محمدرضا نظامدوست/رایزن فرهنگی ایران در سفارت اتریش
اسرائیل به عنوان موجودی که زاده صهیونیزم جهانی و حمایت سیاسی غرب است، نزدیک به نیم قرن موجب ایجاد تنش و درگیریهای خرد و کلان در منطقه حساس خاورمیانه بوده است.
زمامداران اسرائیل که همواره خود را مستظهر به حمایتهای سیاسی و عملی قدرتهای بزرگ میدانند، با تکیه بر آن توانستهاند تا کنون حاشیه امنی برای خود در منطقه و نیز در سطح بینالمللی ایجاد کند. این در حالی است که بدترین مصادیق نقض حقوق بشر در سرزمین اشغالی فلسطین، توسط رژیم صهیونیستی به وقوع میپیوندد ولی هیچگاه اقدام جدی برای برخورد با ناقضان این حق دیده نشده است. رژیم صهیونیستی به دلیل شواهد آشکار در نقض حقوق بشر، بارها در مجامع سازمان ملل و کنفرانسهای جهانی محکوم شده است در حالی که حمایت قدرتهای بزرگ مشوق این رژیم در ادامه جنایاتش بوده است.
احداث دیوار حایل و تهاجم به مناطق خود مختار فلسطینیان از جمله اقدامات ناقض حقوق بشر از سوی این رژیم است که اسرائیل با وجود پذیرفتن عهدنامهها و قواعد بینالمللی، در انجام آن اصرار میورزد. حق انتخاب مردم در هر سرزمین برای تعیین سرنوشت حقوقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود از بدیهیات حقوق بینالملل است که در اسناد بینالمللی مربوط به حقوق سیاسی و مدنی مورد تاکید قرار گرفته و هیچ قاعده یا شرایطی نمیتواند این حق را زایل کند. این در حالی است که متاسفانه ملت فلسطین سالهاست نه تنها از این حق محروم هستند بلکه اصل جان و مال و هویت آنها نیز دائماً زیر فشار و تعرض قرار گرفته است.
حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین فارغ از مذهب، اصولیترین مساله برای حل بحران فلسطین محسوب میشود و تا این اصل بنیادین پذیرفته نشود، نمیتوان به حل بحران امیدوار بود. این حق تا بدانجا نقض میشود که رای ملت فلسطین به برگزیدگان خویش نیز از سوی مجامعی که داعیه دفاع از حقوق بشر دارند مورد ظلم قرار گیرد. در این زمینه محدودیتهای اعمال شده در مورد دولت منتخب فلسطینیان توسط غرب و تحت فشار قراردادن حماس با هیچ قاعده حقوقی همخوانی ندارد. در حالی که حفاظت از حقوق ملت و برگزیدگان روشهای لازم برای پیگیری مطالبات فلسطینیان نیز حق مشروع این دولت منتخب است محدودیت های وارده بر دولت فلسطین نشانه بارزی است که آشکار میسازد.
در دنیای امروز قواعد دموکراتیک به راحتی توسط قدرتهای سیاسی نادیده گرفته میشود. به نظر میرسد که حمایت همه جانبه از رژیم صهیونیستی به حدی برای قدرتهای سیاسی مهم است که حاضرند هر جفایی به ملت فلسطین صورت پذیرد. این در حالی است که اسرائیل نه تنها به هیچیک از موازین بینالمللی و منطقهای احترام نمیگذارد بلکه به صدها قطعنامه صادره از سوی سازمان ملل متحد نیز طی دهههای گذشته پشت پا زده است. در ژوئن سال 2003 میلادی دولت شارون یکی از حادترین تصمیمات دوران حاکمیت خود را که به بحران جدی در روابط سیاسی دولتهای جهان با رژیم صهیونیستی منجر شد اتخاذ کرد و آن ساخت یک دیوار طولانی در سرزمینهای اشغالی در طول خط سبز (کرانه باختری) و اطراف شهر بیتالمقدس بود.
