تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۵  ، 
کد خبر : ۴۱۵۱۱

ماجرایی که کاخ سفید را تکان داد (بخش اول)

نوشته: سرژویبولت ـ مترجم: پرویز علمایی اشاره: «به نوشته کتاب جدیدی که در آمریکا، در خصوص رسوایی واترگیت، که به سرنگونی ریچارد نیکسون رئیس جمهوری سابق آمریکا انجامید، منتشر شده است، <جان دین> مشاور وقت کاخ سفید در این رسوایی دخالت مستقیم داشته است. به گزارش خبرگزاری رویتر از واشنگتن؛ «جیمز روزن» نویسنده کتاب «اسرار واترگیت» ثابت کرده است که جان‌دین مشاور کاخ سفید در 17 ماه ژوئن 1972 دستور ورود غیرقانونی به دفتر مرکزی کمیته ملی حزب دموکرات را در هتل واترگیت واشنگتن صادر کرده است. جیمز روزن، خبرنگار شبکه تلویزیونی فاکس‌نیوز در واشنگتن این ادعا را براساس مصاحبه‌ها و بررسی جامع اسناد در ارتباط با رسوایی واترگیت مطرح کرده است. این در حالی است که جان‌‌دین با رد اتهامات مطرح شده در این کتاب، آنها را تأسف‌بار خوانده است.رسوایی واترگیت در سال 1972 هنگام فعالیت‌های انتخاباتی احزاب جمهوریخواه و دموکرات، با ورود غیرقانونی به دفتر مرکزی کمیته ملی حزب دموکرات آغاز شد و هدف این اقدام نیز شنود مکالمات تلفنی بود. به رغم اینکه این رسوایی هیچ تأثیری بر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال 1972 آمریکا نداشت و نیکسون نامزد حزب جمهوریخواه به سادگی با شکست سناتور «جرج مک‌گاورن» نامزد حزب دموکرات برای دور دوم به عنوان رئیس جمهوری این کشور برگزیده شد ولی تا سال 1974، تحقیقات در خصوص رسوایی واترگیت و دیگر رسوایی‌های سیاسی که منشاء آنها کاخ سفید بود منجر به آن شد که نیکسون در نهم ماه اوت 1974 از سمت خود استعفاء دهد. » انتشار این خبر در خصوص چاپ کتاب جدیدی دربارهِ ماجرای واترگیت که قبلاً نیز کتاب‌های زیادی درباره آن منتشر شده بود و همچنین عدم آشنایی، برخی از خوانندگان جوان روزنامه اطلاعات با این ماجرا، که تأثیر زیادی بر سیاست خارجی و داخلی آمریکا و کشمکش‌های درون حزبی آن داشت، موجب شد که مقاله‌ای دربارهِ این رویداد مهم برای آگاهی شما عزیزان برگزیده شود. در این مقاله نیز، جان دین مشاور قضایی کاخ سفید جزو اولین کسانی است که از مقام خود در کاخ سفید استعفاء می‌دهد. گویا ریچارد نیکسون رئیس جمهوری وقت آمریکا که بعداً تاوان همه این ماجرا را پرداخت، اطلاع داشته که دین در این حادثه بی‌گناه نیست، به ویژه آنکه اف.بی.آی نیز در تحقیقات مقدماتی خود جان‌دین را به عنوان مسئول اصلی پنهان‌سازی جنجال واترگیت معرفی می‌کند. با هم مقاله را پی می‌گیریم:

قضیه واترگیت، وخیم ترین جنجال سیاسی تاریخ آمریکا است. این ماجرا رئیس جمهوری وقت آمریکا را وادار به استعفا کرد و برای مدتی طولانی رابطه نفوذ میان رئیس جمهوری و کنگره و همچنین شأن و اعتبار قانون اساسی را تغییرداد. هرگز، هیچ ماجرای پلیسی چنین بازتاب‌هایی در سطح سیاست داخلی نداشته است. معهذا، همه چیز (بنا به گفته یک سخنگوی کاخ سفید) با یک «تلاش برای دزدی از نوع درجه 3» آغاز شد.
