محمدعلی احمدنیا
سیزده آبان یادآور ایامی است که سرنوشت مردم ایران را طوری دیگر رقم زد. انقلابی دیگر در عرصه سیاسی مملکت که تحولاتی شگرف را در عرصه سیاسی باعث شد؛ تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال 1358 به دست دانشجویان پیرو خط امام.
حرکت دانشجویان در اشغال سفارت آمریکا، تلاشی برای پایان دادن به ادامه مداخله آمریکا در ایران بود که دولت موقت یارای انجام آن را نداشت. مردم ایران که پیشینه نه چندان خوبی از حضور سالیان دراز آمریکا در ایران نداشتند و با پیشینه کودتای 28 مرداد 32 به این نتیجه رسیده بودند که توطئهای در پی فرار شاه از ایران و پناه دادن وی در آمریکا در راه است.
تسخیر لانه جاسوسی آمریکا از یک سو نقطه پایانی بر مداخلهجوییهای آمریکا در ایران گذاشت، موج عظیمی از شور و شعور ضد آمریکایی در منطقه به راه انداخت و سلطه آمریکا را در سطح بینالمللی فرو ریخت و از طرف دیگر جریان سازشکاری را که بر دولت موقت پس از انقلاب استیلا یافته و بدون توجه به خواستههای امام(ره) و مردم، انقلاب را با خط انحراف از اهداف اصیل خود مواجه کرده بود، به آخر خط رساند.
در فضای پرشور انقلابی سال 58 نیاز به تشدید تقابل با آمریکا که دولت وابسته شاه را مورد حمایت گسترده قرار داده بود، در همه رفتارها و سیاستهای دولت موقت مورد انتظار بود، اما شیوه و مشی دولت موقت با این خواسته و با سیر تند تحولات انقلابی، انطباق نداشت. لذا حرکت گروهی از دانشجویان برای اشغال سفارت آمریکا تلاشی برای پایان دادن به ادامه مداخله این کشور در مسائل داخلی کشور بود که دولت موقت یارای انجام آن را نداشت.
این رفتار دانشجویان در چارچوب تحولات زمان شکلگیری آن کاملا قابل درک است و به عنوان یک حرکت انقلابی در یک فضای انقلابی کاملا با آن وضع تناسب و سازگاری داشت.
در شکلگیری واقعه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا عوامل متعددی دخیل بودند که تقریبا همه این عوامل متأثر از عملکرد دولت آمریکا در قبال انقلاب اسلامی ایران بود. شاید نیاز به خیانتها و دخالتهای آمریکا در همه ارکان مملکت در قبل از انقلاب نباشد، ولی با وجود پیروزی انقلاب اسلامی دولت آمریکا دست از مداخلهگری در امور ایران برنداشت. آمریکا در این برهه از زمان همه امکانات و ارتباطات خود را به کار گرفت تا به نوعی انقلاب را به شکست بکشاند یا در مسیر آن ایجاد انحراف کند.
حرکتهای توطئهآمیز در سرتاسر کشور علیه انقلاب شکل گرفت که به گونهای آشکار دست آمریکاییها در وقوع آنها دیده میشد و عملا سفارت آمریکا به صورت یک مرکز جاسوسی و یک ستاد فرماندهی برای سازماندهی حرکتهای تعرفهافکن و تجزیهطلبانه درآمده بود.
طی همین ماهها، تحرکات تجزیهطلبانه تحت عناوینی چون خلق عرب در خوزستان، خلق کرد در کردستان، خلق ترکمن در گنبد، خلق ترک در آذربایجان و ... در کشور، برای انقلاب مشکل ایجاد میکرد و هر روز آشوب و بلوای جدیدی به راه میافتاد و شواهد مسلمی برای دانشجویان مسلمان و بسیاری از عناصر دلسوز انقلاب وجود داشت که سرنخ همه این اتفاقات سفارت آمریکاست.
بررسی عملکرد دولت موقت در این دوره نشان میدهد که آنها در آن مقطع به هیچ وجه با خواستهها و مطالبات امام(ره) و مردم همراه نبودند. رویهای که دولت موقت و برخی از مسئولان آن در پیش گرفته بودند، نه تنها مقابله با تحرکات و توطئههای آمریکا نبود، بلکه عملا همسو با سیاستهای آمریکا بود.
این نگرش در بین مردم که احتمال کودتای شبیه به کودتای 28 مرداد در راه است از دلایل اقدام و جنبش دانشجویی شده بود و به تعبیری میتوان گفت که با این اقدام دانشجویان به کلی دست آمریکا را از میهن اسلامی جدا کرد و شاید یکی از دلایلی که امام تعبیر انقلابی دوم را بکار برد، همین باشد.
مهمترین پیامد این اقدام، ایجاد یک جریان شفاف و صریح علیه سیاستهای استکباری آمریکا بود. یک جریان سیاسی که دولت موقت را هم در دست داشت، تلاش میکرد تا پس از پیروزی انقلاب، گذشته خیانت بار آمریکا را از ذهن مردم پاک کند و حتی توطئههایش علیه انقلاب را توجیه نماید، ما تسخیر لانه، جاسوسی این جریان را ناکام کرد و جهتگیریها را به سمت مقابله با توطئههای آمریکا کشاند. از طرف دیگر با افشای اسناد لانه سیستم جاسوسی و ارتباطات آمریکا در داخل کشور به طور کامل مختل شد و سرپلهایش در ایران لو رفتند و از همه مهمتر خود سفارت به عنوان یک جاسوسخانه رسمی و مطمئن از دست رفت. در سطح بینالمللی هم حادثه تسخیر لانه یک موج عظیم ضداستکباری آمریکا در سراسر جهان ایجاد کرد، روح امیدی در جان مردم تحت سلطه دمید و جسارت و جراتی برای همه دنیا به وجود آورد که به آسانی در برابر آمریکا بایستند و نه بگویند.
بررسی تسخیر لانه جاسوسی را از منظر بالا چنین میتوان ارزیابی کرد که ماجرا 13 آبان را باید براساس مقتضیات زمان خود، واکاوی کرد. این تحولات تحت تاثیر اعتراضات صریح و شدید به سیاستهای آمریکا در ایران شکل گرفته و به دنبال ادامه روند مبارزه با احیای این روابط، در کشور گسترش مییافت و مشی دولت موقت در انطباق با خواستههای عمومی قرار نداشت. از این رو انتقاد برخی مقامات از عملکرد دانشجویان پیرو خط امام به نظر منطقی نمیآید جدا از این که این واقعه براساس اصول دیپلماتیک نیز نبود.
اشغال سفارتخانه کشوری به منزله تجاوز به حریم آن کشور است ولی این اقدام با توجه به موقعیت زمان آن در سال 58 و سازماندهی برخی شورشها از سوی آمریکا که از سفارت این کشور طراحی و سازماندهی میشد غیرمنطقی جلوه نمیکند.
چه چیزی را از دست دادیم و چه چیزی به دست آوردیم؟
قطع روابطی نامطلوب و به دست آوردن استقلال، بیشک جای شبههای را باقی نمیگذارد که بدست آوردن این استقلال مرهون قطع شدن دستان مداخلهگران غربی بویژه آمریکا بوده است. تفهیم این شعار که ما میتوانیم، بزرگترین موضعی بود که در دوران پس از این رویداد ادامه داشت. مصداق بارز آن عقب راندن دشمن بعثتی، روند سازندگی کشور و در نهایت دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای است. شاید بتوان موضوع هستهای ایران و استقلال در بهرهبرداری از فناوری هستهای را بازخوانی دوباره تاریخ، ولی از نوع دیگر دانست.