حسن فتحی
www.hassanfathi.blogfa.com
شکست نسبی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره، زنگ خطر را برای آنها به صدا درآورد زیرا آنها پس از 12 سال اکثریت را در کنگره از دست دادند ولی به نظر نمیرس مایل باشند پس از 8 سال از کاخ سفید هم رانده شوند.
جورج بوش که دموکراتها را پس از 8 سال ریاست جمهوری بیل کلینتون از کاخ سفید راند اکنون با این واقعیت مواجه شده که اوضاع در آمریکا چندان به نفع جمهوریخواهان نبوده و اگر این روند ادامه یابد آنها باید در پایان دوران 8 ساله جورج بوش از کاخ سفید هم خداحافظی کنند.
هر چند در انتخابات آمریکا خصوصاً انتخابات پارلمانی، سیاست خارجی حزب حاکم موثر است ولی نمیتوان با قاطعیت اعلام کرد که نگاه کاندیداها و مردم به عملکرد سیاستمداران در زمینه مسایل بینالمللی باشد به همین دلیل میتوان دلیل اصلی ناکامی جمهوریخواهان را عمدتاً در زمینه مسایل داخلی و چالش رییسجمهوری و وزرایش با دموکراتها در کنگره دانست زیرا دموکراتها مسایلی را پی میگرفتند که پاسخ قابل قبولی از جمهوریخواهان دریافت نمیکردند.
هر چند حضور نظامی آمریکا در عراق و افغانستان در این شکست بیتاثیر نبوده اما بازتاب داخلی این حضور در قالب اعتراض خانواده سربازان و نظامیانی که جان خود را در کشورهای مزبور از دست دادهاند بیش از همه به نفع دموکراتها تمام شد.
البته کسب اکثریت کنگره توسط دموکراتها نمیتواند خسارت چندانی به بوش وارد آورده و مانع فعالیتهای او شود زیرا این وضعیت را در زمان کلینتون هم شاهد بودیم که جمهوریخواهان توانستند اکثریت کنگره را از آن خود کنند ولی او در دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر رقیب جمهوریخواه خود پیروز شد. به همین دلیل نمیتوان از هماکنون ادعا کرد که این شکستها ادامه یافته و در انتخابات ریاست جمهوری نیز دموکراتها به پیروزی خواهند رسید بلکه کسی قادر به حضور در کاخ سفید خواهد بود که موفق به جلب افکار عمومی شود.
در این میان اشاره به یک مساله حایز اهمیت است که این مساله باید مورد توجه تمامی کسانی قرار بگیرد که تحولات آمریکا را پی میگیرند.
در آمریکا هیچ تفاوت و اختلافی میان دو حزب دموکرات و جمهوریخواه وجود ندارد و نمیتوان آنها را مخالف همدیگر به حساب آورد. زیرا احزاب آمریکایی ماهیتی کاملاً متفاوت با احزاب متداول در جهان دارند. لذا در صورتی که این دو حزب را با احزاب اروپایی مورد مقایسه قرار دهیم به این واقعیت پی خواهیم برد که دو حزب قدرتمند آمریکا بیشتر محافل سیاسی و اقتصادی هستند و نمیتوان آنها را در قالب احزاب واقعی و راستین جهان مورد نقد و بررسی قرار داد.
به طور مثال احزاب کارگر یا محافظهکار انگلیس، سوسیال دموکرات و دموکرات مسیحی آلمان و یا گلیستها و سوسیالیستهای فرانسه دارای اساسنامه و تشکیلات منسجمی هستند که سبب گردیده این احزاب در طول سال فعال بوده و از طریق روزنامهها و نشریاتی که در اختیار دارند به تبلیغ دیدگاهها و نظریاتشان بپردازند. اما در آمریکا وضعیت به گونه دیگری است تا حدی که میتوان ادعا کرد این احزاب در زمان انتخابات فعال شده و درصدد کسب پول و سرمایه و حمایت برمیآیند و در حقیقت ماهیت محفلی دارند.
ولی آنچه در ارتباط با احزاب آمریکایی جالب توجه است و یا در حقیقت در مقایسه با احزاب و نظامهای سیاسی جهان بیسابقه میباشد این است که احزاب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا دارای اعضای ثابت و وفاداری نیستند که کارت عضویت داشته و یا حق عضویت بپردازند. لذا در جریان انتخابات بسیاری از بانکها، کمپانیها و سرمایهداران به صورت مشترک به هر دو حزب کمک مالی کرده و از دو حزب و دو کاندیدا حمایت به عمل میآورند. به طور مثال در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 در آمریکا کمپانی فورد همزمان از بوش و کری کاندیداهای دو حزب رقیب پشتیبانی کرده بود.
اگرچه این وضعیت در مقایسه با وضعیت احزاب در کشورهای جهان تعجببرانگیز بوده و به همین دلیل سیستم حزبی آمریکا را میتوان یک سیستم خاص به حساب آورد ولی در صورتی که به بررسی دلایل چنین حمایتها و روابطی بپردازیم به این واقعیت پی خواهیم برد که برای آنها احزاب و شخصیتها اهمیت ندارند بلکه مهم آن است که منافع و خواستههایشان تحقق یافته و دولتها در این راستا حرکت کنند.
با توجه به آنچه عنوان شد باید به کسانی که در ایران برای پیروزی دموکراتها سینه چاک میکنند و یا شکست نسبی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای مجالس قانونگذاری را سقوط بوش و انزجار مردم آمریکا از این حزب و دولت عنوان میکنند اعلام کرد که یا اطلاعی از سیستم سیاسی و حزبی آمریکا ندارند و یا این که تصور میکنند دموکراتها بهتر از جمهوریخواهان هستند. برای احزاب و مقامات آمریکایی آنچه اهمیت دارد منافع کشورشان است و آنها موظفند در این راستا حرکت کنند. در این میان فقط چیزی که در ارتباط با حزب آمریکایی متفاوت است نام آنهاست و آنها از دو اسم متفاوت بهره میگیرند.