در واقع روز 17 ژوئن 1972، ساعت یک بامداد، سرایدار ساختمان مقر حزب دموکرات هتل «واترگیت» گشت شبانه خود را شروع کرد. توجه او به دو دری جلب می‌شود که کمی پیش‌تر آنها را بسته بود. ولی حالا با زور بازشان کرده بودند. پلیس، که کمی قبل، محرمانه از ماجرا مطلع شده بود 5 نفر را در حین ارتکاب جرم مشهود در محل حزب، بازداشت می‌کند. بازداشتی بسیار ساده و پیش‌پا افتاده، پیش پا افتاده؟ زیاد هم مطمئن نیست. با دقت بیشتر معلوم شد که این 5 دزد، هیچ شباهتی به دزدهای عادی ندارند. از آنها پول نقد، انبوه قابل توجهی از ادوات شنود الکترونیک و جاسوسی کشف می‌شود و این آنها را بیشتر به ماموران مخفی شبیه می کرد تا دزدها.
بلافاصله این سئوال مطرح می‌شود که: این پول از کجا تامین شده است؟ دو خبرنگار روزنامه واشنگتن پست، به نام‌های «کارل برنشتین» و «باب وودوارد» به سرعت به تحقیق در این باره می‌پردازند. تحقیقی که آنها را به «کمیته انتخاب مجدد رئیس جمهور» و از‌ آنجا به نزدیک‌ترین اطرافیان ریچارد نیکسون رئیس جمهوری وقت آمریکا می‌رساند. تحقیقات قضایی نیز به نوبه خود به سرعت، نقش پنهان «سیا» و همچنین ارتباطش با «کمیته انقلاب مجدد رئیس جمهور» را روشن می‌کند. در اینجا است که یک به یک افراد ذیربط از مناصب خود سقوط می‌کنند. یک مرد صاحب نفوذ بنام «هانت»، سپس رئیس «کمیته انتخاب مجدد رئیس جمهور» و ...
ولی هنوز پرسش‌های زیادی هستند که بی‌پاسخ مانده‌اند. مهمترین پرسش اول، چرا این 5 تن وارد ستاد مرکزی حزب دموکرات شده‌اند؟ بنظر می‌رسد که برای جاسازی میکروفن‌ها بوده است ولی برای چه هدفی؟ شاید برای دزدیدن مدارک، ولی چه مدارکی؟ آه، اگر دست کم نام مسئول عملیات، کسی را که چراغ سبز این کار را داده، می‌دانستیم...
رئیس جمهور نیکسون، به نوبه خود در 22 ژوئن یک بیانیه عمومی صادر کرد: «کاخ سفید در این حادثه هیچ نقشی ندارد.» علاقمندی به این موضوع آرام آرام کم می‌شود، ولی واشنگتن پست پرنفوذ، که اطلاعات خوبی دارد مانع خفه شدن جنجال می‌شود و فاش می کند که مبالغ زیادی از سوی «کمیته انتخاب مجدد رئیس جمهوری» پول پرداخت شده است تا از اقدامات مشکوک حمایت شود. واترگیت، از همان سال 1972 جنجالی بود درباره حمایت از هزینه‌های مالی گاه غیر قانونی مبارزات انتخاباتی جمهوریخواهان.
