به نظر میرسد مهدی کروبی که سال ۱۳۶۶ همراه جلالی خمینی، سیدمحمود دعایی و موسویخوئینیها آهنگ جدایی از جامعه روحانیت مبارز را سر دادند و مجمع روحانیون مبارز را تاسیس کردند باور نداشت که سال ۸۴ از حزبی که خود آن را تاسیس کرده بود، جدا شود.
مجمع روحانیون مبارز را میتوان نماد چپ سنتی در تاریخ فعالیت حزبی پس از انقلاب نامید. این تشکل روحانی سال ۶۶ در پی اختلاف نظر داخلی عدهای از اعضای جامعه روحانیت مبارز درباره مشارکت مردم، اختیارات دولت، بند «ج»، قانون زمین شهری، قانون کار و قانون تعاونیهای دولتی از دل این تشکل بیرون آمد. این روحانیون سال ۶۷ طی نامهای به حضرت امام(ره) خواستار جدایی خود از جامعه روحانیت شدند. حضرت امام(ره) در پاسخ به این افراد با پذیرش درخواست آنان تاکید کردند که انشعاب تشکیلاتی برای اظهارنظر و عقیده مستقل به معنای اختلاف نیست، اختلاف در آن موقعی است که خدای نکرده هر کس برای پیشبرد نظرات خود به دیگران پرخاش کند.
پس از این انشعاب اعضای مجمع روحانیون که بیشتر کرسیهای مجلس را در اختیار داشتند در انتخابات دوره چهارم مجلس شکست خوردند و در اقلیت قرار گرفتند. این تشکل در انتخابات مجلس پنجم هم از دادن فهرست رسمیامتناع و سعی کرد به بازسازی خود بپردازد. مجمع روحانیون در آستانه انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری دوباره در عرصه سیاسی کشور وارد شدند. آنها ابتدا تلاش کردند میرحسین موسوی را وارد صحنه انتخابات کنند، اما پس از امتناع وی به سراغ سید محمد خاتمی، وزیر مستعفی فرهنگ و ارشاد کابینه هاشمیرفسنحانی رفتند و با ناباوری همگان، پیروزی بزرگی را در کشور کسب کردند. هنگام برگزاری این انتخابات جریان دیگر از روحانیون از داخل مجمع روحانیون تصمیم گرفتند طیف جدیدی به نام مجمع نیروهای خط امام را تشکیل دهند. از اعضای برجسته این تشکل میتوان به سیدهادی خامنهای، فخرالدین حجاری، علی اصغر اسفندیارپور، علی اکبر محتشمیپور و... اشاره کرد.
ارگان مطبوعاتی این تشکل نیز روزنامه حیات نو به مدیر مسوولی سیدهادی خامنهای بود. مجمع روحانیون نیز در طول این سالها روزنامه سلام را به عنوان ارگان مطبوعاتی در اختیار داشت که سال ۷۸ به علت چاپ نامه محرمانه وزارت اطلاعات در آن و در پی شکایت این وزارتخانه؛ ۵ سال توقیف موقت شد، ولی پس از گذشت دوران محکومیت تمایلی برای چاپ دوباره آن نبود.
مجمع روحانیون به دبیر کلی مهدی کروبی پس از پیروزی در انتخابات دوم خرداد ۷۶ با ظهور احزابی مانند همبستگی، مشارکت، مردم سالاری و... روبهرو شد و پس از موفقیت در انتخابات مجلس ششم با این که ریاست آن مجلس در اختیار مهدی کروبی قرار گرفت و سید علی اکبر محتشمیپور، ریاست فراکسیون دوم خرداد را عهدهدار شد با این حال با دیگر اجزای جبهه دوم خرداد، مرزبندی از جمله استعفا، تحصن، طرح همه پرسی، نطقهای آتشین و... حاضر به همراهی با اعضای فراکسیون مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نبودند و برخلاف نظر آنها انتخابات مجلس هفتم را تحریم نکردند. پس از انتخابات مجلس هفتم و شکست نیروهای دوم خرداد، مهدی کروبی ناکامیهای اصلی دوم خردادیها را ناشی از گلی دانست که خودشان زدند و انتخابات را تحریم کردند. او با مخاطب قرار دادن مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از افراطیگریهای آنها گله کرد. اعضای این دو تشکل نیز اظهارنظرهای کروبی را بی پاسخ نگذاشتند و کمکم دامنه این اختلافات افزایش پیدا کرد تا زمان انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم فرا رسید و مهدی کروبی به عنوان دبیر کل مجمع روحانیون تصمیم به حضور در انتخابات گرفت.
