بسماللهالرحمنالرحیم
اظهارات « شائول موفاز » وزیر حمل ونقل اسرائیل و پیامدهای آن همچنان مورد توجه محافل خبری و سیاسی قرار دارد. نامبرده در مصاحبه با روزنامه صهیونیستی « یدیوت آحار ونوت » تهدید کرده بود چنانچه ایران به فعالیتهای هسته ای خود ادامه دهد با حمله نظامی اسرائیل مواجه خواهد شد.
اگر چه توسل به تهدید یکی از شگردهای همیشگی رژیم صهیونیستی در قبال سایر کشورها بوده و هست لکن وجود واکنش های ملامت کننده از درون اسرائیل نشان می دهد که اظهارات تهدیدآمیز موفاز به حدی غیرعادی بوده که اعتراض مقامات رسمی رژیم صهیونیستی را نیز به همراه داشته است .
«ماتان ویلنای» معاون وزیر جنگ اسرائیل در یک موضع اعتراض آمیز سعی نمود مواضع تهدیدآمیز « موفاز » را یک اقدام سیاسی ـ تبلیغاتی برای بهره برداریهای درون حزبی جلوه دهد. وی خاطر نشان ساخت که موفاز برای تصاحب قدرت در سلسله مراتب حزبی در صدد بهره برداریهای سیاسی ـ تبلیغاتی از مسائل راهبردی است و این یک استفاده منفی و خودخواهانه از مسائل محوری و استراتژیک باانگیزه های سیاسی در سطح داخل اسرائیل است . علاوه بر این سایر مقامات اسرائیل یادآور شده اند که موضع « موفاز » یک اظهار نظر غیرمسئولانه است و نبایستی آنرا موضع رسمی اسرائیل ارزیابی کرد.
با توجه به این نکته که اتخاذ مواضع تهدیدآمیز در دیپلماسی رژیم صهیونیستی پدیده تازه ای محسوب نمی شود باید پرسید که اظهارات اخیر موفاز چه علل و انگیزه هائی دارد و برای تامین چه اهدافی صورت گرفته است
اگر چه اظهارات موفاز مخالفت و اعتراض سایر مقامات رسمی اسرائیل را برانگیخته است ولی این اظهارات را با در نظر گرفتن سوابق شغلی « شائول موفاز » نباید کم اهمیت ارزیابی کرد. موفاز با این مواضع سعی کرده است در حد توان خود بر ناکامیها و موضع انفعالی اسرائیل پس از شکست سنگین در جنگ 33 روزه علیه حزب الله لبنان سرپوش بگذارد و چنین وانمود سازد که گویا اسرائیل دوران بازسازی روحیه در هم شکسته نظامیانش را پشت سرگذاشته و می تواند از موضع تهاجمی سخن بگوید.
نباید از نظر دور داشت که جنگ 33 روزه باعث درهم شکستن هیمنه و اقتدار سیاسی ـ تبلیغاتی اسرائیل در مقیاس داخلی منطقه ای و جهانی بود و کاملا بعید بنظر می رسد که صهیونیستها حتی ظرف چند سال آینده هم بتوانند آثار و تبعات شکست سنگین و خفت بار در جنگ 33 روزه را جبران کنند . هم اکنون سیر مهاجرت به سرزمینهای اشغالی منفی است و تعداد مهاجرین از اسرائیل به مراتب افزونتر از تعداد کسانی است که فریب تبلیغات دروغین « آژانس یهود » را خورده اند و به امید دستیابی به امتیازات واهی به اسرائیل سفر می کنند. موفاز با توسل به این شیوه تبلیغاتی سعی کرده در حد خود چنین وانمود کند که گویا اسرائیل دوران رکود و ناکامی را پشت سر گذاشته و در موضعی است که حتی می تواند ایران را هم تهدید کند و قدرت خود را به رخ بکشد.
