تحلیلگران معتقدند هدف اصلی ایران از هستهای شدن، دستیابی به تسلیحات هستهای است و در صورت تحقق این امر سیاست خارجی ایران حالت تهاجمی به خود خواهد گرفت و با کمکهای نظامی به گروههایی نظیر حماس و حزبالله، عملیاتهایی را علیه منافع اسرائیل و ایالات متحده ترتیب خواهد داد. در صورت توسعه اقدامات ایران علیه اسرائیل و آمریکا، این کشورها نیز درصدد پاسخگویی برخواهند آمد و از این طریق منطقه بیثبات خواهد شد.
این استراتژیستها معتقدند در صورتی که ایران از دستیابی به فناوری هستهای دست برندارد، احتمال پاسخ نظامی ایالات متحده به این کشور وجود خواهد داشت که در این صورت، ایران اقداماتی را علیه نیروهای آمریکایی مستقر در خلیجفارس و کشورهایی که پایگاه نظامی در اختیار نیروهای نظامی ایالات متحده قرار دادهاند، انجام خواهد داد و بنابراین امنیت منطقه و اعراب با تهدید و خطر مواجه خواهد شد. این گروه فعالیتهای هستهای ایران را تهدیدی برای منافع و امنیت ملی خویش میدانند و خواستار انصراف ایران از برنامههای هستهای هستند. علاوه بر تهدیدات امنیتی بر این اعتقادند برنامه هستهای ایران تبعات زیست محیطی نیز برای منطقه خلیجفارس خواهد داشت.
در این زمینه عبدالرحمن العطیه، دبیر کل شورای همکاری خلیجفارس در 19 دسامبر 2005 و در گفتگو با روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن اظهار کرد: «هستهای شدن ایران باعث برهم خوردن ثبات منطقه و ایجاد مسابقه تسلیحاتی و فضای بیاعتمادی خواهد شد." وی در این مصاحبه اشاره کرد: "نگرانی کشورهای حوزه خلیجفارس در قبال برنامه هستهای ایران، نگرانی واقعی است، بویژه این که نیروگاه اتمی بوشهر در قلب منطقه قرار دارد و به کشورهای حوزه خلیجفارس از تهران نزدیکتر است. وی تصریح کرد راهاندازی نیروگاه هستهای بوشهر در صورت بروز هرگونه نقص احتمالی، نتایج زیستمحیطی و انسانی وخیمی را به بار خواهد آورد».
گروه دوم تحلیلگران سیاسی و نظامی عرب ضمن توجه به دغدغههای گروه نخست بر این اعتقادند که با فرض برخورداری ایران از تسلیحات هستهای این مساله به ایجاد ثبات در نطقه کمک خواهد کرد. آنها معتقدند رژیم اسرائیل و ایالات متحده آمریکا به عنوان 2 کشوری که همکاری و مشارکت استراتژیک با یکدیگر دارند از تسلیحات هستهای بهرهمند هستند. این در حالی است که هیچ کشور عربی و حتی اسلامی غیر از پاکستان سلاح هستهای ندارد. از این منظر دستیابی ایران به تسلیحات هستهای بر امنیت منطقه تاثیر مثبت خواهد داشت، چرا که توازن را در برابر تسلیحات هستهای اسرائیل برقرار خواهد کرد.
آنها معتقدند هستهای شدن ایران بیشترین تهدید را متوجه اسرائیل خواهد کرد و کمترین تهدید را برای اعراب دربرخواهد داشت.
بر این اساس کشورهای عربی به جای موضعگیری در برابر فعالیتهای شفاف هستهای ایران باید به خطرهای هستهای اسرائیل توجه کنند.
در همین خصوص، روزنامه عرب نیوز نوشت: سیاستهای هستهای دولت آمریکا در خاورمیانه و سیاست دوگانه آن نسبت به اسرائیل که تهدیدی جدی برای ثبات منطقه به شمار میرود، مورد نقد جدی قرار دارد. آمریکا نه تنها خواستار محدود شدن فعالیتهای هستهای اسرائیل نیست، بلکه از آن حمایت نیز میکند. این در حالی است که فشارهای شدید را به برنامه صلحآمیز هستهای ایران وارد میکند. چنین فشارهایی، بخشی از سیاست آمریکا برای تثبیت استیلای خود بر خاورمیانه است. آنها قصد دارند مانعی در مسیر از سرگیری روابط نزدیک ایرانیان با اعراب شوند".