برای ناکامی اخیر جمهوریخواهان که پس از 12 سال اکثریت کنگره را از دست دادند میتوان دلایل بسیاری را برشمرد اما مطمئن باشید مسایلی نظیر اوضاع عراق و افغانستان و یا برنامه هستهای ایران و چگونگی برخورد واشنگتن با تهران، نقش مهمی در نتایج آرای مردم نداشته است. زیرا در انتخابات پارلمانی خصوصاً اگر میاندورهای باشد اهمیت بر روی مسایل داخلی نظیر وعدههای رفاهی، اقتصادی، مالیات و سیاستهای مالی است.
درباره ناکامیهای داخلی جمهوریخواهان مجله انگلیسی اکونومیست و روزنامه آمریکایی واشنگتن پست گزارشهایی به چاپ رساندهاند که بسیار راهگشا و مفید هستند. به نوشته این نشریات مسایلی نظیر رسوایی اخلاقی اعضای کنگره، طوفانهای کاترینا و رینا، ناکامی جمهوریخواهان در اصلاحات مالی، مالیاتی و رفاهی و رشوه و سبب رویگردان شدن مردم از جمهوریخواهان شد. براساس نظرسنجیها از هر 5 آمریکایی 3 نفر وضعیت اقتصادی کشورشان را رو به وخامت میدانند. در حالی که یک استاد دانشگاهی ییل مدعی است مردم آمریکا به طور میانگین نسبت به گذشته از وضعیت اقتصادی بهتری برخوردارند ولی بیش از پیش نگران از دست دادن مشاغل خود هستند.
در این میان آنچه جالب توجه است و نظرسنجیها نیز آشکار ساخته این واقعیت است که آمریکاییها تقریباً در هر موضوعی مرتبط با اقتصاد کشورشان از دموکراتها حمایت میکنند و متحدترین حامیان جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نیز محافظهکاران مذهبی و کسانی هستند که حامی سیاستهای تند و تیز رییسجمهوری در مبارزه با تروریسم هستند.
در حالی که بسیاری از خوشبینها و گروههایی که مخالف بوش و سیاستهایش در داخل ایران هستند از هماکنون سقوط جمهوریخواهان در انتخابات 2 سال بعد ریاست جمهوری را امضا کرده و رقم زدهاند اما یک موسسه نظرسنجی مدعی شده که جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 دموکراتها را شکست خواهند داد. طبق نظرسنجی موسسه داینمیک که توسط شبکه خبری فاکس نیوز انتشار یافته آمده بود که جان مککین سناتور جمهوریخواه ایالت آریزونا میتواند هیلاری کلینتون سناتور ایالت نیویورک وال گور معاون بیل کلینتون رییسجمهوری پیشین را در انتخابات شکست دهد.
بنابراین نظرسنجی جان مککین در مقطع کنونی 7 درصد از هیلاری کلینتون والگور در نظرسنجیها جلوتر است. مک کین در سال 2000 یکی از 7 جمهوریخواهی بود که خود را برای رقابت در انتخابات آماده میکردند اما پس از اعلام نامزدی و کاندیداتوری جورج بوش، از کاندیداتوری کنارهگیری کرد.
آنچه روی داد رقابت را برای 2 سال آینده تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال 2008 سختتر میکند زیر در آن انتخابات سیاست خارجی و اقدامات واشنگتن در کشورهای مختلف تأثیرگذار بوده و میتواند زمینهساز موفقیت یا ناکامی یکی از کاندیداها شود. به همین دلیل از هماکنون نمیتوان درباره شکست قطعی جمهوریخواهان و یا پیروزی قاطع دموکراتها اعلامنظر کرده و حکم صادر نمود.
از آنجا که برای احزاب و سیاستمداران آمریکایی، منافع کشورشان از اهمیت برخوردار است برای ما ایرانیان و سیاستمدارانمان نیز باید منافع ملی و تمامیت ارضی بالاتر و برتر از همه چیز باشد.
البته اصحاب رسانه که وظیفه بررسی و تجزیه و تحلیل مسایل را دارند موظفند به دور از غرضورزیها به بررسی اوضاع بپردازند. آنها باید حقایق و واقعیتها را در نظر گرفته و با توجه به اطلاعات و دادهها به ترسیم چارچوبی واقعی بپردازند. اما وضعیت سیاستمداران و دولتیها یا اصحاب رسانهها متفاوت است. ولی از آنجا که در کشور ما روزنامهها و نشریات کارکرد حزبی یافته و جای احزاب را گرفتهاند متأسفانه به ارایه تفسیرها و تحلیلهای تهی و از واقعیت درباره رویدادها و تحولات جهانی و منطقهای و حتی داخلی میپردازند که میتواند جامعه را گمراه کرده و مردم را نسبت به حقایق بیگانه سازد.
لذا هنوز زود است درباره انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 اظهارنظر قطعی کرده و یا موضعگیری نمود. برخی که امروزه اظهارنظر مینمایند. یا درصددند بر روی واقعیتها سرپوش بگذارند و یا این که میخواهند چنین وانمود سازند که عالم به تمامی تحولات و رویدادها هستند. در حالی که باید 2 سال دیگر صبر کرده و پس از آن با توجه به شرایط و حقایق غیرقابل انکار به اظهارنظر پرداخت.