دکتر محمدمهدی مظاهری
سفر جلال طالبانی، رئیسجمهور عراق به تهران در حالی صورت گرفته که روند خشونتها و کشتار مردم بیگناه عراق، شتاب بیشتری به خود گرفته است.
افزایش ناامنی و بیثباتی فزاینده عراق باعث شده است، ایران با آمیزهای از نگرانی به تحولات داخلی این کشور نگاه کند، چرا که وخیمتر شدن اوضاع امنیتی عراق، خطر تجزیه این کشور را افزایش میدهد و بیشک اگر روند فروپاشی و تجزیه عراق آغاز شود، منطقه خاورمیانه با بحران جدی قومیتها و تنش فزاینده روبهرو خواهد شد. در صورت افزایش تنشهای قومی و عدم توانمندیهای نیروهای اشغالگر در مهار بحران و تجزیه احتمالی عراق، القاعده و دیگر گروههای ستیزهجو به تشدید درگیریها و مناقشه بین شیعیان و سنیها و دیگر اقوام و مذاهب عراق روی خواهند آورد. این در حالی است که ناتوانی و عجز نیروهای اشغالگر آمریکایی در برقراری ثبات و امنیت این کشور جنگزده باعث شده است، تیم جنگطلب بوش با وجود پیگیری سیاستهای تهاجمی در منطقه، اخیرا بار دیگر خواستار مذاکره و گفتگو با ایران برای برقراری امنیت در عراق شود.
در بررسی تحولات اخیر و نقش سازنده ایران در تحولات منطقه بویژه در عراق باید گفت:
1. ایران کشوری بزرگ و همسایهای مهم برای عراق است و با توجه به نفوذ معنوی خویش در میان شیعیان عراق و روابط مستحکم با کردها و گروههای میانهرو سنی، میتواند نقش مثبتی برای ایجاد ثبات در عراق ایفا کند.
2. سیاستهای تهاجمی دولت بوش در عراق و عدم توانمندی آن در ارائه الگوی جدیدی از دموکراسی برای منطقه باعث شده است، مسوولان عراقی با اذعان به مشکلات فزاینده داخلی، ایران را بارقه امیدی برای رهایی از دام اشغالگران ببینند.
3. مطبوعات عراقی و رسانههای منطقهای هفتههای اخیر با توجه به برقراری روابط بغداد و دمشق و تعامل 3 کشور ایران، سوریه و عراق برای حل مشکلات داخلی عراق و دیگر مسائل منطقهای، تحرکات اخیر را نقطه عطفی در تاریخ تحولات خاورمیانه دانسته و افزایش نقش ایران و سوریه در حل مسائل اخیر را شکستی دیگر در پیگیری سیاستهای یکجانبه و تهاجمی بوش قلمداد کردهاند.
4. به اعتقاد ایران، کلید حل مشکلات عراق، پایان اشغال این کشور و سپردن زمام امور به خود عراقیهاست، چرا که با وجود تبلیغات گسترده رسانهای آمریکا بر اهتمام این کشور برای برقراری دموکراسی و ثبات در این کشور، رفتار دوگانه آمریکا و حمایتهای پنهان و آشکار نظامیان آمریکایی از گروههای ستیزهجو، عامل اصلی گسترش ناآرامیهای اخیر بوده است.
5. امروزه در عراق به دلیل فقدان حکومت مرکزی مقتدر و نبود تجهیزات ارتش عراق، حاکمیت شبهنظامیان افزایش یافته است. امر مسلم این است که در دوران جنگ، زبان سلاح زبان غالب و تعیین کنندهای است. از این رو تنها راه حل منطقی برای جلوگیری از فروپاشی عراق و کاهش تنشها، ایجاد ساختار امنیتی جدید و تشکیل ارتش ملی است، البته این امر با خروج کامل نیروهای اشغالگر و اهتمام جدی مسئولان سیاسی و مذهبی عراق با اتکا به نیروهای مردمی میسر میشود.
6. منتهی دانستن اقدام نظامی علیه ایران از سوی دولتمردان کاخ سفید و تمایل مجدد آنان برای گشودن باب مذاکره به منظور حل و فصل مسائل از جمله عراق نشان میدهد، ایران قدرت نوین منطقه است. از این رو، ثبات خاورمیانه و کلید حل مشکلات آن در دست ایران است.
7. نکته آخر این که تحولات اخیر عراق و تمامی مسئولان این کشور مبنی بر رایزنیهای گسترده با مقامات ایران در زمینه امنیتی و اقتصادی نشان میدهد، حمایت بینالمللی از جنگ و اشغال بیش از گذشته کمرنگ شده و روی کار آمدن دموکراتها در آمریکا و تمایل آنان برای خروج نیروهای آمریکا از عراق، فرصت مناسبی را برای ارائه راهکارهای مسالمتآمیز در پایانبخشی به خشونتها، پیش روی مقامات تهران و بغداد قرار داده است.