*از روند مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا در روزهای اخیر اخبار خوشایند به گوش نمیرسد. تحلیل شما در مورد این قضیه چیست؟
**احمد پیشبین: جمهوری اسلامی در تمام ابعاد با آژانس و کشورهای اروپایی مذاکرات گستردهای انجام داده و اعلام کرده است: به دنبال جنگافروزی و ساخت سلاح هستهای نیستیم ما طبق NPT بنا داریم از انرژی هستهای به طور صلحآمیز برای فعال کردن کشورمان استفاده بکنیم. تمام کشورهای دنیا میدانند که ما جز صداقت کار دیگری انجام ندادهایم. کشورهای اروپایی میدانند که ایران کشوری بزرگ در خاورمیانه است و مبادلات زیادی با کشورهای اروپایی دارد. کشورهای اروپایی به ما احتیاج دارند. لذا به نظر من کشورهای اروپایی میخواهند مذاکرات ادامه پیدا کند، اما تحت تاثیر امریکا شرایط را برای خودشان سخت کردند.
*به نظر شما علت شکست مذاکرات با اروپاییها چیست و چشمانداز این قضیه را چگونه میبینید؟
**پیش بین: من امیدوارم کشورهای اروپایی با عقل و تدبیر تصمیم بگیرند نه این که ارتباط خود را با کشوری مانند ایران قطع کنند. آنها احساس کردند که ایران میتواند یک طرف مبادله با آنها باشد و از نظر اقتصادی میتوانند با ایران روابط خوبی را داشته باشند.
*کشورهای اروپایی به این نتیجه رسیدند که غنیسازی ما برای هیچ کشوری ضرر ندارد و کار تحریم نفعی برای اروپا ندارد. آیا در مجلس و کمیسیون امنیت ملی برای گزینههای متعدد واکنش مناسبی اتخاذ شده است که بتواند تامین کنند منافع ملی از یکسو و امنیت ملی از سوی دیگر باشد؟
**پیشبین: چنانچه کشورهای اروپایی بعد از این همه مذاکره باز هم بخواهند تحت تاثیر آمریکا شیطنت کنند، مجلس تصمیم گرفته است ارتباط با آژانس را قطع کند، مجلس اجازه نمیدهد که آژانس هر وقت که خواست کارشناسهای خود را بفرستد و بازرسی کنند چون به نظر ما بینتیجه است و در حقیقت آژانس هیچ اختیاری از خود ندارد. آژانس بازدید میکند و گزارش خود را ارائه میدهد، ولی عملکرد چیز دیگری است و پرونده ما را به شورای امنیت میفرستد.
شورای امنیت، کشورهای اروپایی و غیر اروپایی و از جمله کشورهای غیرمتعهد یکپارچه به نفع غنیسازی ایران رای دادند ولی متاسفانه کشورهای خودکامه هیچ توجهی به این رایها ندارند.
*ظاهرا روند مذاکرات در روزهای آخر مثبت نبوده است، به نوعی پرونده هستهای ایران حاد شده است، البته خاصیت دیپلماسی و صحنه سیاسی خارجی همین است که همیشه فراز و نشیبهایی داشته باشد. الان هم در یکی از این مقاطع به سر میبریم. یک تحلیل روشن میتواند به افکار عمومی، حمایت آنها و داوری مردم کمک بکند نظر ما در این خصوص چیست؟
**خرم: اتحادیه اروپایی همچنان میخواهد با ایران مذاکره کند. روند مواضعی که در حال حاضر از مقامات رسمی و غیررسمی اروپایی شنیده است حاکی از مذاکره با ایران است. اما از نظر کلی ما الان در دورهای هستیم که آزمایش هستهای کره شمالی انجام شده است و جهان نسبت به نقض معاهده عدم اشعه سلاحهای هستهای حساسیت نشان میدهد و جهان میخواهد این آرامشی که الان به صورت تبعیض آمیز در اختیار دارد حداقل آن را ادامه بدهد. آنها پذیرفتهاند که 5 کشور دارای سلاح هستهای باشند و دیگر کشورها نمیتوانند از این فناوری استفاده کنند.
