بالاخره آن روز فرا رسید. اگر شما یکی از کسانی هستید که روی خودروی خود برچسب از سربازان آمریکایی در عراق حمایت کنید، چسباندهاید شما نیز ممکن است آنچه 72 درصد این سربازان آرزوی آن را دارند یعنی بازگشت به وطن را مدنظر قرار دهید. اگر شما اخبار را از تلویزیون یا روزنامه محلی خود دریافت میکنید یا حتی روزنامه نیویورک تایمز را میخوانید، اما از خواندن صفحات نقطهنظرات صرفنظر میکنید ممکن است نسبت به این نکته واقف نباشید که موسسه نظرسنجی زاگبی اینترنشنال بتازگی از 944 سرباز و تفنگدار دریایی آمریکایی مستقر در عراق یک نظرسنجی به عمل آورد.
براساس این نظرسنجی تقریبا سه چهارم این سربازان و تفنگداران معتقد بودند ایالات متحده طی یک سال آینده باید از عراق خارج شود. بیش از نیمی از آنان برای این عقیده بودند که ایالات متحده باید طی 6 ماه و 29 درصد اظهار کردند که باید فورا از عراق خارج شود. (این همان چیزی است که رئیس ستاد مشترک ارتش و نیز معاون رئیس جمهور ـ که هر دو از خدمت اجباری در جنگ ویتنام طفره رفتند ـ مایلند آن را قطع و فرار بنامند. نظرسنجی زاگبی باید خبر داغی باشد، اما پخش این خبر توسط اغلب روزنامههای جریان اصلی مطبوعات و با برنامههای خبری مهم تلویزیونی مورد بایکوت خبری قرار گرفت. یکی از سخنگویان زاگبی با تامل اظهار کرد:
این داستان (نظرسنجی) از آن داستانهایی است که از دوام زیادی برخوردار است. این سنجیها از آن نوع نظرسنجیهایی نیست که به سرعت دچار تغییر و تحول میشوند، بلکه آنها نظرات و عقاید محکم و استواری هستند که سربازانی که در مصاحبه شرکت کردند، اظهار داشتند.
ما دریافتیم این گونه نظرها در رسانههای گروهی امروز جایگاهی ندارد: بلکه از آنها برای روشن کردن دیگر داستانها در طول زمان استفاده میشود.
شگفت آن که این شلوغترین روزها از نظر میزان تلفن برای تهیه داستان و خبر نتیجه چندانی نداشت. یک توضیح محتمل برای این تناقض ظاهری این است که خبرنگاران بوضوح ارزش خبری این نظرسنجی را که آشکار کرده بود اکثریت عظیم نیروهای آمریکایی مستقر در عراق بر این عقیدهاند که جنگ در عراق به یک فاجعه تبدیل شده و دیگر این که زمان آن فرار رسیده است که آنها هر چه سریعتر عراق را ترک کنند، درک میکنند؛ اما مدیران ارشد نشریات اجازه چاپ چنین داستانهایی را نمیدهند.
به همین علت است. که نتایج این نظرسنجی به جای آن که به عنوان خبر داغ و فوری گزارش شوند در نهایت به عنوان ضمیمه با بخشی از داستانی بزرگتر گزارش میشوند همانطور که واشنگتن پس این کار را کرد و اطلاعات و آمار این خبر را وسط مقالهای که به روند نزولی محبوبیت رئیسجمهور بوش (که اکنون 34 درصد است) مربوط میشد، گنجاند.
به همین علت است که نیویورک تایمز در صفحات اخبار خود داستان این نظرسنجی را نیاورده و در عوض در ستون نظرات و دیدگاهها به قلم نیکلاس کریستف آن را چاپ کرد. این نظرسنجی که میان نیمه ژانویه و نیمه فوریه انجام شده از سربازان سوالاتی غیر از ماندن و جنگیدن یا بازگشت به وطن کرد. در میان دیگر نکات تکان دهنده، زاگبی دریافت:
در حالی که دولت (بوش) مدام از مبارزان خارجی به عنوان مشکل در عراق نام میبرد، تنها 26 درصد سربازانی که مورد سوال قرار گرفتند، عقیده داشتند حذف مبارزان خارجی شورش را تضعیف خواهد کرد.
شدیدترین مخالفت با ادامه وضع موجود در عراق از سوی سربازان گارد ملی و ذخیرههای ارتش اظهار شد؛ اما حتی میان تفنگداران فعال نیروی دریایی، افراطیترین سربازان حاضر در عراق، 58 درصد با بیرون کشیدن نیروهای آمریکایی طی یک دوره یک ساله موافقت کردند. تقریباً نیمی از سربازان ذخیره و گارد از ترک فوری عراق جانبداری کردند. در حالی که بوش درباره شروع کاهش شمار سربازان آمریکایی در عراق صحبت میکند، که شمار آنها در حال حاضر به 136 هزار نفر میرسد (با توجه به انتخابات آینده کنگره در نوامبر امسال این موضوع یک ضرورت سیاسی است)، بیشتر سربازان حاضر در عراق میگویند برای کنترل شورش مبارزان عراقی، تشدید بمباران هوایی و دو برابر تعداد فعلی سربازان، لازم است.
اکثریت نسبتاً قاطعی از سربازان مخالفت شکنجه و روشهای بازجویی تهاجمی بوده و 4 نفر از 5 نفری که مورد نظرسنجی قرار گرفتند، با استفاده از تسلیحات ممنوع مانند بمبهای ناپالم و فسفری مانند آنچه نیروهای آمریکایی در نوامبر 2004 در حمله به فلوجه استفاده کردند، مخالف بودند.
این گونه اطلاعات (نظرسنجیها) که مخالف با جریان فکری رایج درباره سربازان حاضر در میدان جنگ است، براساس استانداردهای خبرنگاری باید میان اخبار داغ و مهم باشد، اما تا این زمان رسانههای گروهی بیشتر اوقات با آن به عنوان اخبار حاشیهای برخورد کردهاند.
جهل و ناآگاهی کماکان پایدار درباره علل جنگ مثال خوبی است از این که چگونه این نوع روزنامهنگاری بزدلانه، گفتمان سیاسی موثر را در آمریکا تضعیف و ناکارآمد میکند. حتی در خود آمریکا، درصد عظیمی از مردم با تمام مدارک و شواهد موجود علیه آن، کماکان بر این باورند که حمله به عراق اقدام درست و معنیداری بود،چرا که صدام حسین پشت جریان حوادث 11 سپتامبر قرار نداشت همانطور که بوش نیز با اکراه و ناراحتی به پذیرش آن مجبور شد.
با این حال رسانههای گروهی در تبیین و روشن ساختن این که طبق گزارش زاگبی 85 درصد سربازان در عراق کماکان بر این باورند آنها برای انتقام گرفتن از نقش صدام در حملات 11 سپتامبر میجنگند، بسیار بدعمل کردهاند. روشنترین پیام نظرسنجی زاگبی این است: آنها که میخواهند از سربازان حمایت کنند اکنون میدانند خود این سربازان چه میخواهند. آنچه آنها میخواهند، ترک عراق است.
آن دسته از آمریکاییهایی که میخواهند کاری مهم و شایسته ماورای نشان دادن یک نوار زرد بیمعنی برای سربازان بکنند، میتوانند به روزنامههای محلی خود تلفن کنند. از آنها بپرسند چرا تاکنون مقالهای درباره آخرین نظرسنجی زاگبی به نگارش درنیامده است در ادامه آنها میتوانند به نمایندههای محلی اعضای گنگره زنگ بزنند و توجه آنها را به نظرسنجی فوق معطوف کنند و با تحکم از آنها بخواهند در حمایت از منافع سربازان آمریکایی به جنگ خاتمه بخشند.