حسین علویراد
مقام معظم رهبری سه روز پیش در جمع مسئولان سابق ولاحق کشور اعم از اصولگرا و اصلاحطلب مطالبی را در مورد مسایل اقتصادی بیان داشتند که بیان دردهای بیدرمان اقتصاد کشور بود و برای اولین بار از زبان ایشان بازگو شده است. ایشان به دولت گوشزد کردند که روند اجرایی اصل 24 در خصوصیسازی بنگاههای اقتصادی به کندی پیش میرود. باید عنایت داشت که وضعیت کنونی فقر و نابسامانی و توزیع ناعادلانه همین درآمد سرانه اندک ریشه در مسایلی دارد که بهتر است مثالی را که امام راحل بارها میزد به یاد آوریم.
امام میفرمود: «آدم بیقواره سیاهی با هیبت یک غول میخواست بچهای را آرام کند و پسرک از ترس این هیکل نخراشیده میترسید و مدام گریه میکرد!؟ عاقلی به این غول بیشاخ و دم گفت: عمو جان بچه را بگذار زمین خودش آرام میشود!» اقتصاد رنجور ایران به دیوانسالاری دولتی، فرسودگی شرکتهای بیرونق نظیر بنیاد مستضعفان و حجیم شدن آنها از یک سو و ناکارآمدی از سوی دیگر مربوط میشود. در حال حاضر یک سوم اقتصاد ملی در کنترل شرکتهای بنیاد مستضعفان و دیگر بنیادها قرار دارد و مجلس این بنیادها را از پرداخت مالیات معاف کرده است! معاف شدن از مالیات نتیجهاش درجا زدن و غیر رقابتی شدن این بنگاههای ضررده است، زیرا آنها خیالشان راحت است که دولت هزینههایشان را جبران میکند.
پس چرا رقابت کنند؟ همین استدلال در مورد شرکتهای بنیاد شهید، 15 خرداد، و هزاران موسسه دیگر که زیر بلیط دولت نیستند، صادق است. در روزهای اول انقلاب در مورد مصادرهها تندوری شد و در تریبونها هم بارها به صنعتگران و کارآفرینان حمله شد و آنها دزد، زالو صفت و ... خوانده شدند. این فرآیند باعث شد تا کارآفرینان به امارات، ترکیه، مالزی، آمریکا، کانادا، استرالیا بروند. بعضیها به اسم عدالت چه بر سر اقتصاد آوردهاند؟ پرسش این است طرح مسایلی مانند هولوکاست و رفتن پرونده هستهای به شورای امنیت چه بر سر اقتصاد میآورد؟ آیا نباید این موضوعات واکاوی و ریشهیابی شود؟
آیا نباید با این قبیل مسایل نسنجیده، برخورد شود؟ آیا میدانید تحریم بانکی و تحریمهای شورای امنیت و سازمان ملل متحد یعنی چه؟ این تحریمها امری متفاوت از تحریمهای گذشته است. ما باید هوشیار باشیم و این مساله را موضوعی خطیر بدانیم که آن که بگوییم تحریمها هیچ تاثیری بر اقتصاد ما ندارد و بپذیریم در صورتی که با آن مقابله نکنیم خسارتهای سنگینی به بار خواهد آمد، زیرا زمانی که کشوری مورد تحریم سازمان ملل قرار میگیرد دیگر با جامعه جهانی طرف است نه با آمریکا. آیا این رفتارها، عدالت و آوردن درآمد نفتی بر سر سفرههای مردم فقیر است؟ و یا بدتر کردن زندگی آنان؟ آیا این مسایل گفته شود بهتر است یا آن که بگذاریم ندانمکاریها وضع را بدتر کند؟
اگر تمام کارکنان و مدیران کشور دارای تخصصهای مدیریتی از قبیل: صاحب اختیار بودن، با انگیزه بودن، همراه با تیم بودن، خودگردان بودن، مسئول بودن را بازسازی شده و باز مهندسی شده دور هم جمع نکنیم و از تفکر سیستمی برای اداره امور استفاده نشود نمیتوان به آینده بهتر امیدوار بود. جان کلام مدیریت امروز دنیا این است که برای رسیدن به توسعه باید با برنامه بود نه بیبرنامه. پرسش این است که سیستم و مدل اقتصادی و مبانی تئوریک برنامه ما کدام است؟ و با همین استدلال سیستم و مدل فرهنگی و مبانی تئوریک آن چگونه است؟ و... اینک جوانان ما برای داشتن یک سرپناه 50 متری با داشتن مدرک دکتری و مهندسی سر حسرت بر بالین میگذارند و رانتخواران در خانههای چندین هزار متری در نیاوران که یک سر آن در کوچه شمالی و سر دیگر آن در کوچه جنوبی است، زندگی میکنند!
وقتی در جامعهای فقر و فحشا و فساد زیاد میشود، باید ریشه آن را در رفتار سیاستگذاریها جستوجو کرد. امام علی در این باره میفرماید: «مردم به امیرانشان شبیهترند از پدرانشان!؟» افرادی که قبل از انقلاب خانههایشان در خیابان شاهپور و در جوار راه آهن بود امروزه در شمالیترین نقاط تهران خانهای لوکس میسازند و چنانچه در چنین خانههایی دزدی شود از کنارش بیاهمیت میگذرند! در حال حاضر حدود هزار شرکت مصادره شده در کشور داریم و این شرکتها از استانداردهای جهانی اعم از مالی و بهرهوری فاصله دارند. در جامعهای که دولت رقیب بخش خصوصی میشود، آیا میتوان انتظار داشت بنگاههای دولتی و نهادها در قالب اصل 44 به بخش خصوصی واگذار شوند؟ بنابراین تا دولت در اینباره با استفاده از نظر و مشورت کارشناسان اقدام نکند دولتی بودن و رانتی بودن اقتصاد به قوت خود باقی است.
تمام این بلایی که بر سر اقتصاد ایران آمده است از نبود رقیب قدرتمند در بخش خصوصی است. امروز مردم از رقابت ایرانسل با شرکت ارتباطات سیار دولتی تازه میفهمند چه کلاه گشادی به سرشان رفته؟! این آمریکایی لعنتی، وقتی که رقیبش هم از میان میرود، یک رقیب خیالی به اسم محور شرارت خلق میکند تا کسب و کار 700 میلیاردی اسلحهاش را سامان دهد تا از این طریق بر منابع انرژی دنیا مسلط باشد. اگر صداقتی در بین است باید از انحصار در اقتصاد، تجارت و فرهنگ دست کشید تا کشور راه توسعه را پیدا کند.