی را هم ندارند و برای تامین این نیاز باید سانتریفیوژهای بیشتری داشته باشند. به واسطه چنین مشکلاتی است که این دفتر معتقد است ایران حداقل تا تولید بمب اتمی 10سال فاصله دارد.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات