ریشه ترورهای شهریور و وحشتافکنیهای شبیه ترور شهریور، در کجاست و در ایران چگونه نمود یافته است.
گروهی سرخورده از اهداف مردمی شروع به تسویهحسابهای به زغم خود عدالت محور میکنند. حق واقعی را توده مردم مشخص میکنند. عدالت را مردم تعیین میکنند. عدالت در میان مردم به ظهور میرسد. مردم ایران حاکمیت جمهوری اسلامی را خواستار بودند، چرا؟ به این علت که با بیعدالتیها مخالف بود.
ترور همه جا یافت میشود. در آمریکا حوادث11 سپتامبر که هنوز در چگونگی آن و دست داشتن صهیونیستها و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در آن شبهه است. در اسپانیا، در انفجار قطار مسافری متروی انگلیس و ...
در کشورمان در دهه نخست انقلاب ترورهای سازماندهی شدهای روی داد. 25 سال پیش در چنین روزی ـ 8 شهریور 1360 محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، نخستوزیر وقت جمهوری اسلامی بر اثر انفجار بمب در دفتر نخستوزیری به شهادت رسیدند.
به که بودن و چه کردن این دو شخصت کاری نداریم. نه به این معنی که کارشان و خدمتشان را به این انقلاب نادیده بگیریم، بلکه به این سبب که موضوع، روزی است که به نام مبارزه با تروریسم نامیده شده است.
براستی معنای حذف فیزیکی چیست؟ ترور و تروریسم چیستند؟
الگوی نظامیافتهای از رفتار خشونتآمیز که به نوعی طراحی شده است تا جمعیتی تهدید شوند و به این ترتیب سیاستهای دولت خاصی تحت تاثیر قرار گیرد.
عمل نهادینه ولی نامعمول که به منظور تاثیرگذاری بر رفتار سیاسی خاص انجام میگیرد و همواره با کاربرد تهدید یا خشونت همراه است.
استفاده از زور، خشونت یا تهدید به منظور کسب اهداف سیاسی از طریق ایجاد وحشت، ارعاب و قوای قهریه. تقریباً ارتکاب هر عمل غیرقانونی که برای نیل به اهدافسیاسی صورت پذیرد. خشونتی با انگیزه سیاسی که از سوی گروههای کوچکی صورت میپذیرد که مدعی نمایندگی همه تودههای مردم هستند.
واژه ترور، تروریسم و تروریست به نسبت واژههای دیگر نوپا هستند. در پیوست تکمیلی فرهنگ لغات فرهنگستان علوم فرانسه، تروریسم چنین معنا شده است: نظام یا رژیم وحشت، بر پایه فرهنگ لغات فرانسه که در سال1796منتشر شده است، ژاکوبنها گهگاه در سخنان و نوشتههای خود، این اصطلاح را با برداشتی مثبت، درباره خودشان به کار میبردهاند، اما پس از نهم ترمیدور (یازدهمین ماه تقویم انقلاب فرانسه) واژه تروریست به صورت ناسزایی درآمد که واژه به انگلستان باز شد. منظور از تروریسم در این دوره، فرازی از انقلاب فرانسه بود که تقریباً از مارس1793تا جولای 1794را دربر میگرفت. این واژه تقریبا ًبا عبارت وحشت هم معنا بود. بعدها واژه تروریسم معنایی گستردهتر یافت و در فرهنگهای لغت معادل نظام وحشت و ترور تعریف شد.
تروریسم را میتوان به انواع زیر تقسیم کرد: تروریسم دولتی، تروریسم بینالمللی، تروریسم محلی و تروریسم فراملی.
به هر حال پدیده تروریسم، طیف گستردهای از تعاریف را در برمیگیرد و برای تعریف دقیق، جامع و مانعی از آن بین صاحبنظران توافق نظر وجود ندارد. تنوع و پیچیدگی تروریسم از یک سو و برخوردهای دوگانه دولتها و سازمانهای بینالمللی با آن، از سوی دیگر دلایل اصلی نبود اجماع به شعار میروند.
