علی صالحآبادی
اعلام دستیابی ایران به چرخه سوخت هستهای، هر چند در داخل از آن به عنوان یک پیروزی درخشان استقبال شد، اما در خارج بار دیگر موجی از مخالفت علیه جمهوری اسلامی را برانگیخت. با توجه به آلایندگی سوختهای فسیلی و برگشتناپذیری آنها، هزینه بالای استخراج و پایانپذیری سوختهای مذکور بیش از نیم قرن است که دانشمندان دنیا را به فکر سوختهای جایگزین انداخته است. پس از جنگ جهانی دوم استفاده از نیروی نهفته در هسته اتم به جای انرژی ناشی از آب، مازوت، گازوییل و بهترین آنها یعنی گاز که برای به حرکت درآوردن پرههای توربینها انرژی الکتریکی قوت گرفت.
این انرژی به عنوان کالایی تفکیکناپذیر در زندگی بشر از یک قرن پیش به شمار میرود. به همین دلیل بحث جایگزینی سوخت هستهای در دستور کار همه دولتها از جمله ایران قرار گرفت. سازمان انرژی اتمی ایران برای رسیدن به این هدف در دهه 50 با همین هدف شکل گرفت. نیروگاه اتمی بوشهر نخستین واحد اتمی بود که در ایران ایجاد شد. قرار بود پس از آن چند نیروگاه دیگر از جمله دارخوین ایجاد شود و با راهاندازی این نیروگاهها، برق ایران و تعدادی از کشورهای حاشیه خلیجفارس از همین نیروگاهها تامین گردد.
وقوع انقلاب اسلامی و هشت سال جنگ عراق علیه ایران و شکلگیری اراده جهانی برای مقابله با استفاده ایران از انرژی هستهای رسیدن به این هدف را ناکام گذاشت. در پی این مخالفتها، نخست آلمانیها از بوشهر رفتند و سپس روسها جای آنها را گرفتند. هر چند تکنولوژیای که آلمان به ایران آورد مربوط به سالهای پس از جنگ جهانی بود، اما تکنولوژی روسها از آلمان نیز عقبتر بود. با رفتن آلمانیها و آمدن روسها راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر به رغم صرف میلیاردها دلار به تاخیر افتاد.
هر چند با این پیشینه هنوز مهندسان و تکنیسینهای روسی در بوشهر هستند، حقوق میگیرند و به وعدهشان عمل نمیکنند، سرانجام ایران براساس اعلام مقامات رسمی با تکیه بر دانشمندان، مهندسان و تکنسینهای خودی توانست به غنیسازی اورانیوم تا حدود 5/3 درصد دست یابد. این میزان غنیسازی اورانیوم میتواند راه را برای تولید برق اتمی که سالها وعده آن داده شده است، هموار سازد. کشورهای صاحب بمب اتمی عبارتند از آمریکا، روسیه، چین، انگلیس، فرانسه (دارای بمب هیدروژنی).
این کشورها عضو دایمی شورای امنیت هستند و فعالیت اتمی دیگر کشورها را زیر نظر دارند. علاوه بر این کشورها، آلمان، هند، قزاقستان، اسراییل، اوکراین، استرالیا، کانادا، کره شمالی و برزیل نیز دارای توان ساخت بمب اتمی هستند. حال این پرسش مطرح است که چگونه ایران با وجود این کشورها، قدرت هشتم اتمی گردیده است!
آنان که بر این باورند، ایران از کشورهای یاد شده پیشی گرفته است، آیا نباید دلایل خود را به صورت شفاف در اختیار رسانهها قرار دهند تا ملت ایران باور کند که به چنین پیشرفتهایی دست یافته و کشورهای صاحب نام و مهم را پشت سرگذارده و در مقام هشتم قدرت اتمی دنیا ایستاده است اگر قدرت اتمی کشوری در جهان هشتم شود، بیتردید ضریب امنیتش در برابر تهدیدات خارجی بسیار بالا رفته و ایرانیان برای این پیروزی به خود خواهند بالید، اما اگر کارشناسان و صاحب نظران پس از بررسی، رده ایران را رقم دیگری اعلام کنند، آن گاه باز هم خواهیم گفت از این پس از موضع یک قدرت اتمی با دنیا تعامل میکنیم و بر بام هستهای ایستادهایم؟
در شرایطی که ایران به چرخه سوخت کامل دست پیدا کرده البرادعی به ایران آمد تا موضع این کشور را در قبال بیانیه شورای حکام که از ایران خواسته است کلیه فعالیتهای اتمی خود را متوقف کند، جویا شود. هر چند برخی معتقدند مذاکرات البرادعی در ایران مثبت بوده است اما همه خبرگزاریها اعلام کردهاند که البرادعی به خاطر سرسختی مقامات ایرانی در خصوص ادامه فعالیت هستهای از تهران دست خالی برگشت.
در پی ناکام ماندن ماموریت البرادعی، اعلام شد که معاون وزیر امور خارجه چین که در حال حاضر این کشور ریاست دورهای شورای امنیت را عهدهدار است به ایران میآید تا ایران را وادار به پذیرش بیانیه شورای امنیت کند. از سوی دیگر دستیابی ایران به چرخه سوخت هستهای آن قدر برای کشورهای اتمی دنیا گران آمد که اعلام شد نشت 1+5 که یکبار در برلین و بار دیگر در لندن تشکیل شد برای بار سوم در مسکو با موضوع رسیدگی به آخرین گزارشها از فعالیت هستهای ایران در روز دوشنبه 29 فروردین در مسکو تشکیل جلسه میدهد تا بار دیگر درباره چگونگی موضعگیری در قبال پرونده هستهای ایران تبادلنظر کنند.
به یاد داشته باشیم که کشورهای اروپایی که در حال حاضر از ایران میخواهند پس از تعلیق غنیسازی اورانیوم به پای میز مذاکره بنشینند در سال 2003 در هنگامی که فشارها بر عراق از سوی آمریکا وارد شد به جد با هر نوع فشاری از سوی آمریکا از جمله تحریم اقتصادی و حمله نظامی به عراق مخالفت ورزیدند، اما اکنون به جای مخالفت با آمریکا، صرفا ایران را به مذاکره دعوت میکنند. به نظر نگارنده، در شرایطی که ایران پذیرفته است که در مورد عراق با آمریکاییها به مذاکره مستقیم بنشیند، تجربه رایزنیها با روسیه، چین و سه کشور اروپایی که این کشورها در خفا با توسعهطلبیهای آمریکاییها مخالف هستند نشان میدهد که آنها فشار آمریکا از مواضع خود عقب مینشینند.
از آنجا که ایران به چرخه سوخت اتمی دست یافته است، در صورتی که قصد ادامه غنیسازی را داشته باشد و یا حتی مصالحه احتمالی که احتمال آن با شرایط پیش آمده رو به کاهش است، بهتر است به جای گفتوگو با این کشورها که در سه سال گذشته در عمل نشان دادند که در نهایت با سیاستهای کاخ سفید به رغم میل باطنی خود همسو و همراه هستند میتواند با دیپلماسی فعال با همه کشورها از جمله آمریکا که اصلیترین بازیگر مسایل و مناسبات جهانی است به مذاکره و گفتوگو بپردازد.
عبور از شورای امنیت و یا به تعویق انداختن صدور قطعنامه از سوی آن شورا تنها از طریق گفتوگو، مذاکره، امتیازگیری و یا امتیازدهی و از آن مهمتر انعطاف در دیپلماسی امکانپذیر است. اگر این گونه شود احتمال مصالحه و عبور از شورای امنیت و بازگشت پرونده اتمی ایران به شورای حکام وجود دارد. بنابراین مردم از هر تصمیمی که اتخاذ شود و در آن صلح و آرامش و حقوق ایران به رسمیت شناخته شود، جانبداری خواهند کرد.