با این وجود انتخابات ریاست جمهوری یک پیروزی واقعی برای نیکسون بود. او از آن نتیجه گرفت که پیروزی‌اش آخرین نفس ‌های جنجال و آخرین هفته‌های سال 1972 را با دادن حق به جانب او، جارو می‌کند. ماجرا بار دیگر در سال 1973، این بار خشن‌تر از قبل آغاز می‌شود. در 8 ژانویه محاکمه 5 «لوله‌کش» واترگیت (5 نفر دستگیرشدگان این حادثه ادعا کرده بودند که لوله‌کش هستند و برای تعمیر لوله‌ها آمده‌اند) به اضافه دو تن از دستوردهندگانشان آغاز می‌شود. یکی از آنها به نام «مک کورد» زیر فشار تسلیم می‌شود و فعالیت‌های غیرقانونی «کمیته انتخاب مجدد رئیس جمهور» را فاش می‌کند. قاضی «سیریکا» محکومیت مک کورد را به تعویق می‌اندازد. به امید آنکه تشنج کاهش یابد و گره‌ها باز شوند. ولی در اینجا که کنگره وارد ماجرا می‌شود. در ماه ژانویه رئیس اکثریت دموکرات، ریاست یک کمیسیون ویژه تحقیق درباره مبارزات انتخاباتی را به «سام اروین» می‌سپارد، ولی حتی قبل از آغاز کار این کمیسیون، سروصدای جنجال، نزدیکان رئیس جمهور را هم دربرمی‌گیرد.
واترگیت با طرح مسائل و درگیری‌های جدید، خود را به عنوان افشاکننده عملی دستگاه‌های دولتی، که از قدرت سوءاستفاده کرده‌اند، نشان می‌دهد و هدف آن کم و بیش، ایجاد اخلال در اساس رژیم دموکراتیک بوده است.
اینکه زمان هرج و مرج و آشفتگی بزرگ است. نیکسون بالاخره تصمیم می‌گیرد که وارد عمل شود. او در 30 آوریل یک سخنرانی تلویزیونی انجام می‌دهد تا بفهماند که جان دین، «ارلیچمن» و «هالدمن» نزدیکترین همکارانش استعفا داده‌اند. هدف از آن چسباندن انگ گناهکار به پشت آنها است. اگر آنها مسئولند، او بی‌گناه است. باقی می‌ماند آرام کردن افکار عمومی، ولی این فداکاری هم سودی نمی‌بخشد زیرا کمیسیون اروین نیز مرتب غافلگیر و شگفت‌زده می‌شود. نقش آن تعیین کننده است، ولی محدودهِ آن باید مشخص شود. کنگره می‌تواند به روش خود، کمیسیون‌های تحقیق تشکل دهد و آنها را به کمیسیون‌های دائمی تبدیل کند. گاهی اتفاق می‌افتد که کنگره از حقوق قضایی که به کمیته‌ها اجازه می‌دهد شاهدان را دعوت کنند، بهره‌مند می‌شود. در این صورت شاهدان سوگند شهادت می‌دهند و در صورت دروغگویی به عنوان شهادت دروغ مجرم شناخته می‌شوند. معهذا این کمیسیون‌ها، دادگاه نیستند. آنها قضاوت نمی‌کنند و محکوم هم نمی‌کنند، ولی ترسناک و ترساننده هستند. درگذشته، آنها به ولخرجی دولت فدرال، شبکه‌های گانگستری و نفوذ کمونیست‌ها رسیدگی می‌کردند. قدرت آنها بیشتر از این جهت ترساننده است که ترکیب آنها بر مبنای بنیان‌های سیاسی است.
با توجه به اینکه جلسه‌های آنها از تلویزیون پخش می‌شود، آمریکایی‌ها بدینترتیب این احساس را دارند که در عملکرد دموکراسی شرکت می‌کنند و باید پذیرفت که صحنه‌سازی‌ها، آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهند. کمیسیون شاهدانی را مورد پرسش قرار می‌دهند که غیرمنتظره هستند.
دستیار رئیس‌جمهوری، عضو سابق هیأت دولت، مسئول سرویس‌های اطلاعاتی، کارمندان «کمیته انتخاب مجدد رئیس جمهوری» و... بدون شک همه آنها به نیکسون وفادار هستند، ولی زمان، زمان قهرمان بازی نیست.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات