دکترین نظامی جدید ناتو که براساس مفهوم استراتژیک نوین به تصویب سران این زمان رسیده است با عنوان سند2/400MC/ معرفی شده و 3 نقش اساسی را برای ناتو تعریف کرده است. 1. دفاع مشروع متقابل 2. پاسداری از صلح در بیرون قلمروی ناتو 3. همکاری میان ناتو و شرکای آن در زمان صلح، همکاری در زمان صلح حیطه وسیعی از موضوعات سیاسی، نظامی را از مذاکرات کنترل تسلیحات کشتار جمعی و بازدارندگی در مقابل سلاحهای کشتار جمعی گرفته تا رزمایشهای نظامی و دیگر فعالیتهای مشترک با 28 کشور شرق اروپا و حوزه مدیترانه شامل میشود.
دکترین جدید همچنین خواستار حفاظت در مقابل تهدیدها از هر جهتی که باشد شده و این که ناتو چگونه باید عملیات چندملیتی خارج از قلمروی اعضای خود را که با همکاری کشورهای غیر عضو انجام میشود، اداره کند. بر این اساس 2 محور اساسی و دکترین نظامی جدید ناتو مورد توجه و تاکید قرار گرفته است، 1. همکاری برای مبارزه با تکثیر سلاحهای کشتار جمعی، این ابتکار خواستار ایجاد یک مرکز جدید (کنترل) سلاحهای کشتار جمعی در مقر ناتو در بروکسل شد که مسئولیت هماهنگی تلاشهای ناتو برای جلوگیری از افتادن سلاحهای هستهای، شیمیایی و میکروبی به دست طرفهای ناباب را به عهده خواهد گرفت.
براساس این تعریف، در واقع ناتو بازوی اجرایی و نظامی پیمان CTBT، معاهده NPT و آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای نابودی سلاحهای کشتار جمعی و جلوگیری از گسترش آن محسوب خواهد شد.
3 حوزه راهبردی
واقعیت آن است که 3 حوزه راهبردی ایران یعنی خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی به طور جدی مورد توجه اعضای ناتو بویژه آمریکا قرار گرفته است. همان طور که پیش از این اشاره شد، ماموریتها و اهداف ناتو تغییر کرده است، از جمله این که ناتو میتواند ماموریتهایی را خارج از اروپا و آمریکا انجام دهد و برای نخستین بار با بحرانهای منطقهای و خطرها و تهدیدهای احتمالی به مقابله برخیزد. به شرطی که: 1.بحرانها و کشمکشهای منطقهای و خطر ناشی از گسترش سلاحهای کشتار جمعی، انجام فعالیتهای تروریستی، قطع صدور نفت و نظایر آن تهدیدی مستقیم علیه ناتو باشد.
2. درباره 2 اقدام نظامییا ماموریت و نقش تازهای که ناتو میتواند و مجاز است در هر نقطه از جهان ایفا کند باید میان آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی عضو پیمان توافق حاصل شود. 3. شورای امنیت به دلایلی نتواند با بحرانها و کشمکشهای منطقهای گسترده و جدی به مقابله برخیزد و به عبارت دیگر، ناتو برای انجام مداخلات خارج از منطقه جغرافیایی خود نیازی به اجازه از شورای امنیت ندارد. بر همین اساس، نیروهای ناتو در حال جایگزین شدن نیروهای اشغالگر در افغانستان هستند و شواهد بسیاری حاکی است که ناتو درصدد استقرار دائمیدر افغانستان خواهد بود. به احتمال زیاد چنین روندی در بحران عراق نیز تکرار خواهد شد و به این ترتیب حلقه ناتو به دور ایران تکمیلتر میشود.
تقابل با ایران؟
علاوه بر این، با توجه به منابع نفت و گاز و دستیابی به این منابع و تامین امنیت لازم برای انتقال آنها از مهمترین اهداف غرب محسوب میشود. تلاش برای جلوگیری از نفوذ کشورهایی نظیر ایران در آبهای مرکزی و قفقاز و انتقال انرژی منطقه از مسیری غیر از ایران از دیگر اهداف غرب بوده است. در عین حال بحرانهای قومی و منطقهای در چند سال گذشته، منطقه قفقاز را به عنوان یکی از نقاط بحرانخیز مهم جهان درآورده است. مبارزه با به اصطلاح تروریسم بینالملل از دیگر دلایل تمایل ناتو به حضور در این منطقه بوده است که هدف عمده آن مبارزه با حرکتهای اسلامگرایانه است.
با توجه به این مسائل، پرسش اساسی این است که آیا ناتو در تقابل با ایران قرار خواهد گرفت یا این که ایران میتواند به تعامل و همکاری با این نهاد بپردازد؟ به عبارت دیگر با توجه به تعاریف جدید از ساختار و عملکرد ناتو، ایران در تقابل با ناتو قرار خواهد گرفت یا این که امکان تعامل ایران و ناتو فراهم خواهد شد؟ همان طور که پیشتر نیز اشاره شد، در نشست سران ناتو در واشنگتن در سال 1999 نیز دور جدیدی از ماموریتها و اهداف ناتو صورت گرفت.
علاوه بر این، با توجه به معرفی منابع جدید تهدید امنیتی برای این سازمان که در واقع افقهای جدیدی برای نفوذ ناتو به حوزههای خارج از قلمروی جغرافیایی اعضا گشوده است، بسیاری از صاحبنظران معتقدند ناتو به 2 لحاظ عمده یعنی جهتگیریهای دکترین نظامی جدید ناتو و نفوذ در حوزههای امنیتی ایران، منافع ملی ایران را تهدید میکند. مفهوم استراتژی جدید ناتو که در دستور کار این سازمان در قرن 21 در ارتباط با سیاستهای دفاعی، امنیتی، مفاهیم عملیاتی، وضعیت نیروهای متعارف و هستهای بر ترتیبات دفاع دسته جمعی محسوب میشود. از 2 نظر عمده منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیر قرار میدهد:
تحریمها
1. عوامل گسترش و ابزار حمل سلاحهای کشتار جمعی در مفهوم جدید ناتو به عنوان یکی از منابع جدید تهدید اعلام شده است. از این رو ناتو تلاش میکند از 2 طریق رایزنیهای سیاسی و توسعه سیستمهای دفاع موشکی با این تهدید مقابله کند. آزمایش موشک شهاب 3 ایران تهدیدی برای امنیت اروپا تلقی شده است. ناتو همچنین حق حفظ سلاحهای هستهای و راهبرد ضربه نخست هستهای را به منظور بازدارندگی معتبر در مقابل این سلاحها برای خود محفوظ داشته است؛
بنابراین نمیتوان تلاشهای این سازمان درخصوص مقابله با سلاحهای کشتار جمعی را صرفا اقدامی دفاعی تلقی کرد، زیرا ناتو نقشی برای خود به منظور مقابله با گسترش این سلاحها قائل شده است. در این چارچوب، غرب ایران را به تلاش مخفیانه برای دستیابی به سلاح هستهای متهم کرده است و به همین منظور تحریمهای گستردهای را به منظور ممانعت از دستیابی ایران به فناوری هستهای اعمال کرده است.
2- عملیات چند ملیتی خارج از قلمروی اعضا در مفهوم راهبرد جدید حاکمیت که ناتو برای انجام اینگونه عملیات، کسب مجوز از شورای امنیت سازمان ملل را که تنها مرجع صلاحیتدار بینالمللی در زمینه صلح و امنیت جهانی است، ضروری ندانسته و اجماع اعضای پیمان را کافی میداند. ضمن این که قائل نشدن محدودیت جغرافیایی برای این گونه عملیات باعث نگرانی کشورهای مستقل نظیر ایران میشود.
دیدگاه مغایر
اما عدهای از صاحبنظران بر این باورند که کشورهای عضو ناتو در هیچ زمانی و هیچ موضوعی در حالت رویارویی با ایران قرار نخواهند گرفت. این گروه برای اثبات ادعای خود به تلاش کشورهای اروپایی صاحب نام ناتو برای بهبود و گسترش روابط با ایران استدلال میکنند که آمریکا را نیز به تسریع روند مذاکرات سیاسی با ایران میانگیزد. بخصوص این که رویکرد کلی دولت آمریکا تلاش برای حل مشکلات معوقه با ایران از راههای مسالمتآمیز و نه استفاده از زور علیه ایران است، اما عملکرد آمریکا در قبال ایران بخصوص پس از روی کار آمدن دولت بوش (پسر) مغایر با این دیدگاه است.
علاوه بر این که مذاکرات سر مساله هستهای ایران و اروپا نشان داد که اروپاییها با توجه به تحولات سیاسی داخلی ایران نه تنها برای حل مشکلات ایران و آمریکا اقدامی نکردهاند، بلکه در موضوع هستهای با سیاستهای آمریکا هماهنگ شدهاند و روابط سیاسی و اقتصادی ایران و اتحادیه اروپایی تقریبا در حالت رکود قرار گرفته و پایدار نبوده است.
در مقابل، عدهای معتقدند ناتو به دلیل این که در حوزههای امنیتی محیط اطراف ایران حضور و نفوذیافته است، تهدید جدی علیه امنیت ملی ایران محسوب میشود، زیرا با حضور در منطقه فرصتهای پیش روی ایران را محدود کرده و راه توسعه نفوذ ایران در آسیای مرکزی و قفقاز و خاورمیانه را بسته است. به عبارت دیگر فرصتهای منطقهای ایران را به تهدید تبدیل کرده است. در این میان آنچه مسلم است این که ایران نیز در حوزههای جدیدی مورد توجه ناتو منابع راهبردی دارد. در عین حال، این حوزهها با بحرانهای گسترده داخلی مواجه هستند. از آنجا که ناتو خود را ملزم به تامین ثبات و امنیت در این حوزهها میداند، به یقین منابع راهبردی ایران با حوزه نفوذ ناتو در این حوزهها با چالشهای جدی روبهرو خواهد شد.
ایران بارها، طی موضعگیریهای رسمی، مخالفت خود را با حضور نیروهای فرامنطقهای در مناطقی چون آسیای مرکزی، قفقاز، منطقه خلیج فارس و همچنین کشورهای همسایه اعلام کرده و از آن به عنوان عمل اصلی بیثباتی و ناامنی یاد کرده است. به این نکته نیز باید توجه داشت که اگرچه تمایل شدید کشورهای منطقه، پای نیروهای غیربومی را به منطقه گشوده است، اما مساله اساسی این است که همکاریهای آینده این کشورها با سازمان و مجامع فرامنطقهای بدون شک آثار منفی برای منافع راهبردی ایران خواهد داشت. از جمله تهدیدهای مستقیمی که در این ارتباط میتوان اشاره کرد، تاکید بر ایجاد پیمانهای امنیتی در حوزههای راهبردی ایران با همکاری کشورهای بیرون از منطقه از سوی این کشورهاست.
مساله قابل اشاره دیگر این که، کشورهای حوزه ساحلی خزر تاکنون نتوانستهاند در مسائلی نظیر رژیم حقوقی دریای خزر، مسائل اقتصادی، امنیتی و غیره به نتایج قانعکنندهای برسند. از این رو تلاش برخی کشورهای حوزه خزر (نظیر آذربایجان) برای کشاندن کشورهای غربی و ناتو به این حوزه برای هرگونه میانجیگری و تامین امنیت و همگرایی این کشورها با ایران تهدید جدی تلقی خواهد شد.
یکی از عمدهترین اهداف سیاست مهار نیز، متوجه روابط ایران با جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز بویژه در ارتباط با انرژی بوده است. در واقع آمریکاییها به دنبال تخلیه ایران از ظرفیت استراتژیکی بودهاند تا خطوط لوله انرژی از مسیر ایران عبور نکند و ایران در ایفای نقش منطقهای خود ناتوان شود.
دو رویکرد متفاوت
اگر چه یکی از اهداف استراتژیک ناتو در گسترش به شرق مهار ایران و روسیه بوده است، اما رویکرد ایران و روسیه به ناتو کاملا متفاوت است. اگر چه در روسیه در مورد ناتو دیدگاههای مختلفی وجود دارد، اما پوتین نشان داده است که سعی در نزدیکی با غرب دارد و برای جلب حمایت غرب نیز تلاشش را کرده است تا از کمکهای فنی و مالی غرب بهرهمند شود.
ناتو پس از حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001 حمله تروریستی به هر یک از اعضا را مشمول اصل دفاع مشروع و امنیت جمعی دانسته و مبارزه جهانی با تروریسم را در دستور کار خود قرار داده است. در مقابل غرب از ایران به عنوان کانون حرکتهای تروریستی یاد میکند. کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا بتازگی از ایران به عنوان بانک مرکزی تروریسم یاد کرده است. با این حال عده ای به اشتباه دعوت از ایران برای شرکت در اجلاس مونیخ به عنوان ناظر را نشانه ای از اهمیت ایران برای ناتو در مبارزه با تروریسم قلمداد کردهاند.
در واقع ناتو با ارائه تعریف جدید در تلاش است از صرف نیروی نظامی بودن به حافظ منافع اقتصادی غرب در جهان تبدیل شود. دول غربی از گذشته، منابع اقتصادی خود را در سایه قدرت نظامی تعقیب و تامین میکردند. در شرایط نوین بینالمللی، با توجه به این که امکان حضور نظامی مستقیم قدرتهای غربی در مناطق مختلف جهان با مشکلاتی مواجه شده است، ناتو جایگزین مناسبی برای تامین منافع غرب محسوب میشود.
حضور شرکتهای غربی در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز رو به گسترش است و ناتو بازوی امنیتی مناسبی برای حفاظت از این شرکتها محسوب میشود؛ اما برخی سادهانگارانه تصور میکنند همکاری با ناتو باعث تقویت جایگاه ایران در منطقه خزر خواهد شد، در حالی که یکی از اهداف عمده ناتو، جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه خزر، آسیای مرکزی و قفقاز است همکاری غرب با ترکیه و آذربایجان برای احداث خط لوله باکو جیحان تفلیس حاکی از این واقعیت است که غرب تحت هیچ شرایطی حاضر به مشارکت ایران در طرحهای اقتصادی منطقه خزر نیست.
با توجه به این واقعیات و همچنین تهدیدی که غرب از ناحیه ایران احساس میکند به نظر نمیرسد که ایران و ناتو بتوانند به تعریف حتی نسبی از منافع متقابل و تهدیدات مشترک دست یابند. غرب آنچه را اسلامگرایی افراطی مینامد تهدید عمده مینامد و از گروههای اصولگرا به عنوان تروریسم یاد میکند. حال این پرسش مطرح است که ناتو و ایران چگونه خواهند توانست به تعریف مشترکی از تهدیدات دست یابند؟ ضمن این که یکی از اهداف ناتو مهار ایران است و ایران نیز گسترش ناتو را تهدیدی برای امنیت ملی و منطقهای خود میداند.
در پایان به این نکته نیز باید توجه داشت که علاوه بر این که اهداف و منافع ایران و ناتو در تعارض با یکدیگر است، عوامل بازدارنده دیگری نیز وجود دارند که مانع هرگونه تعامل میان ایران و ناتو میشوند. هیچیک از کشورهای منطقه اعم از اسرائیل، ترکیه، آذربایجان، پاکستان، کشورهای عربی منطقه، روسیه و احتمالا در آینده افغانستان نه تنها هیچ تمایلی به بهبود روابط ایران با غرب بویژه آمریکا ندارند، بلکه منافع خود را در تنش و تعارض دائمیمیان ایران و غرب جستجو میکنند.
علاوه بر این، عدهای از صاحبنظران روابط بینالملل معتقدند آمریکا درصدد است با گسترش نفوذ ناتو و تقویت جایگاه آن، از نیروهای ناتو به عنوان بازوی نظامیسازمان ملل متحد برای برقراری صلح و امنیت بینالمللی یاد کند و ناتو در آینده جایگزین نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد شود که این اهداف نیز با اهداف بینالمللی و منافع منطقهای ایران در تعارض است، بنابراین شکلگیری هر نوع تعامل میان ایران و ناتو دستکم در آینده نزدیک غیرقابل تصور به نظر میرسد.