* کنفرانس بغداد در خصوص بررسی مشکلات عراق برگزار شد. هم ایران شرکت کرد و هم آمریکا، در خصوص دیدار نمایندگان 2 کشور در حاشیه این نشست بگویید؟
** شرکت در کنفرانسهای که آمریکاییها حضور داشتند، مسبوق به سابقه است. ایران در اجلاس بن که موضوع افغانستان بود، شرکت کرد و در آنجا آمریکاییها و ایرانی هم حضور داشتند؛ اما در اجلاس بن هیچ موضوعی که مربوط به ایران و آمریکا باشد مطرح نشد. موضوع کنفرانس بغداد هم مشخص بود، بحث در خصوص عراق به طور طبیعی همه کشورهای همسایه عراق از جمله ایران شرکت کردند، آمریکا هم در آن کنفرانس حضور داشت، اما این که بحث در خصوص عراق، به معنای مذاکراتی باشد که بحثهایی به غیر از قضیه عراق صورت گیرد، مطرح نبوده و نیست.
* عبدالعزیز حکیم در سفرهایی که به ایران داشته و دارد همواره یکی از مباحث اصلی خود را تلاش برای گفتگوی ایران و آمریکا در خصوص عراق اعلام کرده، اما این گفتگوها صورت نگرفته است. اکنون مشکل گفتگوی 2 کشور در خصوص عراق چیست؟
** سال گذشته آمریکاییها ابتدا از ایران خواستند در قضیه عراق با ایران مذاکره کنند، بعدا هم رهبران عراقی از ایران خواستند که با آمریکا در موضوع عراق مذاکره شود. مسوولان ایرانی وقتی تشخیص دادند که مذاکره با آمریکا در موضوع عراق به نفع مردم عراق است، پذیرفتند و آقای لاریجانی هم اعلام کردند که ما آماده هستیم؛ اما آمریکاییها برنامه را به هم زدند. در نتیجه اکنون هم همینطور است، یعنی آمریکاییها رفتاری میکنند که ایران بتواند یک حداقلی از اعتماد و اطمینان داشته باشد که آمریکا در این موضع خود ثابت است و برنامه دیگری ندارد وگرنه ایران تا امروز نشان داده است که از هر کمکی برای حل مشکلات مردم عراق کوتاهی نمیکند.
* آمریکا باید چه کار کند که اعتماد ایران جلب شود؟
** مسئولان گفتند که به صورت رسمی باید از ایران درخواست بکنند، طبیعتا درخواست آمریکا بررسی میشود و جواب مناسب را میدهیم.
* آمریکا مدتی است ادعا میکند که ایران در ناامنیهای عراق دخالت دارد، این اواخر هم تعدادی تجهیزات و مدارکی را به عنوان اسناد این دخالت نشان دادند، این اسناد و مدارک چیست؟
** آمریکاییها مدتی تبلیغ کردند که مدارکی در دست دارند که نشان میدهند ایران در ناامنیهای عراق دخالت دارد، چند نوبت هم انتشار این مدارک را به تعویق و تاخیر انداختند، در نهایت این کار را انجام دادند، مدارکی که نشان دادند شامل این چیزهاست؛ اول: تعدادی عکس از تانکها و خودروهای آسیبدیده، دوم: گلولههای خمیازهای است که تاریخ 2006 روی آن حک شده است و سوم نوعی از مین است که نشان دادند، آنها مدارکشان همینها بوده است. با اینها آمریکا میخواهد ثابت کند ایران در ناامنیهای عراق دخالت دارد. خوب خودروهایی که آسیب دیده و نفربرهای آنها، 4 سال است که در عراق درگیر هست و چگونه ممکن است که این خودروها و ادوات زرهی که آسیب دیدند و تقریبا در بغداد و در غرب عراق بوده، ربطی به ایران داشته باشد. درباره خمپارهها هم این که تاریخ 2006 دارد، آنها میخواهند بگویند این خمپارهها مربوط به جنگ ایران و عراق نیست، خوب مگر کار مشکلی است که این نوع مدرکسازی بکنند، میتوانند یک گلوله خمپاره را بگیرند و تاریخ 2006 روی آن بنویسند، چه ارتباطی به ایران دارد؟ سوم، مینها؛ آمریکاییها مدعی هستند که این مینها پیشرفته هستند. آمریکاییها خوب است مراجعه کنند به اسناد ارتش عراق که در اختیار دارند که چه تعداد از افسران عراقی در فرانسه آموزش دیدند برای آموزش به کارگیری و ساخت مواد منفجره شدیدالانفجار و در دوران صدام که اسنادش هم هست. یعنی افراد بسیار ورزیده افسران ارتش عراق در فرانسه آموزش همین نوع مینها و همین مواد منفجره را دیدهاند و این روشی است که افسران، عناصر بعثی هستند که در فرانسه آموزش دیدند و حالا علیه آمریکا اقدام میکنند. بویژه با توجه به این که ما میدانیم فرانسه مخالف سرسخت اشغال عراق بوده و دوست صدام حسین بوده و شخص آقای شیراک دوستی شخصی با صدام داشته است و مناسبات حزب بعث با احزاب فرانسوی صمیمی بوده، این روشن است که ماجرا میتواند به کجا برگردد.
* یعنی این اختمال هم وجود دارد که هماکنون نیز این مینها از طریق واسطههایی از فرانسه تامین شود؟
** بله. شواهدی وجود دارد که فرانسه با توجه به سرمایهگذاریهای زیادی که در زمان صدام در عراق داشته است و اکنون آنها را از دست رفته میبیند و دوستانی که در عراق دارد آنها همان بعثیها هستند، ناامنیها را ایجاد میکند و مخالفت اشغال عراق هم بود. پرچم مخالفت با اشغال عراق دست آقای شیراک بود، حال این موضوع چه ارتباطی با ایران دارد؛ ایران که مخالف بعثیهاست، ایرانی که مخالف بعثیهاست، ایرانی که مخالف القاعده است، ایرانی که دوست دولت عراق هست و دوستان عراق در مسند قدرتند و عراقی که همه مناطق هم رمزش با ایران امن است. پس میبینید واقعیت ماجرا غیر از این است که آمریکاییها اعلام میکنند، یعنی اسنادی که اعلام کردند، هیچ ارتباطی را با ایران ثابت نمیکند. هم این که اگر اینها بخواهند مقداری تحقیق واقعی کنند و با ناامنیها در عراق برخورد سیاسی نکنند، براحتی میتوانند ریشهیابی کنند که ناامنیهای عراق از کجاست؟
* از دیپلماتهای ما چه خبر؟ اکنون وضعیتشان چگونه است؟ آخرین اقداماتی که باری آزادی آنها صورت گرفته چیست؟
** دیپلماتهای ما در زندان آمریکاییها هستند و ایران از طریق دولت عراق و صلیب سرخ در حال پیگیری موضوع است. مقامات عراق هم خودشان ناراحت هستند و از این اتفاق متاثرند. چه مقامات کرد، چه مقامات بغداد ناراحتند. ما با همه مسوولان عراقی اعم از رئیسجمهور، نخست وزیر، وزارت خارجه، آقای بارزانی رئیس اقلیم کردی در تماس هستیم و برای آزادی دیپلماتها تلاش میکنیم.
آمریکاییها هم هیچگونه مستندات قانونی برای رفتار خود آنان ندارند.
* رفتار ما با مقتدی صدر و سپاه المهدی چگونه است؟
** رابطه ما با همه رهبران عراقی که دارای پایگاه مردمی هستند خوب است، چه شیعه، چه کرد، چه سنی عرب، چه مسیحیها، با همه آنها رابطهمان بسیار خوب است. با صدریها هم به همین شکل است، روابط ما خوب است و همه این مجموعه در پارلمان عراق حضور و در روند سیاسی موجود مشارکت دارند، طبیعی است ما با همه کسانی که روند سیاسی فعلی را قبول دارند و پی میگیرند، ارتباط و همراهی داریم، ما فقط با تروریستها حاضر نیستیم که هیچگونه همراهی و ارتباط داشته باشیم.
* فکر نمیکنید یکی از دلایلی که آمریکا، ایران را متهم به دخالت در عراق میکند، این است که آمریکا تحلیل درستی از قدرت نفوذ ایران در عراق ندارد، مثلا فکر کنند با گرفتن چند دیپلمات میتوانند نفوذ ایران را کاهش دهند؟
** نه، فکر میکنم آمریکاییها پس از چند سال فهمیدهاند ایران در عراق دخالت ندارد، نفوذ ندارد، این نفوذ هم یک نفوذ طبیعی و بومی است، ایران نه در عراق سرباز دارد، نه در عراق جاسوس دارد، ایران در عراق محبوبیت مردمی دارد، این هم به علایق و مذهب و قومی برمیگردد که بین دو ملت وجود دارد، اول بیشتر مردم عراق مسلمانند با ما دین مشترک دارند، دوم این که بیشتر مردم جامعه عراق شیعه و با هم هممذهب است، ثالثاً، قومیت دوم در عراق که کرد است از نظر نژادی خود را ایرانی میدانند. چهارم اینکه در دوران ستم صدام، ایران ملجا و پنگاه مردم عراق بود، هر کسی،چه مسلمان و چه غیرمسلمان، کرد، عرب، شیعه و سنی که قصد داشت از ستم صدام فرار کند، اولین جایی که به نظرش میرسید ایران بود و در طول این سالها هم مردمی که به ایران پناهنده شدند، جز مهربانی از مردم ایران چیز دیگری ندیدند. مردم عراق عاطفی هستند و در مقابل محبت، محبت میکنند. در نتیجه ایران محبوبترین کشورها در میان مردم عراق است. بعد از سقوط صدام هم تنها کشوری که در کنار مردم عراق ایستاد، برای برگزاری انتخابات، نوشتن قانون اساسی و تشکیل شورای حکومتی، ایران بود.
اینها را مردم عراق میفهمند. نکته دیگری که مردم عراق میفهمند این است که 6 تن از ائمه معصوم شیعه در عراق دفن هستند و برای مردم ایران عراق قبله عشق است. خوب آیا این طبیعی نیست که بین مردم عراق و ایران علایق مشترک فوقالعاده است؟ فکر میکنم آمریکا این مسائل را میفهمد؛ اما این که یک سری رفتارهایی با ایران میکند، مثلا دیپلماتها را میگیرند و ما را متهم میکنند، به این خاطر است که قصد دارند در داخل آمریکا یکی دو تا متهم معرفی کنند، اما این متهمان که هستند؟ اگر دولت آمریکا به مردم خود بگوید اکثر جوانانی که در عراق دست به عملیات انتحاری میزنند، از کشورهای عربی دوست آمریکا هستند آن وقت طبیعی است که دولت آمریکا نمیتواند به مردم خود پاسخ دهد که چرا شما کاری کردید که جوانان کشورهایی که با ما دوست هستند این قدر از آمریکا بیزارند که حاضرند خود را منفجر کنند. چون نمیتوانند پاسخ دهند، ایران را متهم میکنند. در منطقه هم چون قصد دارند برخی از کشورهای عرب را با خود همراه کنند، فشار را به گرده ایران میآورند.
* من میخواستم درباره ناامنیها در مناطق مرزی کشور هم صحبت کنم، در مناطق شرق کشور بحث عبدالمالک ریگی و گروه او یعنی جندالله مطرح است، ین گروه از کجا تامین میشود؟
** واقعیت این است که اصلا این گروه یک گروه مهمی نیست، کسانی که سابقه مسائل شرق کشور را دارند میدانند که طی سه دهه گذشته حوادث مختلفی در این ناحیه کشور رخ داده است. شاید بیشترین مشکل را ما سالهای پس از جنگ داشتیم، اشرار زیادی بودند که هم در رابطه با مواد مخدر کار میکردند، هم عامل ناامنی بودند، اما همه آن اشرار از بین رفتند؛ اشراری که بسیار قویتر از ریگی بودند. ماجرای ریگی هم ماجرای کوچکی است، درست است که خرابکاری میکند، اما این که آیا نیروهای جمهوری اسلامی موفق به تعقیب و انهدام این جریان نمیشوند، گذشته نشان داده کسانی که در شرق کشور شرارت ایجاد کردند، امروز از بین رفتهاند، این گروه هم از بین خواهند رفت، اما متاسفانه برخی مواقع رسانهها به شکلی نشان میدهند که گویی همه مناطق شرق کشور ناامن است، این واقعیت ندارد، حتی نیروهای جمهوری اسلامی عناصر این گروه را تعقیب و مجازات میکنند.
* از کجا تامین میشوند؟
** به نظر میآید که دولت پاکستان، یا دستکم بخشهایی از دولت پاکستان از این نوع جریانات حمایت میکنند.
* منظورتان واحدهای اطلاعاتی این کشور است؟
** تقریبا این گونه میتوانیم بگوییم که این جریان حمایت میکند، آنها هم اشتباه میکنند؛ چون ایران همواره تلاش کرده با پاکستان روابط دوستانه و حسنه داشته باشد، البته آمریکاییها خیلی به دولت پاکستان در مسائل مختلف فشار میآورند و دولت پاکستان هم دولتی قوی نیست که در مقابل فشار آمریکا مقاومت کند. یک بخش هم به آمریکاییها برمیگردد. شواهد و قرائنی هست که نشان میدهد آمریکاییها از این جریان حمایت میکنند.
شما ببینید برای رادیو فردا که متعلق به دولت آمریکاست، چقدر زننده است که صحبتهای ریگی را پخش میکند، بلندگوی یک آدم شرور و راهزن، رادیو فرداست. همین کافی است که بفهمیم فلسفه رادیو فردا چیست و هم نقش آمریکا در این موضوع چیست، چرا که هیچ رسانهای حاضر نمیشود بلندگوی یک راهزن باشد که هیچ هویت سیاسی، مذهبی و مردمی ندارد. موضعگیریای که علمای اهل سنت در سیستان و بلوچستان علیه انفجار اخیر در زاهدان کردند و کشتهشدگان حادثه را شهید نامیدند، علمای اهل سنت هم افرادی مانند ریگی را عناصری مفسد فیالارض و محارب میدانند.
* درباره گروه پژاک بگویید؟
** آنها اگر چه میخواهند نشان دهند رفتارشان منطقی است، اما به این نکته توجه ندارند که کشور ایران محل بازی با آتش نیست یعنی اگر تصور میکنند که اینجا میتوانند خارج از اراده حکومت حرکتی داشته باشند، این بازی با آتش است، بروند جایی دیگر، کاری نداریم که کجا، لذا آنها باید مواظب باشند که اگر رفتار خود را تغییر ندهند، طبیعتا جمهوری اسلامی تصمیم لازم را میگیرد و برخورد میکند.
* ما الان برخوردی با آنها نداشتهایم؟
** هنوز برخورد اساسی نکردهایم.