گزارش این روزنامه در نهایت این گونه نتیجهگیری کرده است: "این حق کشورهای عربی و مسلمان است که توانایی برخورداری از امکانات هستهای را پس از امضای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) داشته باشند، پیمانی که اسرائیل تاکنون از پذیرش آن خودداری کرده است". در این خصوص عمر موسی، دبیر کل اتحادیه عرب طی نامهای که به اعضای شورای همکاری خلیجفارس در اجلاس دسامبر 2005 نوشت، اظهار کرد: "نگرانی وی به عنوان یک شهروند مصری از برنامههای هستهای اسرائیل است نه ایران".
واکنشهای اعراب به فعالیتهای هستهای ایران
جهان عرب و بویژه دولتهای عرب خلیجفارس از فعالیتهای هستهای ایران احساس تهدید و هراس میکنند.
از دیدگاه آنها در صورت انحراف ایران به سوی سلاح هستهای، تهدیدات امنیتی در منطقه ایجاب میکند آنها نیز در مسیر هستهای شدن گام بردارند یا این که با تقویت پیوندهای دفاعی ـ امنیتی با آمریکا خود را در زیر چتر حمایتی ایالات متحده قرار دهند.
عراق در دوره زمامداری صدام به دنبال هستهای شدن و تسلیحات کشتار جمعی بود و اقداماتی را نیز در این زمینه به صورت مخفیانه انجام داده بود، ولی هنوز تا رسیدن به مرحله تولید بمب هستهای فاصله داشت. با سقوط صدام و روی کار آمدن دولت جدید در عراق به نظر میرسد مقامات سیاسی عراق بلندپروازیها و جاهطلبیهای دوران صدام را کنار خواهند گذاشت. ولی برحسب شکل، نوع و ماهیت سیاسی دولت آینده عراق، نگرش آنها به فعالیتهای هستهای ایران نیز متفاوت خواهد بود.
عربستان سعودی به عنوان تاثیرگذارترین دولت جهان عرب از پیوندهای دیپلماتیک مناسبی با ایران برخوردار است. اما با وجود گسترش مناسبات طرفین، ریاض بر این اعتقاد است هستهای شدن ایران زمینه تسلط سیاسی و نظامی این کشور بر خاورمیانه و خلیجفارس را فراهم خواهد کرد و نفوذ سیاسی و قدرت نظامی ایران را در برابر اعراب افزایش خواهد داد.
مقامات سیاسی، نظامی و امنیتی عربستان، هستهای شدن را الزامی تلقی میکنند و این امر را موجب حفظ قدرت تاثیرگذاری خویش بر منطقه و جهان عرب میدانند. براساس گزارشها و اسناد موجود این کشور درخصوص دستیابی به فناوری هستهای برای کمکهای پاکستان حساب ویژهای باز کرده است.
در این زمینه روزنامه انگلیسی گاردین در مطلبی اشاره کرده است: مقامات سیاسی و نظامی عربستان سعودی معتقدند با روشنشدن برنامه هستهای ایران و در محیط جدید امنیتی پس از 11 سپتامبر، این کشور گزینههای متعددی را برای حفظ امنیت ملی خویش مدنظر دارد که یکی از آنها تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای است". در این خصوص واشنگتن تایمز نیز در گزارشی مدعی شد: در سفر شاهزادهعبدالله به پاکستان در اکتبر 2003 و در توافقات محرمانه با پرویز مشرف، پاکستان متعهد شده است انتقال فناوری تولید سلاح هستهای را با دریافت نفت ارزان قیمت مبادله کند".
طبیعتا هر دو کشور این موضوع را رد کردند، ولی تحلیلگران سیاست بینالملل معتقدند منافع پاکستان و عربستان سعودی در این زمینه تامین خواهد شد؛ زیرا اسلامآباد به پشتیبانی مالی و سیاسی ریاض برای ادامه رقابت سیاسی و نظامی با هند احتیاج دارد و عربستان سعودی نیز به سلاح هستهای به منظور بازدارندگی در مقابل اسرائیل و به احتمال ایران نیاز دارد.