دکتر محمدرضا جمالی
مفاهیم اصولگرایی به قدر کافی از وضوح و شفافیت برخوردار میباشد که نباید گروههای اصولگرا در «اصطلاحات» و «الفاظ» بند شوند و به نوعی دیگر واژهپردازی شوند.
اصولگرایی یک «روح» دارد و آن خلاصه شده در این حقیقت است که سمت و سوی هر کار و تحرکی باید به سوی «خدا» باشد و تا نیت صحیح نباشد در رسیدن به مقصد به بیراهه رفتهایم اگر چه با هزار اصول علمی و عملی انجام شده باشد.
در واقع مرز تفکر اصولگرا با تفکرات پوزیتویستی که در ساحت «علم و تکنیک» خود را بروز و ظهور میدهند، در این نکته نهفته است و آن «حقیقت ایمان» است که از آن تعبیر به «گوهر قدسی» مینماییم.
به صورت روشن در جریان اصولگرا عملی نباید صادر شود و آن به طریقی و به برهانی سمت و سوی الهی نداشته باشد.
در فلسفه سیاسی مغرب زمین، اساس حکومتداری و اندیشه کشورداری بر رام کردن طبیعت انسانی بوده است و در هر مقطعی بین دو واحد «ملت» و «حاکم» فراز و نشیبهایِی بوده که در یک مقطع به نفع حاکم و در مقاطع دیگر به دنبال ایجاد تعادل بین ملت و حاکم بودهاند، اما در اندیشه اصولگرایی به دلیل ماهیت قدسی آن «نیت» و «شرط عمل» جایگاه ویژهای دارد.
شاید بر این منظر است که در تفکر اصولگرایی «وعده و وعید» و «توجیه» هیچ جایگاهی ندارد، امری که به عنوان یک سنت و شیوه در مبارزات انتخاباتی و تبلیغاتی در غرب جا باز نموده است.
بنابراین اصولگرایی این اقتضا را دارد که بر منزلی پای فشارد و تاکید کند که آن به صورت بالقوه از استعداد آکنده باشد.
شق دوم اندیشه اصولگرایی که در حقیقت به عنوان کالبد آن مطرح میشود، کارآمدی به عنوان ماهیت کلی حرکت اصولگرا محسوب میشود.
استفاده از علم، تکنیک و اندیشههای روز و بهرهگیری از فناوریهای نوین علمی برای ارایه یک دانش مدیریتی مبتنی برخرد به عنوان مولفههای «کارآمدی» محسوب میگردد.
اساسا در جوامع انسانی صرف نظر از خلق و خوی آنها، ارایه یک مجموعه فعال و کارآمد که بتواند گرهگشایی از معضلات فراروی جامعه انسانی باشد امری ممدوح و مستحسن است.
اهمیت عنصر «کارآمدی» به قدری است که اندیشمندان حوزه اندیشه سیاسی در عصر جدید آن را به عنوان «وزنه» حکومتها عنوان کردهاند.
این که یک حکومتی تا چه میزان میتواند در اداره صحیح کشور خویش بکوشد، ملاک و معیار قوت و ضعف آن میباشد و اساساً ارتباط دوسویهای بین عنصر کارآمدی و دوام دولتهای به وجود آمده است.
جریان اصولگرا باید با تکیه بر دانش و مهارتها و تجربیات موجود طرح نویی در ارایه یک الگوی مطلوبی از «کارآمدی» ارایه نماید.
استفاده از عناصر متدین، امتحان پس داده و دانشورز میتواند عنصر کارآمدی را از قاعده هرم جریان به بدنه جریان و به سوی نقاط تصمیمگیر تسهیل نماید.
یقیناً یکی از ملاکهای مهم ارزیابی مردم در اقبال به جریانات سیاسی در نظر داشتن «کارآمدی» است و باید این عنصر در زندگی روزمره مردم ملموس باشد. در این خصوص خیلی نباید پیچیده فکر کرد، بلکه باید با واقعیتهای جامعه آشنا بود.