به گفته مسئولان اسرائیلی، این دیوار برای جلوگیری از عملیات چریکی مبارزان فلسطینی بنا شده است، اما اقدامات بعدی آنها کذب بودن این گفته را ثابت کرد. ساخت این دیوار که یکی از مهمترین رویدادهایی است که در منطقه به وقوع پیوسته، از ابعاد سیاسی و حقوقی زیادی برخوردار است و پس لرزههای آن به صورت اثرات اجتماعی، اقتصادی و روانی بر زندگی مردم فلسطین تحمیل شده است مسیر دیوار به گونهای طراحی و به اجرا گذاشته شده است که بخشهای زیادی از سرزمینهای اشغال شده طی سال 1967 را در برمیگیرد.
همچنین به دلیل نیاز به مرتبط کردن شهرکهای یهودی نشین به سرزمین اصلی و حفاظت از آن در برابر حملات احتمالی فلسطینیها، این دیوار به گونهای ساخته میشود که بیش از 8 درصد از خاک کرانه باختری بلعیده و راههای ارتباطی برخی از روستاها و شهرهای فلسطینی با هم قطع و ساکنان آن پراکنده میشود. هدف اصلی ساخت دیوار برخلاف آنچه سران این رژیم اظهار میکنند، بیرون راندن بیشترین تعداد ممکن از فلسطینیان و افزایش تعداد شهرک نشینان صهیونیست در برخی از شهرکها است. با احداث این دیوار، 125 هزار نفر از فلسطینیان ساکن در قدس شرقی، عملاً قادر به ورود به شهر قدس نخواهند بود.
این در حالی است که علاوه بر برخی کشورها، سازمانهای بینالمللی نیز این اقدام را نقض آشکار حقوق و مقررات بینالمللی به ویژه حقوق بشر دوستانه خوانده و خواهان توقف آن شدند. برخی از اهم این سازمانها عبارتند از: کمیته بینالمللی صلیب سرخ، مجمع عمومی سازمان ملل متحد و دیوان بینالمللی دادگستری اما به رغم تمام این مخالفتها، رژیم صهیونیستی، ساخت دیوار حائل را متوقف نکرده است.
این رژیم بدون توجه به مخالفتها با نقض مقررات بینالمللی در مورد حق مردم فلسطین برای تعیین سرنوشت و نقض پیمان نامههای بینالمللی از قبیل پیمان نامه بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، پیمان نامه بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل ساخت دیوار حائل را همچنان ادامه میدهد.
تاثیر ساخت دیوار حائل بر زندگی مردم فلسطین
تاثیرات ساخت دیوار بر زندگی فلسطینیان را میتوان در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، محیط زیست، کشاورزی تقسیم کرد که آثار خود را در زندگی روزمره آنان برجای نهاده است. احداث این دیوار موجب شده است که بخش مهمی از مزارع و زمینهای کشاورزی فلسطینیها از بین برود و آنها از عواید آن مرحوم شوند.
این دیوار موجب شده است که کنترل منابع آبی از دست مردم این ناحیه خارج شود زیرا بخش عمدهای از منابع آب منطقه که حتی تا 80 درصد تخمین زده میشود، با ساخت دیوار، به کنترل اسرائیل درآمده است. با توجه به محدود بودن منابع آب در فلسطین، زندگی روزانه مردم در این مورد دچار یک تغییر ناگهانی شده است. محدود شدن دسترسی فلسطینیها به بیتالمقدس و مراکز مذهبی شهر از دیگر پیامدهای این اقدام است. این دیوار بسیاری از فلسطینیان را از دسترسی به مراکز پزشکی، آموزشی و خدمات اجتماعی محروم کرده است.
برخی از فلسطینیها بیم دارند که بعد از خروج از شهر، رژیم صهیونیستی آنها را جزو کسانی بداند که از سرزمین خود مهاجرتکردهاند و اموال و زمینهای آنها را مصادره کند و به همین دلیل در فشار روحی دائم به سر میبرد و امنیت اجتماعی آنان دچار تزلزل شده است.
این عذاب فقط شامل حال کسانی که از شهر خود خارج شدهاند نمیشود، بلکه آن عده از فلسطینیان که در آنجا باقی میمانند نیز همواره در رنج هستند زیرا با وضعیت معیشتی سختی روبرو بوده و منازل مسکونیشان به بهانه نداشتن پروانه ساخت با تهدید تخریب روبروست.
مشخصات دیوار حائل
ساخت دیوار حائل 3 مرحله صورت میپذیرد که رژیم صهیونیستی برای هر مرحله برنامهریزی خاص کرده است.
مرحله اول:
ساخت این مرحله از دیوار که 360 کیلومتر طول دارد، از روستای «سالم» واقع در دورترین نقطه کرانه غربی شروع میشود و تا «کفر قاسم» امتداد مییابد. ارتفاع این دیوار 7 الی 8 متر است که تاکنون 150 کیلومتر از آن با هزینهای بالغ بر یک میلیارد دلار به پایان رسیده است. سرهنگ «عاموس یا رون» از مدیران در وزارت دفاع اسرائیل در زمان اوج مخالفتها با ساخت این دیوار در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت که «این جهان نیست که در مورد ساختن یا عدم ساختن این دیوار تصمیم میگیرد، این دیوار ساخته خواهد شد.»
مرحله دوم
بنای این بخش از دیوار که 45 کیلومتر طول دارد از روستای «سالم» تا شهرک «تیاسیر» در «غور اردن» (مرز با اردن)، امتداد دارد و اسرائیل تاکنون 30 کیلومتر از آن را ساخته است.
مرحله سوم
طراحی این مرحله توسط وزارت دفاع این رژیم به اتمام رسیده است و از شهرک صهیونیستی «الکنا» تا منطقه بحرالمیت امتداد مییابد. دیوار حائل در این منطقه در عمق سرزمینهای کرانه غربی رود اردن ساخته میشود و بیشتر شهرکهای صهیونیستی در غرب این دیوار واقع خواهند شد. براساس اظهارات نخستوزیر وقت و وزیر دفاع رژیم صهیونیستی، اتمام مرحله غور، اردن را از مناطق مسکونی فلسطینیها در روستای «ظهرالجبل» جدا میسازد. اسرائیل این دیوار حائل را در داخل کرانه غربی رود اردن به عرض 80 الی 100 متر بنا میکند و نه در امتداد خط سبزی که منطقه 1967 را از اسرائیل جدا میسازد.
این دیوار از چند بخش تشکیل شده است که عبارتند از:
1- سیم خاردارهای مارپیچی شکل که نخستین مانع در جلوی دیوار حائل به حساب میآید.
2- خندق به عرض 4 متر و عمق 5 متر که پر از سیم خاردار است.
3- جاده آسفالت به عرض 12 متر برای کنترل و مراقبت از دیوار.
4- جاده خاکی که از خاک نرم به عرض 4 متر برای کشف آثار ردپا احداث شده است.
5- پس از این چهار مانع، دیوار سیمانی به ارتفاع 3 متر که به سیم خاردار و دستگاههای هشدار دهنده الکترونیکی و دوربین و نورهای کشفکننده مجهز است، قرار دارد.
6- همانند این موانع در آن طرف دیوار نیز ساخته میشود.
7- همچنین اسرائیلیها به منظور مراقبت، مسلسلهایی را که به دوربین مجهز بوده و از طریق کنترل از دور هدایت میشود در درون دیوار تعبیه میکنند.
خطرات دیوار حائل
بنای این دیوار یکی از خطرناکترین طرحهای اشغالگران در اراضی فلسطین سال 1967 است.
براساس اظهارات هیأت «هماهنگی دفاع از سرزمینهای فلسطین و مقابله با شهرکسازی توسط اسرائیلیها»، از جولای سال 2003 میلادی تاکنون اسرائیل بیش از 10 درصد از حاصلخیزترین و آبخیزترین مناطق سرزمینهای فلسطین را به بهانه دیوار حائل، تصرف کرده است. این هیات در گزارش خویش که به همین منظور نوشته شده، آورده است که اسرائیل تلاش میکند، از این طریق بر 45 درصد از مساحت کرانه غربی تسلط یابد. تاکنون بسیاری از زمینهای فلسطینیها، که اکثراً در استانهای جنین، قلقیلیه و قدس قرار دارند برای ساخت این دیوار به تصرف اسرائیلیها در آمده و بسیاری از ساختمانها و تأسیسات فلسطینی آن نابود شده است.
این تجاوز آشکار به سرزمین فلسطینیها، تاکنون آثار سوء اجتماعی و اقتصادی زیانباری را به همراه داشته است که بارزترین آن مهاجرت 1400 خانواده فلسطینی و در محاصره قرار گرفتن بسیاری از روستاها و شهرهای فلسطینی بین دیوار و کمربند سبز میباشد. همچنین بسیاری از روستاها به دلیل قرار گرفتن بین این دیوار و «دیوار عمق» که در سمت شرق آن ساخته میشود به صورت کامل محاصره خواهند شد.
آیا این دیوار امنیت اسرائیل را تامین میکند؟
پاسخ این سوال را از داخل جامعه اسرائیل و شهرکهای صهیونیستی که دولت این رژیم تلاش میکند امنیت آنها را تامین کند میشنویم:
«جزال ایفی ایتام» رهبر حزب ملی مذهبی «مفدال» اسرائیل در مورد بنای دیوار حائل میگوید: «اگر کسی میخواهد پیروزی حرکت ملی فلسطینی بر حکومت اسرائیل را اثبات نماید کافی است نگاهی به این دیوار که ارتش درصدد بنای آن است بیندازد. چه دستاوردی برای فلسطینیها بهتر از این که آنها ما را مجبور به قرار گرفتن در پشت دیوارهای سیمانی و سیمهای خاردار کردهاند».
«بنجانس فالنشتاین» یکی از رهبران شهرکنشینان صهیونیستی در کرانه غربی، این دیوار را به دیوار پادگان «اوشفیتنر» که نازیها در دهه چهل یهودیان لهستان را در آنجا زندانی کرده بودند، تشبیه میکند با این تفاوت که به قول او آن زندان را «دشمنان ما» ساخته بودند ولی این دیوار توسط «ما» ساخته میشود. از طرف دیگر، بعضی عقیده دارند که هر چند فدائیان فلسطینی ممکن است نتوانند در داخل خط سبز عملیاتی علیه منافع اسرائیل انجام دهند اما قدرت عملیات علیه شهرکهای صهیونیستنشین در کرانه غربی و غزه را دارند.
«ایلی کوهین» عضو «کنیست» اسرائیل و نماینده مجلس شهرک نشینان صهیونیستی کرانه غربی و نوار غزه در حزب لیکود، تصریح میکند: «نتیجه فوری بنای این دیوار، انجام عملیات علیه شهرکنشینان است». با این وصف به رغم اصرار رژیم صهیونیستی برای بنای این دیوار، بسیاری از نیروها و شخصیتهای صهیونیستی نه تنها این دیوار را مانعی برای عملیات فلسطینها نمیدانند بلکه آن را خطری بزرگ برای امنیت خود تلقی میکنند. این در حالی است که رژیم صهیونیستی این دیوار را که 680 کیلومتر امتداد دارد، مانع از نفوذ نیروهای مهاجم و شهادتطلبان فلسطینی به داخل اسرائیل میدانند.