علی تتماج
در حالی که دولتمردان آمریکا خود را برای انتخابات میان دورهای پارلمانی آماده میسازند، محور اصلی تاثیرگذار بر این انتخابات بحران عراق میباشد که نتیجه نهایی آن کشتار صدها غیرنظامی بوده و هست.
از تحولات مهم در عرصه داخلی ایالات متحده که بر کل سیاست داخلی و خارجی آن سایه افکنده، برگزاری انتخابات میان دورهای پارلمان در 7 نوامبر میباشد. این انتخابات از آن جهت حائز اهمیت است که پیروزی هر کدام از احزاب دموکرات و جمهوریخواه اولا تا حدودی تعیینکننده پیروز احتمالی انتخابات ریاست جمهوری 2008 میباشد ثانیاً ادامه روند و یا دگرگونی در سیاست خارجی دولتمردان کاخ سفید به حضور اکثریت جمهوریخواهان و یا دموکراتها در مجالس سنا و کنگره وابسته است.
نکته قابل تامل در حاشیه انتخابات آمریکا نقش و جایگاه تحولات عراق در آن میباشد که به صراحت میتوان سایه این انتخابات بر تحولات جاری عراق را مشاهده نمود. دولتمردان آمریکا به خوبی آگاهند که بحرانهای ایجاد شده در عراق و ناتوانی اشغالگران در حل آن، شکست احتمالی جمهوریخواهان در انتخابات را در پی خواهد داشت لذا تمام تلاش آنها بر حل موقتی این بحران (تا 7 نوامبر) استوار گردیده که بعضا تحولات جدیدی را در عراق و منطقه در پی دارد، با توجه به جریانات جاری در عراق و سیاستهای اتخاذ شده از سوی دولتمردان کاخ سفید، تدابیر و راهکارهای واشنگتن برای استفاده ابزاری از بغداد در تبلیغات انتخاباتی از چند منظر قابل تامل میباشد.
1) اعمال فشار بر دولت بغداد و بهرهگیری از اظهارات همسو با خواستههای اشغالگران بخش اصلی سیاستهای تبلیغاتی نومحافظهکاران را شامل میگردد که تا زمان انتخابات ادامه خواهد داشت. در طی روزهای گذشته مقامات آمریکایی با برگزاری نشستهای مشترک با مقامات ارشد عراقی نظیر طالبانی و مالکی بر این اصل تاکید داشتند که دولتمردان عراق به تمجید از اشغالگران و لزوم حضور آنها حداقل طی یک دو سال آینده بپردازند تا به نوعی توجیهکننده اقدامات و حضور بلندمدت آمریکا در عراق و نشانهای بر مثبت بودن فعالیتهای آنها باشد. در این راستا آنها حتی از احتمال کودتا علیه مالکی خبر دادهاند تا با این تهدیدات او را وادار به تاکید بر حضور مفید اشغالگران نمایند.
2) از سیاستهای تکراری اشغالگران برای حضور در عراق، ارائه طرحهایی جدید برای آینده این کشور میباشد این اقدام با دو هدف اولا توجیه حضور بلندمدت ثانیا نشانهای بر پیروزی اهداف گذشته صورت میگیرد. اکنون در آستانه انتخابات بار دیگر این سیاست تکرار گردیده و آنها از تدابیری جدید سه مرحلهای خبر دادهاند. آنها با مخالفت با فدرالیسم تاکید بر وحدت کل عراق، دگرگونی در ساختار دولت، واگذاری امور امنیتی به دولتمردان عراقی، از طرحهای جدید خود خبر میدهند.
3) اجرای عملیاتهای گسترده در سراسر عراق و بازداشت مخالفان خود برای برقراری امنیت نسبی در عراق از دیگر راهکاری آمریکا در این مقطع میباشد. آنها اکنون بر اصل برقراری ثبات نسبی در کشور تاکید دارند که درگیری در شهرک صدر و العماره نمونههایی از این اقدامات میباشند. این نکته قابل ذکر است که آنها با حملات جهتدار به مناطق شیعهنشین، آنها را محور شرارت مینامند تا اختلافات داخلی را نیز تشدید تا از اتحاد تمام اقوام علیه اشغالگران جلوگیری شود.
4) القاعده همچون گذشته از سناریوهای آمریکا در عراق مطرح میگردد. سیاستهای اشغالگران حکایت از این امر دارد که آنها برای کاهش مخالفان و توجیه طرحهایشان، مبارزه با تروریسم را سرلوحه و اساس اظهاراتشان قرار میدهند. در مقطع کنونی نیز آنها با ارائه گزارشاتی مبنی بر بازداشت سران القاعده و نیز پخش نوار صوتی و تصویری از رهبران القاعده مبنی بر تضعیف و ناتوانی برای ادامه فعالیت، خود را در چارچوب سیاست مبارزه با تروریسم نشان داده تا موفقیتی بزرگ در عراق را به نمایش گذارند.
5) اشغالگران عراق هر زمان که در اجرای اهدافشان در این کشور ناتوان میمانند سناریوی محور شرارت از خارج را در دستور کار قرار میدهند. در هفتههای اخیر بار دیگر مقامات آمریکایی و انگلیسی اتهامات خود در قبال ایران و سوریه را به عنوان محورهای شرارت و عامل اصلی ناآرامی در عراق مطرح نمودهاند. آنها در اظهاراتی تکراری چنان وانمود میسازند که تهران و دمشق با دخالت در امور داخلی عراق، در عملکرد مثبت آمریکا برای حل بحران کارشکنی میکنند. البته آنها در تبلیغات خود چنان وانمود میسازند که آنها خواستار همکاری و مذاکره با ایران و سوریه برای حل بحران عراق میباشد اما این کشورها به خاطر همکاری با القاعده و حفظ منافعشان در بحران حاضر به پذیرش این طرحها نمیباشند.
با تمام این تفاسیر هر چند که مقامات کاخ سفید برای انتخابات میاندورهای تبلیغات در عراق را محور قرار داده و تلاش برای حل آن را در دستور کار دارند اما تحولات همچنان مخالف خواستههای آنها در جریان است.
افزایش تلفات نیروهای آمریکا در عراق، تشدید مخالفتهای مردمی با سیاستهای اشغالگران که توجیه حضورشان را ناکام گذارده است. افشای ابعاد جدیدی از جنایات اشغالگران بویژه مقامات سابق آمریکا که بیداری افکار عمومی ایالات متحده از سیاستهای تبلیغاتی نومحافظهکاران را در پی دارد و... از عوامل شکست سیاستهای تبلیغاتی متحدان بوش برای انتخابات میباشد. این تحولات سبب شده تا بار دیگر همگان بر این اصل تاکید نمایند که برخلاف شعارهای نومحافظهکاران، تنها راه پیروزی در جنگ عراق خروج از این کشور میباشد و نه حضورشان هر چند که همچنان بوش و متحدانش بر اصل حضور در عراق تا پیروزی کامل تاکید و حتی شکستهایشان را سرآغاز برای پیروزیهای بزرگ در آینده اعلام میکنند.