به هر تقدیر، تروریسم به عنوان شکلی از خشونت سیاسی که حدفاصل بین جنگ و صلح است، بنابر ماهیتش، سیاست را نفی میکند. با چنین تعاریف و تقسیمبندی تروریسم، به شعار مبارزه با تروریسم آمریکا میپردازیم. شعاری که در پی حوادث11 سپتامبر بر سر زبانها افتاد، شعاری که جنگ پیشدستانه را توجیه میکرد. شعاری تهاجمی علیه چه نهادی و ضد چه کسی، خدا میداند.
شعاری علیه گروه تروریست طالبان و بنلادن و القاعده که خود آنها به وجود آورند. چندی پیش بینظیر بوتو، نخستوزیر اسبق پاکستان اعتراف کرد که گروه طالبان با حمایت آمریکا و در زمان نخستوزیری وی تشکیل شد.
مورد دیگر حمایت از گروهک منافقین است که آمریکا بشدت از آنها حمایت میکند. گروهکی که هیچ پایگاه مردمی بین مردم ایران ندارد. انفجار دفتر نخستوزیر در سال1360 از سوی عاملان این گروهک صورت گرفت.
آمریکا با اعلام حمایت از گروهک تروریستی منافقین که در همه جای جهان به عنوان سازمانی تروریستی شناخته میشوند، بار دیگر نشان میدهد سیاست مبارزه با تروریسم این کشور پوچ بوده و تنها راهی برای توجیه اقدام نظامی واشنگتن در جهان است.
برخورد دوگانه آمریکا در 2 سیاست اصلی خود یعنی مبارزه با تروریسم و منبع تولید و گسترش تسلیحات هستهای موجب شده است که مردم جهان، دولت بوش را در شمار دروغگوترین دولتهای جهان بدانند.
پس از حملات 11 سپتامبر، آمریکا با برافراشتن پرچم مبارزه با تروریسم تلاش کرد با جلب حمایت جهانی به نوعی سلطه خود را در اماکن مختلف جهان تحکیم بخشد.
آمریکا به بهانه جنگ با تروریسم و با اطلاعات غلط درباره رابطه صدام با القاعده، به افغانستان و عراق هجوم آورد.
اما از سوی دیگر، در برخی موقعیتها و مسائل، سیاست برخورد و مبارزه با تروریسم واشنگتن کمرنگ میشود. برخورد واشنگتن با گروهک منافقین از جمله آن مواقع است.
به رغم ادعاهای آمریکا مبنی بر رهبری جنگ جهانی برای مبارزه با تروریسم، این کشور در برابر گروهک منافقین که خود، آن را در فهرست تروریستها قرار داد، برخورد نرمی از خود نشان میدهد و تاکنون با این که افراد این گروه در عراق، در اختیار نیروهای آمریکایی هستند نه تنها اقدامی برای محاکمه آنها انجام نداده بلکه از آنها حمایت میکند.
در کل حمایت آمریکا از چنین گروهکهایی یک عقبنشینی مسلم از سیاست مبارزه با تروریسم این کشور به شمار میآید؛ سیاستی که توجیهکننده اقدامات نظامی یکجانبه واشنگتن در سرتاسر جهان است.
در پایان، گفتنی است؛ میان دفاع مشروع از کشور و مهاجمان و ترور شخصیتها و مردم به بهانههای مختلف باید تفاوت قائل شد.
نمونه بارز آن در فلسطین اشغالی و جنوب لبنان مشهود است. جوخههای ترور رژیم صهیونیستی در کشوری غصب شده، به ترور مبارزان فلسطینی که از کشورشان دفاع میکنند، میپردازند. در جنوب لبنان، مقاومت اسلامی جلوی اشغالگری صهیونیستها را میگیرد و شکستی سخت به آنها وارد میکند؛ ولی آمریکا و رژیم صهیونیستی، این گروهها را تروریست مینامند، آن هم فقط به این دلیل که از حیثیت و کشورشان دفاع میکنند.