این تصمیم کروبی با واکنشهای متفاوت احزاب و جریانهای سیاسی رو به رو شد. جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین، معین را به میدان رقابت فرستادند. آنان معتقد بودند براساس نتیجه انتخابات مجلس هفتم و عدم اقبال مردم به کروبی، وی شانسی برای پیروزی در انتخابات ندارد.
سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور نیز ترجیح داد نسبت به این دستهبندیها سکوت کند.
موسویخوئینیها، طاهری اصفهانی، موسوی بجنوردی و بسیاری از اعضای مجمع روحانیون هم حاضر به حمایت از مهدی کروبی نشدند.
از سوی دیگر برخی دیگر از مجمیها مانند مجید انصاری آشکارا از هاشمیرفسنجانی حمایت کردند. بسیاری از اعضای مجمع روحانیون مبارز فقط سیدعلیاکبر محتشمیپور، سیدهادی خامنهای، اسدالله کیانارثی و رسول منتخبنیا حاضر به حمایت از کروبی شدند.
به اعتقاد ناظران سیاسی این عدم همراهی با کروبی در مجمع روحانیون باعث شد کروبی به این جمعبندی برسد که این مجمع جای مناسبی برای ادامه فعالیت نیست و وی را به سوی تاسیس حزبی جدید سوق داد.
پس از برگزاری انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری و نتایج آن، کروبی تصمیم به تاسیس حزب اعتماد ملی گرفت.
این اقدام وی در حالی روی داد که نتایج انتخابات ثابت کرد احزاب در کشور ما از جایگاه ویژهای برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی برخوردار نیستند و محمود احمدینژاد به عنوان نامزدی که از حمایت هیچ حزبی برخوردار نبود، موفق شد در انتخابات پیروز شود. از سوی دیگر با توجه به گسترش جوانگرایی در کشور و عملی شدن این ایده در دولت احمدینژاد، به نظر میرسد تشکیل حزبی با افراد ثابت که سابقه فعالیت آنها کاملا مشخص است نتواند چندان تاثیری در فضای سیاسی کشور داشته باشد با این حال حزب اعتماد ملی این روزها فارغ از دغدغهها و وابستگیها به جریان دوم خرداد، فعالیتها و برنامههای خود را پیش میبرد و دبیر کل این حزب با تکیه بر تجارب گذشته با تاکید بر این که به دنبال اجماع میان جبهه دوم خرداد است، اعلام کرد: «با قیمومیت و این که چند نفری بخواهند مثل گذشته قیم همه شوند مخالفم.»
دبیر کل سابق مجموع روحانیون مبارز در آخرین اظهارنظر خود افزود : این که حرف از ائتلاف زده شود و همه زحمت بکشند اما بعد از نتیجه دادن، عدهای خاص آقا شوند و دیگران رعیت را قطعا در این دوره بر نخواهم تافت. جالب این است آنهایی هم که آقا میشوند رعیت پروری نمیکنند. اگر این کار میکردند لااقل خوب بود.
دبیر کل حزب اعتماد ملی همچنین تصریح کرد که اجماع و ائتلاف به این معنا نیست که مثل انتخابات نهم ریاست جمهوری، چند نفر، گروههایی را به وجود آورند که نه امکاناتی دارد و نه هیچ چیز دیگر، اما برای همه تصمیم بگیرند. وی با اشاره به این که انتخابات خبرگان رهبری دومین حرکت وی است، گفت: در این مرحله دستم بازتر است و از نزدیک شدن به افراد پرمدعا پرهیز میکنیم. به هر حال به نظر میرسد انتخابات خبرگان از هماکنون آزمونی برای سنجش حرفها و ادعاهای احزاب و گروههای سیاسی کشور باشد که به طور قطع ائتلاف بین جریانهای همفکر آغازی برای ورود به این آزمون است.