تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۲  ، 
کد خبر : ۴۱۶۱۶
در میزگرد «نفت و سیاست» پیشنهاد شد

پول نفت را به مردم بدهید


گروه سیاسی، مریم شبانی: میزگرد «اقتصاد سیاسی و نفت» با حضور عباس عبدی و موسی غنی‌نژاد عصر شنبه در محل دفتر سازمان دانش‌اموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) برگزار شد. حضور توامان عباس عبدی و موسی غنی‌نژاد به عنوان تنها شرکت‌کنندگان در این میزگرد، البته تقارن جالبی را نیز رقم زد. وقتی هر دو آنها به رغم اختصاص به دو جبهه سیاسی ـ فکری در ایران (عبدی در جناح چپ و غنی‌نژاد در جناح لیبرال)، از دیدگاهی نزدیک به یکدیگر در خصوص «نفت و اقتصاد سیاسی» سخن می‌گفتند.
چه بسا این نزدیکی از آن روی بود که از یک سو عباس عبدی از نگاه‌های چپ‌گرایانه قدیم خود دور شده است و از سوی دیگر غنی‌نژاد نیز برخلاف دیگر همفکران اقتصادی خویش با نگاهی سیاسی‌تر و رویه‌ای روشنفکری‌تر، وضعیت موجود را تحلیل می‌کند و صرفاً یک لیبرال اقتصادی نیست بلکه لیبرالی سیاسی نیز هست. همچنین اگرچه غنی نژاد در دوران هشت ساله اصلاحات منتقد اصلاح طلبان باقی ماند و کمتر به توافق با آنها در اندیشه دست یافت اما گویی فاصله گرفتن عبدی از اصلاح‌طلبان نیز دلیلی شده بود تا در خلال این میزگرد غنی‌نژاد و عبدی از دیدگاهی مشابه دفاع کنند.
طرح کروبی را روشنفکران دست کم گرفتند
اینچنین شد که اگر چه خیلی از تحلیلگران و از جمله همکاران و همفکران اقتصادی غنی‌نژاد نظریه اخیر عباس عبدی مبنی بر «لزوم تقسیم پول نفت در میان مردم» را نظریه‌ای پوپولیستی می‌خواندند و این سخن عبدی که «در کشورهایی که دموکراسی تحقق نیافته باید دست حکومت از پول نفت کوتاه شود» را نمی‌پذیرفتند اما در میانه این میزگرد غنی‌نژاد نیز از لزوم تقسیم مستقیم پول نفت در میان مردم سخن گفت: «ما طرفداران اقتصاد آزاد موافق توزیع مستقیم درآمد نفت البته به صورت دلاری در میان مردم هستیم.»
غنی‌نژاد اما این سخن را برای حمایت از وعده انتخاباتی مهدی کروبی در زمان رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری نهم به زبان آورد: «من معتقدم که طرح کروبی را روشنفکران دست کم گرفتند. مهم‌ترین نکته طرح این بود که مردم و افکار عمومی نسبت به قابلیت انجام چنین کاری آگاه می‌شوند. اما مشکل طرح کروبی این بود که از توزیع ریالی سخن می‌گفت و این توزیع را به درآمدهای نفتی مربوط نمی‌دانست.»
عباس عبدی نیز در میانه این میزگرد با طرح این سئوال که «چه اشکالی داشت ماهانه 50 هزار تومان از پول نفت به مردم می‌رسید» طرح کروبی را اینجنین تفسیر کرد: «میان وعده‌های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری نهم تنها کروبی بود که وعده‌ای قابل تامل داد. در شعار دیگر کاندیداها چیزی وجود نداشت اما در وعده کروبی چیزی نصیب مردم می‌شد.»