*چرا مذاکرات با اروپاییها اینقدر استمرار پیدا کرده است و این قضیه چه فراز و نشیبهایی دارد. تحلیل شما در مورد این مساله چیست؟
**زیباکلام: مساله اساسی به این صورت است که در هر دو طرف بحث مساله هستهای شدن ایران، 2 جریان تندرو وجود دارند و هیچکدام از 2 طرف خواهان مصالحه و مذاکره نیستند. بنابراین اینها چندان علاقهای ندارند که بر سر مساله هستهای یک توافق و سازش بین ایران و غرب به وجود بیاید. ما درباره 2 مساله اساسی میخواهیم با غربیها مذاکره کنیم:
1. غنیسازی چون حق مسلم ما است، اگر بخواهیم آن را متوقف کنیم داوطلبانه است و باید مدت آن مشخص باشد.
2. حالت که از حق غنیسازی گذشتیم غربیها چه امتیازی به ما میخواهند بدهند. انتظار ما این است که غربیها روی بخش انرژی، مخابرات و... سرمایهگذاری کنند. از ما خواستند مذاکره به مدت چند هفته شروع شود و غنیسازی را متوقف کنیم. اما یک مرتبه همه چیز به هم خورد. برخی از مسوولان گفتند که ما اصلا غنیسازی را متوقف نمیکنیم و براساس همین گفته، غربیها حرف خود ما را به خودمان زدند یعنی برای چه چیز با شما مذاکره کنیم و چه تضمینی برای تعلیق غنیسازی به ما میدهید. پس عملا باب مذاکره بسته شد.
در حال حاضر یکسری ابهاماتی در پرونده هستهای ایران وجود دارد و کار به جایی کشیده شده است که فقط لازم است یک صدا شنیده بشود چه از طرف ایران و چه از طرف غربیها.
*اساسا متغیر داخلی را در این پرونده موثر میدانید یا خیر؟ ارزیابی شما در این خصوص چیست؟
**خرم: رآکتوری که ما در حال حاضر در اراک داریم در حال ساخت آب سنگین است نه آب سبک و هدف آنها این است که آن تعطیل بشود و به جای آب سنگین آب سبک ساخته شود. درست است که متغیر داخلی در مذاکرات موثر است اما به طور خلاصه همه تحلیل این نیست زیرا اتحادیه اروپایی قبل از آزمایش هستهای کره شمالی صحبتهای رئیس جمهور را شنیده بود و به رغم آن بر گزینه مذاکره تاکید میکرد. در دیپلماسی سیاه و سفید غریبند. در دیپلماسی در نهایت تنگنا هم یک چراغی روشن میشود. موضوع مذاکره چیزی نیست که اگر ایران بگوید تعلیق نمیکنم اروپاییها دست از مذاکره بردارند. حتی آنها پیگیر مذاکره هستند تا یک راهی برای خروج از بنبست مذاکره پیدا کنند. هیچ وقت نه اروپا و نه هیچ کشور دیگری منهای گروه تندرو با ایران خصومت نداشته است.
*تحلیل شما از اعمال تحریم علیه ایران چیست با توجه به این که مسوولان ایران هم گفتند که ما تعلیق غنیسازی را انجام نمیدهیم؟
**بخشایشی اردستانی: به نظر من بحث کره شمالی به بحث پرونده هستهای ایران بسیار کمک کرده است به دلیل این که اتحادیه اروپا میخواهد نقش خود را نشان دهد. موضوع ایران این است که ما غنیسازی را در حد 3 درصد انجام میدهیم. بحث کره شمالی خیلی حساس و حاد است. کره شمالی مسیرها را تمام کرد و در سال 1989 بود که امریکاییها گفتند کره به دنبال ساخت سلاح هستهای است. دهه 1990 کره شمالی از NPT خارج و خیلی راحتتر شروع به کار کردن کرد زیرا در گذشته امریکا نمیگذاشت آنها به سلاح هستهای دست پیدا کنند. با توجه به حساسیتی که ژاپن و کره جنوبی داشتند امریکا وارد بازی شد. فضایی که برای کره شمالی به وجود آمد برای ایران حائز اهمیت است. هر کشوری که بتواند غنیسازی را تا حد 5 درصد انجام بدهد میتواند به طور طبیعی تا حد 70 درصد نیز انجام بدهد. امریکا مسیر کره شمالی را با ایران دنبال میکند.
هر وقت که امریکا میخواهد با ایران رابطه داشته باشد یک گروه تندرو در داخل این اجازه را نمیدهد و هر وقت که ایران بخواهد با امریکا رابطه برقرار کند یک گروه تندرو امریکایی اجازه نمیدهند. امریکاییها با شدت با ایران برخورد خواهند کرد و ایران هم کار خود را انجام میدهد اسرائیل دوست دارد که توازن منطقه در دست خودش باشد و اگر ایران بیاید این توازن را از او بگیرد معنیاش این است که توازن منطقهای برای اسرائیل بهم میخورد. امریکا همان مسیر کره را با ایران در پیش خواهد گرفت.
*بحث کره شمالی با بحث پرونده هستهای یک طوری گره خورده است تحلیل شما چیست؟
**زیباکلام: بسیاری از تحلیلگران ایرانی نیز بحث کره شمالی را با بحث پرونده هستهای ایران یکی میدانند ولی این دو جدا هستند زیرا کره شمالی عملا به جز قوای مسلح و ارتش هیچ چیز ندارد و هر چه درآمد دارد صرف قوای مسلح میکند. به همین دلیل است که نیمی از مردم کره شمالی در گرسنگی به سر میبرند و از کشورها یکدیگر مانند کرهجنوبی، چین، استرالیا و ژاپن مرتب مواد غذایی ارسال میشود. اگر ما به واقعیتها درست نگاه کنیم میبینیم که خود مسوولان کره شمالی هستند که به دنبال سلاح هستهای رفتهاند. انفجار هستهای کره وضع ایران را از جهانی بدتر کرده است. درست است که ایران میگوید ما از 3 درصد و 5 درصد غنیسازی که مختص نیروگاه هستهای است جلوتر نخواهیم آمد اما اگر مسوولان تغییر کنند میگویند که شرایط د آن زمان آن طور اقتضا میکرده است اما در حال حاضر شرایط فرق میکند. در حال حاضر امریکا بهانه خوبی دارد که الان اگر جلوی ایران گرفته نشود فردا ایران هم تبدیل به کره شمالی خواهد شد. اگر ایران به این سمت برود، احتمالا مصر، عربستان، افغانستان و... خواهند رفت. اگر کره شمالی را تحریم بکنند هیچ اتفاقی برای این کشور نمیافتد چرا که هیچ چیز از خود ندارد ولی اگر ما تحریم بشویم صنعت حمل و نقل ما متوقف خواهد شد. در حال حاضر خشم چینیها از امریکاییها بیشتر است زیرا که چینیها از کره شمالی خواسته بودند به سمت آزمایش هستهای نرود اما باز میبینیم که رفت.
*صورتبندی در جریانات پرونده هستهای بعد از آزمایش کره شمالی هیچ تغییری نکرده است. آیا به نظر شما همه جریانات به دنبال مذاکره هستند و در آن سو یک امریکا داریم که به دنبال تحریم است و یک روسیه و چین داریم که به دنبال سود بازرگانی هستند؟ آیا روسیه برای ژئو پولیتیک منطقه اهمیت خاصی قائل است؟
**خرم: اگر تحلیلهای تحلیلگران امریکایی را در این 3 هفته مطالعه کنیم میبینیم که خصومت 60 ساله امریکا با کره شمالی عاملی بود که همواره میخواست امریکا، کره شمالی را از زمین محو کند و کره شمالی در مقابل امریکا ایستادگی کرد و دست آخر به این نتیجه رسید که اگر سلاحی نداشته باشد که از خودش دفاع بکند امریکا این کشور را نابود میکند، یا این که با یک جنگ رهبران کره را برکنار میکنند. لذا این تحلیل، تحلیل خود امریکاییهاست. در این فاصله حتی اروپاییها در یک هفته گذشته انتقاد جدی به امریکا داشتند زیرا در سال 1994 یک موافقتنامه بین دولت کلینتون و کره شمالی امضاء شد که براساس آن امریکا یک بسته پیشنهادی به کره شمالی داد که مطابق آن، امریکاییها راکتور آب سنگین را بردارند و جای آن آسیب بگذارند و تسهیلات اقتصادی نیز برای آنها فراهم کنند. کره شمالی نیز ان را قبول کرد اما در سال 2001 بعد از روی کار آمدن جمهوریخواهان بوش اعلام کرد که دولت کلینتون و کره شمالی روشی را اتخاذ کردند که روش غلطی بود و بایستی این روش را کنار گذاشت و با مشت آهنین با کره شمالی برخورد کرد. به نظر من توجه به این قضایا، باید با چشم باز به جهان نگاه کرد اگر ما بخواهیم به متغیرهای داخلی و خارجی نگاه کنیم در هر 2 مورد اشتباه میکنیم، فضایی که آزمایش هستهای کره شمالی را به وجود آورد وضعیت پرونده هستهای ایران را وارد یک فازی کرد که تا حدودی مصنوعی است. امریکاییها به جهت این که نتوانستند همه آنچه را که میخواهند در قطعنامه علیه کرهشمالی به دست بیاورند میخواهند روی ایران تست کنند. یعنی اگر در مورد کره شمالی یک عقبه به عنوان روسیه و چین وجود دارد در مورد ایران چنین عقبهای وجود ندارد. این نقطه نگرانی است که مسوولان باید به آن توجه کنند. آرایش این پرونده به شکل سابق نیست. در شکل سابق مذاکرات یک جای عمده ای داشت که جناح میانهرو یعنی اتحادیه اروپایی نزدیک به روسیه و چین شده بود. ولی الان تمام کشورها به این نتیجه رسیدهاند که نباید دومینوی کره شمالی دوباره اتفاق بیفتد و ایران نیز به سلاح هستهای دست پیدا کند. همانطور که میدانیم همه امتیازاتی که کره شمالی باید داشته باشد داشت ولی ما نداریم. اقتصاد ایران یک اقتصاد صد میلیارد دلاری ولی اقتصاد کره شمالی یک اقتصاد چند میلیارد دلاری است. بنابراین اقتصاد ما قابل قیاس با کره شمالی نیست. ضربهپذیری ما قابل قیاس با کره شمالی نیست. ما میتوانیم ضربهپذیرتر باشیم بنابراین بایستی حواسمان جمع باشد. زیرا در مورد کره شمالی یک روسیه و چینی وجود دارد که جلوی امریکا بایستند ولی ما نداریم. موضوع ایران حداقل از نظر زمانی 15 سال با کره شمالی فاصله دارد. موضوع ایران یک موضوع کاملا صلحآمیز است. متاسفانه نوع برخورد شورای امنیت با کره شمالی همان برخوردی است که با ایران میکند.
*به نظر شما باید چه اقدامی کنیم که مدل کره شمالی نشویم و مثل آنها تلقی نگردیم؟
**زیبا کلام: به گمان من 2 راه بیشتر وجود ندارد: 1 برنامه هستهای مان را آن شکل که خودمان میخواهیم و به خیر و صلاح خود تشخیص میدهیم به جلو ببریم 2. ما بایستی سعی بکنیم حداقل طیفهای معتدل و میانهرو در عرصه بینالملل را با خودمان همراه کنیم. حداقل میباید کشورهای آلمان، فرانسه و ایتالیا را با خودمان همراه کنیم و ما تا ظرف چند هفته دیگر میتوانیم هر کاری که بخواهیم انجام دهیم و آنها هم هر کاری که خواستند انجام میدهند.