آزادی آزادمنش
طبق آمارهای رسمی در ایران، بین 5/2 تا 3 میلیون معتاد وجود دارد که هر کدام به خانوادهای تعلق دارند و هر خانوار با 4 نفر وابسته نزدیک حداقل 10 میلیون ایرانی را درگیر اعتیاد میکند. وقتی حمل و توزیع و مصرف ممنوع است و نیروهای مسئول گوش به زنگ، اینها از کجا مصرف خود را تامین مینمایند؟ با توجه به آمار کشفیات ماهانه و سالانه نیروهای انتظامی که جدول آن در 7 ماهه اول سال ضمیمه است پس یک واقعیت وجود دارد و آن مصرف کننده است و دولت که برای حفظ بهداشت عمومی حاضر شده است که به او سرنگ مجانی برای جلوگیری از انتقال بیماریهای خونی مثل ایدز و هپاتیت بدهد یعنی اعتیاد را پذیرفته است. ولی مصرف را عقلا قبول دارد اما رسما نه.
در سال 1337 عدنان مندرس نخستوزیر وقت ترکیه در مقابل پارلمان و سوال از او که دولت شما چه کار درخشانی انجام داده است، پاسخ داده بود که بزرگترین خدمت من به ملت ترک، وادارسازی آمریکا به این بود که کشت تریاک را در ایران قدغن نماید تا کشاورزان تریاک کار، ترک، پولدارتر و تجارت آن سودآورتر گردد و چنین، و به جای کشت خشخاش زعفران جانشین آن گردید. این گیاه حرامزاده که بین 14 تا 28 سال زمین را به پیاز خود اختصاص میدهد، حدود 1 ماه در طول سال مراقبت میطلبد و کشاورز با نشستن و مالیدن خود بر زمین آن را بایستی قبل از طلوع آفتاب و فرا رسیدن شب پاک کند یعنی کلاله آن را جمعآوری نماید.
فرآیند خشک شدن مشکل ـ فروش در بازار مشکلتر و بیکاری طولانی کشاورز از هر دو سختتر است و اگر هم پولی داشته باشد، کشیدن تریاک تفریح او خواهد بود. منتهی دولت وقت ایران در سالهای 1348 به بعد که از مقابله با قاچاقچیان مواد مخدر خود را ناتوان یافت به معتادان بالای 60 سال سهمیه داد. بعدا هم کشت محدود و کنترل شده را جهت مصارف دارویی و درمانی اجازه داد که تا حدی از شدت قضیه کاسته شد.
با توجه به تجارب حاصل از فعالیتهای مربوط به مواد مخدر در دوران انقلاب اکنون هم در نقاط مرز کشور نزدیک به مناطق کشت خشخاش کشورهای همسایه به کشاورزان ایرانی اجازه کاشت کنترل شده داده شده و معتادان غیرقابل ترک، شناسنامهدار و سهمیه مختصری دریافت کنند و به جای تشویقات صوری و زبانی اروپاییان ولو این که برای سه سال آینده میخواهند 21 میلیون دلار هزینه کنند. ترانزیت کالا از مرز تا مرز صورت گیرد تا احساس نگرانی واقعی در غرب به وجود آید تا جهان را برای مبارزه یکپارچه آماده کند و از کشته شدن بهترین فرزندان این آب و خاک به دست اشرار قاچاقچی جلوگیری شود، نه این که هزینه سنگین مبارزه با ایران بپردازد و آنها سرخوشی کنند.
مگر مواد مخدر از مالاریا و وبای التور کمتر است؟ چنانچه راهکارهای گذشتگان به کار نیاید در داخل هم با شناخت نیازهای واقعی معتادان و رسیدگی به آنها آمادگی روانی ترک را در آنها ایجاد کرده و از همه مهمتر این که روحانیت با گشودن جبهه مبارزه در مقابل بعضی از فتاوای تاریخی که به نام دین و شریعت اسلامی صادر شد و با صدور فتاوای صریح و روشن در تحریم تولید ـ فروش ـ مصرف و حتی حصر اجتماعی برای سرپیچیکنندگان از این دستورات برای فرد فرد ایرانی تکلیف دینی تعیین کنند تا این اتهام که علمای تشیع در برابر مواد مخدر سکوت دارند.