البته این حرف از دهان فردی همچون موفاز بزرگتر است و شاید به همین دلیل است که اعتراض رسمی سایر مقامات اسرائیل را به همراه داشته و حال آنکه مخالفت و اعتراض مقامات اسرائیل نسبت به همکاران خود در عرف سیاسی اسرائیل معمول نبوده و نیست اما چرا در روزهای اخیر شاهد اعتراض مقامات اسرائیل نیز هستیم؟
مسئله کاملا روشن است . ستاره اقبال اسرائیل مرتبا رو به افول است . حتی جناح 14 مارس در لبنان که به عنوان ستون پنجم اسرائیل در جنگ 33 روزه عمل نمود علیرغم کارشکنی مستمر هم نتوانست اهداف و ماموریتهای خود را در لبنان عملی کند و سرانجام در برابر نیروهای مقاومت تسلیم شد و ناچار گردید کارشکنی ها را متوقف کند . البته هنوز هم جناح 14 مارس در هر فرصتی سعی در کارشکنی دارد ولی در موضعی نیست که کار مثبتی بنفع خود و اسرائیل انجام دهد. مطبوعات صهیونیستی در طول هفته های اخیر مرتبا از این نکته گلایه دارند وخشم خود را و همچنین یاس و ناکامی خود را از شکست جناح 14 مارس در لبنان پنهان نکرده اند و متفقا حزب الله و نیروهای مقاومت اسلامی را پیروز میدان معرفی می کنند.
عربده کشیدن مقامات اسرائیلی علیه ایران در چنین شرایطی برای روحیه دادن به صهیونیستها و تقویت روحیه جناح 14 مارس در لبنان ارزیابی می شود چرا که در تبلیغات خود حزب الله و مقاومت اسلامی لبنان را هم پیمان ایران معرفی کرده اند و حالا با تهدید ایران در صدد بر هم زدن موازنه سیاسی جدید لبنان هستند. البته این آرزوی صهیونیستهاست ولی کاملا بعید بنظر می رسد که بایک عربده چیز زیادی در لبنان تغییر کند و آنچه را که در خلال جنگ 33 روزه ثابت شد تغییر دهد و آن اقتدار و ابتکار عمل نیروهای مقاومت اسلامی لبنان بود. باقی می ماند اهداف سیاسی ـ تبلیغاتی « موفاز » در قلمرو داخلی اسرائیل و در محاسبات و مناسبات درون حزبی که می تواند « شائول موفاز » را در شرایط کنونی فرد مورد نظر برای جانشینی « ایهوداولمرت » برای نخست وزیری اسرائیل قلمداد کند. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که این روزها « تزیبی لیونی » وزیر خارجه اسرائیل در صدد تصاحب قدرت و جانشینی اولمرت است . عربده های موفاز از این دیدگاه می تواند نشانه های قدرت طلبی او درون حزب حاکم « کادیما » ارزیابی شود و نظرها را درون حزب و حتی نزد آژانس یهود ولابی صهیونیستی در آمریکا به سوی او جلب کند. این نکته به قدری آشکار است که حتی مقامات اسرائیل را در یک اقدام غیرمعمول به شکایت و گلایه از « موفاز » وادار ساخته و او را به سواستفاده و موضع گیری خودخواهانه با انگیزه های سیاسی داخلی متهم کرده اند.
صرفنظر از این مسائل که در جایگاه خود از اهمیت خاصی برخوردار است عربده های موفاز نشانگر اوج درماندگی اسرائیل در قبال فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران است . این نکته بویژه با در نظر گرفتن گزارش اخیر البرادعی رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی نشانه ای از خشم اسرائیل از ناکامی مطلق آمریکا و صهیونیستها در مقیاس جهانی ارزیابی می شود که نتوانسته اند اهداف و برنامه های خود را در این مقوله عملی سازند.
آمریکا و صهیونیستها نتوانستند یک اجماع جهانی علیه فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران را شکل داده و تثبیت کنند. بعلاوه از کشاندن پرونده ایران به شورای امنیت نیز سودی نبردند و حتی دروغ پردازی و سو نیت آنها بر همگان ثابت شد. فراموش نکنیم که سالها پیش « شیمون پرز » به رهبران وقت اسرائیل توصیه کرده بود که از تهدیدات مستقیم علیه ایران بپرهیزند و در عوض سعی کنند جامعه جهانی را علیه ایران بشورانند و متحد سازند. عربده های « موفاز » برای تهدید ایران شکست سیاست پیشنهادی « پرز » را آشکار می سازد و « بازگشت به نقطه صفر » است. قطعا رمز و راز ناکامی صهیونیستها و علل آشکارسازی خشم محافل صهیونیستی را می توان از میان عربده های موفاز دریافت و این اوج انزوای جهانی صهیونیستها را به تصویر می کشد.