فرید زکریا / ترجمه: کاوه شجاعی
برای غربیهایی که در مورد اصلاحات کشورهای مسلمان میپرسند، اخبار خوب و بدی دارم. خبر خوب اینکه روند اصلاحات در این کشورها آغاز شده است و البته متاسفانه این همه ماجرا نیست. اصلاحات در خاورمیانه با خشونت همراه بوده است. با این حال نمیتوان مسلمانان را به خشونت گرایی متهم کرد، نگاهی گذرا به گذشته نشان میدهد که اصلاح دینی در جهان مسیحی هم چنین روندی را طی کرده است.
در جریان آن دوران تاریک، مسیحیان از فرقه های مختلف همدیگر را قتل عام میکردند تا تفسیر «حقیقی» خود از دین را رسمی کنند. نمیتوان آن دوران تاریک و پر خشونت را با وضعیت فعلی خاورمیانه مقایسه کرد، با این حال حاضر همان روند در جهان اسلام رخ میدهد. عصر اصلاح دینی در خاورمیانه آغاز شده است. آنچه که امروز میان سنیها (85 درصد جمعیت جهان اسلام) و شیعیان (15 درصد) در خاورمیانه جریان دارد نشانههای آغاز دورانی تازه است.
ناظران غربی تحولات اخیر خاورمیانه و به خصوص عراق را نشانه شکاف فزاینده میان این دو گروه قلمداد میکنند. کشتارهای فرقه ای روزانه در عراق توجه کنید، هشدارهای شدیداللحن رهبران سعودی و اردنی درباره «هلال شیعی» را بشنوید و جنگ قدرت در لبنان را نظاره کنید. به نظر میرسد در بعضی از کشورهای خاورمیانه آرامش همیشگی میان شیعیان و سنیها از بین رفته است. جالب اینجاست که اخیرا در فلسطین اشغالی، مخالفان حماس، به این گروه سنی لقب شیعه دادهاند.
سیاستمداران واشنگتن این روند را زیر ذره بین گذاشته اند و از مشاوران خود میپرسند که درگیری های فرقه ای اخیر چه پیامدی برای عراق و سربازان آمریکایی مستقر در این کشور دارد اما برای لحظاتی به این فکر کنیم که روند اخیر برای القاعده به چه معنا است.
اسامه بن لادن و ایمن الظواهری ـ هر دو سنی ـ القاعده را به عنوان سازمانی پان اسلامیست تاسیس کردند تا مسلمانان را علیه غرب، اسرائیل و هم پیمانان آمریکا مثل عربستان و مصر متحد کنند. آنها دشمنی با شیعیان را تبلیغ نمیکردند. سران القاعده در فتواها و بیانیه های گوناگونی بدون اشاره به شیعیان، اقدامات «صلیبیون» و «یهودی ها» را محکوم میکردند.
اما تمامی ایدئولوژیها هنگام مواجهه با واقعیت دگرگون میشوند. وقتی بن لادن در دهه 1980 میلادی به پیشاور رفت تا با روسها در افغانستان بجنگد، با سنی های تندرویی هم پیمان شد که سالها اقلیت شیعه هزاره افغانستان را تحت ستم قرار داده بودند. حتی در آن موقع هم بن لادن به همدستانش اجازه حمله به شیعیان را نداد و در پیام هایش از واژههای ضد شیعی استفاده نکرد. با این حال بعد از اینکه طالبان سنی مذهب قدرت را در افغانستان در دست گرفت. جنگجویان عرب بن لادن از برنامه ضد شیعی میزبان خود ملا عمر پشتیبانی کردند.
عراق اما این روند را شدت بخشید. ابومصعب زرقاوی که خود را به عنوان رهبر القاعده در عراق منصوب کرده بود یک ضد شیعه تمام عیار به شمار میآمد. او در نامهای به بنلادن در فوریه سال 2004 اکثریت شیعه عراق را اینگونه توصیف میکند: «آنها راه ما را سد کردهاند، مانند ماری که در سوراخی مخفی شده باشد و مثل عقربی بداندیش و حیلهگر، آنها از آمریکا خطرناکترند، من دوباره میگویم که تنها راه این است که آن قدر بر آنها ضربه وارد کنیم که مجبور شوند به ما تعظیم کنند.» زرقاوی وهابی بود، فرقهای که گرایشهای شدید ضد شیعی آن از کسی پنهان نیست.
بن لادن و ظواهری به روشنی با خط مشی جدید القاعده عراق مخالف بودند و بن لادن سکوت در این مورد را ترجیح داد. آنها به این نتیجه رسیدند که القاعده عراق قدرتمندتر از آن است که بتوان برایش راه تعیین کرد. به علاوه گسترش احساسات ضد شیعی تنها راه القاعده برای بسیج اقلیت سنی به شمار میرفت. سنیها هم القاعده را به عنوان تنها متحد خود پذیرفتند. اما القاعده با یک مشکل روبهرو شده است: نفرت از شیعیان تنها در بعضی از کشورها نظیر عراق، پاکستان و عربستان سعودی توان رشد دارد. اکثریت جمعیت یک میلیارد و 300 میلیون نفری مسلمان به تبلیغات علیه شیعیان یا سنیها واکنش منفی نشان دادهاند.
سازمانی که میخواست سراسر جهان اسلام را به جهاد علیه غرب وا دارد، یک جنگ داخلی بی نتیجه را درون اسلام به راه انداخت. بن لادن میخواست دولت سعودی را سرنگون کند اما حالا با شاهزادگان سعودی که با قدرتگیری شیعیان مخالفت میکنند در یک جبهه میجنگد. این امر باعث میشود استراتژی ضد غربی القاعده با مشکل روبهرو شود و جاذبه القاعده رنگ ببازد.
این اختلافات القاعده را ضعیف میکند، اما تنها در یک صورت به نفع جهان اسلام تمام میشود و آن هم زمانی است که مسلمانان آن را به اصلاحی مذهبی رهنمون کنند. جنگ فرقهای فعلی باید به جدال عقاید ختم شود. رهبران دینی باید اجازه دهند قرائتهای دیگر از اسلام اجازه تنفس داشته باشند و تنها در این صورت است که القاعده تندرو روز به روز ضعیفتر میشود و تساهل جای جنگ فرقهای را خواهد گرفت.
کاخ سفید هم باید از گرفتن جانب یک گروه در پیکارهای فرقهای عراق پرهیز کند. تبلیغ تکثر دینی نه فقط به نفع مسلمانان که به سود ایالات متحده است که با القاعده بنیادگرا میجنگد. درگیریهای اخیر نباید به کشتارهای بیشتر ختم شود، این فرصت خوبی برای تسریع روند اصلاحات دینی است.