انتقاد از تاسیس صندوق ذخیره ارزی به لحاظ سیاسی
اما آنچه در میزگرد «بررسی نفت و اقتصاد سیاسی» محوریت یافت، نقد و تحلیل تشکیل صندوق ذخیره ارزی بود که دو شرکت‌کننده نیز دیدگاه‌های خویش را بر پایه استفاده‌های سیاسی دولتمردان از موجودی این صندوق بیان کردند. عباس عبدی که چندی پیش با نگارش مقاله‌ای از مخالفت خود با تشکیل صندوق ذخیره ارزی سخن گفته بود و موجودی این حساب را عاملی موثر در طرح شعارهای اقتصادی دولت جدید خوانده بود اما آغازگر بحث در این میزگرد نبود چه آنکه موسی غنی‌نژاد با اشاره به آنچه عبدی در مخالفت با تشکیل این حساب نوشته بود سخن را با بیان مضرات تاسیس صندوق ذخیره ارزی آغاز کرد: «استدلال مهندس عبدی از یک جهت درست است. وجود درآمدهای آسان‌یاب نفت ابزاری در دست دولت‌ها است که با استفاده از آن اهداف سیاسی خود را پیش برند و از اهداف ملی غافل شوند.»
غنی‌نژاد اما معایب وابستگی به درآمدهای نفتی را خاص سیاستمداران سال‌های اخیر ندانست و آن را معضل 50 ساله حکومتمردان ایران عنوان کرد: «سیاست‌های قبل از انقلاب هم پوپولیستی بود. به این ترتیب هنوز گفتار سیاسی ما عوض نشده است. تا وقتی این درآمدهای آسان‌یاب در اختیار دولت است توهمات دولتمردان ادامه خواهد داشت. این بیماری عمومی است و به شخص خاصی هم اختصاص ندارد.»
به این ترتیب غنی‌نژاد با تذکر خطر این بیماری چندین ساله، هدف اصلی تشکیل صندوق ذخیره ارزی توسط دولت اصلاحات را چنین بیان کرد: «این صندوق با این هدف ایجاد شد که درآمدهای نفتی به آن منتقل شود و به بودجه دولتی داخل نشود تا در زمان نوسانات قیمت نفت در بودجه عمومی کشور تعادل ایجاد شود.»
به اعتقاد غنی‌نژاد ایده اصلی تشکیل این صندوق ایده‌ای منطقی و عاقلانه بود که البته برخوردهای سیاسی ایده اصل را نقض کرد: «با تصویب تبصره‌های مختلف این حساب هیچ‌گاه بنا بر آنچه شأن نزول آن بود اجرا نشد و این نقض قانون حتی توسط مجلس ششم و دولت اصلاحات صورت گرفت چرا که وسوسه‌های سیاسی دولتمردان باعث خرج شدن موجودی داخل صندوق شد.» غنی‌نژاد اما در مقام ارائه یک راهکار در حالی که همواره نیز از زاویه‌ای روشنفکرانه به مسائل اقتصادی و سیاسی می‌نگرد، آگاهی افکار ‌عمومی را اصلی‌ترین عامل بازدارنده اعلام کرد.
دو نگاه متفاوت نسبت به فشار افکار عمومی
سخنان غنی‌نژاد درباره هدف اصلی تاسیس صندوق ذخیره ارزی، ‌حمایت عبدی از اهداف تشکیل این صندوق را نیز به دنبال آورد اما عبدی اشکال وارد بر تشکیل صندوق ذخیره ارزی را چنین توضیح داد: «این درست که اهداف مهم بود اما نتوانستند تاثیر ساختاری ایجاد کنند. این صندوق فقط توانست نقش منبعی جهت برنامه‌ریزی برای خروجی‌های اقتصاد سیاسی را ایفا کند.»
عبدی در ادامه به دلایل مخالفت خویش با تشکیل صندوق اشاره کرد: «در برنامه‌ریزی الزاماً همواره با انتخاب میان بد و بدتر مواجه هستیم و بر این مبنا عقل حکم می‌کندکه وضعیت بد را انتخاب کنیم. اما تشکیل این صندوق آثار بدی را بر اقتصاد ما حمل می‌کرد که باید به صورت جداگانه مورد بررسی ارزیابی قرار می‌گرفت. نکته دیگر اینکه در تشکیل صندوق ساز و کار درست و قابلیت اجرایی دیده نمی‌شود.» به این ترتیب این صندوق را عاملی در دست دولتمردان برای رو کردن برگ‌های برنده خود در مقابل حوادث غیرمترقبه خواند: «این صندوق وقتی می‌توانست موثر باشد که تشکیل‌دهندگان برای آن ضمانت اجرایی قرار می‌دادند تا کسی نتواند در هر زمینه‌ای از آن استفده کند.»
با این حال برخلاف نظر غنی‌نژاد که آگاهی افکار‌عمومی را مانعی در مقابل استفاده بی‌قاعده دولت از موجودی حساب ارزی معرفی کرد عبدی اما فشار افکار‌عمومی را از موارد تشدید حمله به صندوق ارزی عنوان کرد: «دولت قدرتمند باید بتواند در مواقع لزوم نه از باب دشمنی بلکه از باب منطق در مقابل افکار‌عمومی بایستد. تا جایی که دولت قبلی اگر چه اصرار می‌کرد که برداشت از موجودی صندوق ذخیره خلاف است اما گام جدی در مقابل آن برنداشت و دولت فعلی هم نه تنها چنین اصراری ندارد که خود به موجودی صندوق چشم دوخته است.»
عبدی: اگر می‌توانستم فتوا دهم نفت را حرام اعلام می‌کردم
عباس عبدی که در سال‌های اخیر با دوستان اصلاح‌طلب خود به انتقاد سخن گفته است، ‌در ادامه انتقادهای خویش از عملکرد این جریان سیاسی، صندوق ذخیره ارزی با «باروتی در زیر بشکه اصلاحات» خواند: «توزیع درآمد نفتی در جامعه درست مدیریت نشد و کسانی که می‌خواستند درآمد نفت را از دست دولت بگیرند راه خطایی رفتند.»
به این ترتیب عباس عبدی استقلال مالی حکومت از مردم و اجتماع را اصلی‌ترین معضل کشورها برشمرد: «قدرتی که نفت خارج از مجاری مالیات‌گیری به دولت می‌دهد مشکلات زیادی را به بار می‌آورد. من اگر می‌توانستم فتوا دهم نفت را حرام می‌کردم. نفت هم مثل مشروب عقل را زائل می‌کند با این تفاوت که مستی پول نفت عقل سیاستمداران و عوام را به صورت بلندمدت زائل می‌کند.»
تعبیر عباس عبدی مبنی بر مستی حاصل از نفت با استقبال غنی‌نژاد مواجه شد و البته این روشنفکر دایره مستی حاصل شده از درآمدهای نفتی را خاص دولت ندانست و آن را به تمام افراد جامعه مربوط دانست: «درآمدهای نفتی باعث می‌شود که در این کشورها مردم بیشتر از آنچه کار می‌کنند درآمد داشته باشند. اکنون در ایران بیش از آنچه شایستگی اقتصادی داریم مصرف می‌کنیم و حجم واردات در مقابل صادرات بسیار زیاد است.»
غنی‌نژاد: مقصر اصلی در عدم آگاهی مردم روشنفکرانند
به اعتقاد غنی‌نژاد درآمدهای نفتی انتظارات و توقع مردم را بالا می‌برد که البته این توقعات توسط دولت‌های پوپولیستی تشدید نیز می‌شود: «دولت به جای توجیه مردم توقعات آنها را بیشتر می‌کند به همین دلیل است که در وضعیت مردم ایران با نوسانات قیمت نفت تفاوتی ایجاد نمی‌شود. اینکه سطح رفاه مردم با درآمدهای نفتی تغییر نمی‌کند نشان‌دهنده اشکال در کار است.»
او اما مقصر اصلی در عدم آگاهی مردم را روشنفکران جامعه معرفی کرد و به انتقاد از ترویج ایدئولوژی‌های پوپولیستی توسط بخشی از روشنفکران پرداخت: «بخش بزرگی از توقعات افکار‌عمومی ناشی از اندیشه‌های روشنفکرانه است. نفت ابزاری وسوسه‌انگیز است که می‌توان به صورت خوب یا بد از آن استفاده کرد. چاقوی اقتصاد بسیار مهلک است که البته مردم هم نمی‌توانند آن را درک کنند.»
به این ترتیب غنی‌نژاد توزیع درآمدهای نفتی میان مردم را بهترین عامل در جهت کوتاه شدن دست دولت از درآمد نفت و نیز آگاهی افکار‌عمومی از تعلق این درآمد به خود عنوان کرد: «مطمئن باشید عقل دولت از مردم بهتر نیست. دولت شخص ثالثی است که پول مردم را هزینه می‌کند. درآمد نفتی از آسمان به دست دولت نیامده است اما بدترین استفاده را هم دولت‌ها از آن کرده‌اند.»
اینچنین بود که عباس عبدی‌ در حالی که خود بیشتر با نگارش مقالاتی از توزیع مستقیم درآمد نفتی میان مردم و کوتاه شدن دست دولت از این درآمد در کشورهای پیشادموکراتیک سخن گفته بود به استقبال از سخنان غنی‌نژاد رفت: «من هم معتقدم دولت‌ها از آسمان نیامده و برآمده از مردم هستند. در حالی که در ایران وابستگی مردم به دولت وجود دارد تا جایی که در سفرهای استانی رئیس‌جمهوری عموم نامه‌های مردم درخواست پول است، در حالی که در هیچ جای دنیا چشم مردم به دست دولت‌ها دوخته نشده است.»
عباس عبدی با تاکید بر اینکه در کشورهای پیشرفته دولت‌ها به مردم چشم دوخته‌اند به نقد رابطه موجود میان دولت و ملت در ایران پرداخت: «در اینجا دولت‌ها نقش ارباب را بازی می‌کنند و با پرداخت پول، رعیت‌پروری می‌کنند. آنها از نوکری خویش برای مردم سخن می‌گویند اما مگر می‌توان از نوکر تقاضای پول کرد؟! عبدی که تحقیقات جامعه‌شناسی زیادی را نیز تاکنون به سرانجام رسانده است در ادامه سخن خویش فقر و فساد را نیز دو عامل دیگر گریبانگیر جامعه ایران معرفی کرد و از محو فقر در صورت توزیع مستقیم و عادلانه درآمدهای نفتی در جامعه سخن گفت.
عبدی سپس رسوخ این دیدگاه که «نمی‌توان پول را به مردم داد» در میان احزاب و گروه های سیاسی را بسیار خطرناک عنوان کرد و توزیع مستقیم درآمدهای نفتی را معقول‌ترین و کم ضررترین عامل برای ادامه حیات سیاسی دولتمردان دانست: «اگر پول نفت توزیع شود ساختار بازی عوض می‌شود. اگر پول را به ملت بدهید و مالیات بگیرید، رقابت‌های سیاسی هم معنای دیگری می‌یابد.» به اعتقاد عبدی توزیع پول به افکار‌عمومی برای مواجهه با دولت مسئولیت بیشتری می‌دهد و رابطه دولت ـ ملت را معقول می‌کند: «این عمل هر چند در اجرا بسیار سخت است اما ارزش آن این است که از وضعیتی که از 5، 60 سال اخیر گریبانگیرمان بوده است رهایی می‌یابیم.»
به این ترتیب میزگرد بررسی «نفت و اقتصاد سیاسی» پس از نقد چگونگی مواجهه دولتمردان با حساب ذخیره ارزی به پایان رسید. اما از این میزگرد یک نتیجه مشخص حاصل شد: «لزوم توزیع درآمد نفت میان مردم». نتیجه‌ای که اگر چه عباس عبدی مدت‌ها است از آن سخن می‌گوید اما موسی غنی‌نژاد در مقام یک اقتصاددان حامی بازار آزاد برای اولین بار از آن حمایت کرد. بر این مبنا بود که غنی‌نژاد «جامعه پس از توزیع پول نفت را جامعه‌ای اقتصادی» نامید و البته به رغم نقدهای گفته شده حساب ذخیره ارزی را نیز تجربه موفقی از حیث اقتصادی برشمرد.
تجربه‌ای که البته جوابگوی جامعه ایران نمی‌توانست باشد و تنها شفافیت در خرج کردن درآمدهای نفتی را به جامعه عرضه کرد. از این رهگذر، غنی‌نژاد جامعه ایران را جامعه‌ای رادیکال خواند که برای حل مشکلات خویش تنها به راه‌حل‌های رادیکال متوسل می‌شود و این صندوق و نحوه مصرف آن را نیز در چارچوب این روحیه تحلیل کرد هم چنانچه عباس عبدی نیز وقتی با پرسش یکی از حاضرین که توزیع درآمد نفتی میان مردم را اجرایی ندانست مواجه شد با طرح این سئوال کوتاه پاسخ خود را با حاضران در میان گذاشت: «اگر به دنبال دموکراسی هستید پس چگونه از عدم امکان توزیع درآمد نفتی سخن می‌گویید؟»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات