* اهمیت تاریخنگاری در چیست؟
** مهم نیست چه رخدادی در امروز صورت بگیرد، بلکه مهم این است که چه کسانی راوی این رخداد باشند. راویان میتوانند رخدادی را مثبت یا زشت ترسیم کنند. ابزارهای انتقال پیام میتوانند مثلا اگر در آفریقا یک منجی ظهور کند او را یک دیکتاتور ترسیم کنند و ملتها هم تصورشان آن چیزی است که به وسیله ابزارهای انتقال پیام به آنها میرسد.
درباره انقلاب اسلامی هم این مساله صورت گرفت و حجم گستردهای از فعالیتها را در این زمینه شاهد بودیم تا بتوانند آنچه را به عنوان خطر احساس میکردند از خطرات آن بکاهند که تا حد زیادی هم متاسفانه توفیق پیدا کردند.
* چرا غربیها اینقدر برای تاریخنگاری انقلاب هزینه میکنند؟
** اوایل انقلاب، ملتها خیلی به انقلاب تمایل نشان دادند و میرفت که منافع آمریکا و غرب را به خطر بیندازد؛ اما با کارکردی که غربیها در زمینه روایت انقلاب داشتند توانستند تا حد زیادی از تبعات انقلاب اسلامی بکاهند.
بنابراین تاریخنگاری انقلاب اسلامی بسیار زودهنگام انجام شد؛ البته این تنها عامل توفیق دشمنان نبود بلکه عامل دیگر در کشور هم موثر بود و آن غفلت نیروهای پدیدآورنده چنین حرکت عظیمی بود؛ چرا که بسیاری از نیروهای درگیر در این رخدادها چون تصورشان این بود که در یک حرکت جمعی و گسترده میلیونی مردم حضور داشتند، بنابراین سخن گفتن از خود را مقداری خودنمایی و به اصطلاح زیره به کرمان بردن تلقی میکردند؛ چرا که مردم همه در جریان انقلاب اسلامی بودند و فکر میکردند بیان خاطرات نسبت به این مساله شاید خیلی ضرورت نداشته باشد.
ضمن این که ما درباره تاریخنگاری بویژه مسلمانان یک غفلت تاریخی هم داریم. بیشتر تاریخ ما را مستشرقین غربی نوشتهاند و ظاهرا ما این عرصه را چارچوب کاری آنها تلقی کردهایم. براحتی هم پذیرفتهایم که آنها بیایند درباره کشور ما بنویسند و ما از محصولات آنها بهره بگیریم. این موضوع متاسفانه یک ریشه تاریخی دارد.
شاید بتوان گفت سرمایهگذاری کسانی که امروزه در مورد انقلاب اسلامی اینقدر هوشیارانه عمل کردند موجب شد نوشتههای آنها را درباره گذشته استفاده کنیم و هیچ تصور نکردیم چرا آنها انگیزه داشتند چند سال در ایران سفر کنند و آثاری را برای ما بنویسند، بلکه فکر میکردیم آنها خیلی انسانهای دوستدار علم هستند، بنابراین نه تنها به این تاریخنگاری تامل نمیکردیم بلکه نگاه تکریمآمیزی هم نسبت به آنها وجود داشت.
همان جریانی که در گذشته تاریخی ما این زحمت و سختی نگارش تاریخ را متحمل میشد در انقلاب اسلامی هم وارد شد، ولی بعدها که یک مقداری از این غفلت بیرون آمدیم مشخص شده که چقدر زیان کردهایم.
* اهداف تحریف در تاریخنگاری قبل از انقلاب چه بود؟
** به علت این که یک الفت و دوستی میان ایرانیان و یهودیها شکل بگیرد و بگویند پیدایش تمدن و پیشرفت در ایران نتیجه نزدیکی و همراهی با یهودیان بوده است. در این مساله کار بسیار زیادی انجام دادند که متاسفانه توفیق هم کسب کردند. این که یک ایرانی به این باور رسید که ایجاد تمدن در کشور از زمانی آغاز شد که دربار هخامنشیان با یهودیان ممزوج شد. یعنی نخستوزیر خشایارشاه مردخای یهودی و معشوقهاش هم استر بود.
از سوی دیگر گفتند تمام این شکوفایی که در زمان هخامنشیان به وجود آمد با ورود اسلام نابود شد ورود اسلام موجب از میان بردن تمدن در ایران شد. بنابراین در این زمینه مطالب زیادی مبنی بر آتش زدن کتابها، کشتن علما و از میان بردن تمدن نوشتند و به قول کتاب آقای زرینکوب، دو قرن سکوت در ایران حاکم شد. با این تاریخنگاری لازم نبود روشنفکر خیلی اسلام را مورد مطالعه قرار دهد و شاخصهای دشمنشناسیاش طور دیگری تنظیم میشد.
در حالی که برعکس تاریخهای نوشته شده در دوران هخامنشیان، وقتی پیوند میان دربار و یهودیها صورت میگیرد و اقوام ایران زیر بار این نزدیکی نمیروند از سوی دیگر نفوذ تمدن عیلامی در زمان هخامنشیان به حدی است که خط رسمی و فرهنگ عیلامی در میان ایرانیان گسترش داشته و این تمدن از سوی یهودیها لطمه میدید.
این مساله با تغییر و تحریف تاریخ کاملا از دید ایرانیها پنهان میماند و تنفر از اسلام را جایگزین آن کردند.
* در دوران حکومت پهلویها چه کسانی به تاریخنگاری و ثبت وقایع مشغول بودند؟
** بحث تحریف تاریخ در پهلوی دوم نتیجه داد، یعنی بحث تحریف تاریخ باستان ایران از 7000 سال 2500 سال تغییر کرد.
در خاطرات معین عزری صریح مینویسد که ما پیشنهاد جشنهای 2500 ساله را به شاه دادیم و از آن حمایت کردیم و شاید بتوان گفت که یکی از دلایل گسترش نفوذ صهیونیستها در دوران پهلوی دوم در همه امور، این مسائل بود که مطرح شد.
شاید تعجب کنید که چطور همه عناصر ارتش در این دوران با این تاریخنگاری در خدمت صهیونیستها قرار گرفتند.
یکی از کسانی که تمام خدمتش را در ارتش دست و دلبازانه در خدمت اسرائیل قرار میداد آقای حاجعلی کیا، رئیس رکن دو ارتش بود. سفیر اسرائیل میگوید وقتی کیا از حج برگشته بود به دیدنش رفتم. آنجا مقداری در برابر اسرائیلیها مقاومت میکرد، اما من گفتم که ما دو ملتی هستیم که از زمانهای گذشته با هم رابطه داشتهایم و از این که چگونه شکوفایی تهران در نتیجه روابط یهودیها و ایرانیها شکل گرفت، برای او صحبت کردم. پس از یک سلسله جلسات، کیا تبدیل به فردی شد که خود عزری میگوید: من تعجب میکردم که چرا او تمام کارهایش را رها میکند و مرتب دنبال برنامههای سفارت اسرائیل است.
این به دلیل همین تاثیراتی بود که از مباحث تحریف شده تاریخی گرفته بود، البته نمونههای زیادی از این دست میتوان در خاطرات معین عزری پیدا کرد یا مورد دیگر، ایادی که پزشک شاه بود و در هیات مدیره اتکا نقش جدی داشت، تمام مواد مصرفی خوراکی ارتش ایران را از اسرائیل میخرید. معین عزری در خاطراتش میگوید که از تخممرغ و مرغ گرفته تا هر چه تصور کنید مرتب با هواپیماهای اسرائیلی وارد ایران میشد. همه طرحهای تسلیحاتی اسرائیل با پول ایران، امکانات ایران و حتی تستشدنش در ایران انجام میشد.
لذا بیشتر پیشرفت اسرائیل مدیون امکاناتی است که ایران در خدمت اسرائیل قرار میدهد.
* آثاری که درباره انقلاب اسلامی نوشته شده است را چگونه دستهبندی میکنید؟
** دستهبندی آثار باید به لحاظ زمانی و گرایش صورت بگیرد. ابتدای انقلاب اسلامی بعضی از آثار در غرب منتشر شد که اساسش برای تبری جستن از شاه بود. یعنی بسیاری از آثار چون همه جامعه و همه جامعه جهانی خیلی از پدیده انقلاب اسلامی دور نبود و از نزدیک با واقعیتهای ایران مواجه شده بودند، اساسشان بر تبرئه خودشان بود و شاه را عنصر پلیدی عنوان میکردند و حتی میگفتند شاه توانست غرب را هم فریب دهد.
مانند کتاب آخرین سفر شاه نوشته ویلیام شوکراس که در آن فساد دربار پهلوی پذیرفته میشود، اما اعلام میکنند که غربی ها به شاه اعتماد کرده بودند و شاه تصویری که از خود ارائه میداد خلاف واقع بود پس از مدتی از پیروزی انقلاب اسلامی آثاری منتشر شد که در آنها تلاش زیادی صورت گرفت که هم شاه به عنوان دست نشانده غرب تبرئه شود و هم خود غرب. آثار در این وادی زیادتر است.
در این آثار رشد و پیشرفت ایران نشان داده شده است، ولی میگویند سرعت این رشد زیان بود و منجر به نامتعادل کردن جامعه و بر هم ریختن نظم اجتماعی شد و چون رشد سریع بود با جامعه سنتی ایران سازگاری نداشت و تقابل میان سنت و مدرنیسم ایجاد شد.
برخی آثار بتازگی در غرب منتظر شده که کاملاً تبلیغاتی است که در آنها مفاسد شاه هم دیگر مطرح نمیشود، بلکه سعی میشود شاه و خاندان پهلوی یک جماعت بسیار بسیار پایبند به اصول اخلاقی و حکومتی نشان داده شوند. و بعکس جنایات صورت گرفته از سوی آمریکاییها و شاه به نیروهای انقلابی نسبت داده شود. مانند کتاب هوشنگ نهاوندی، خاطرات فرح دیبا که بسیار هنرمندانه مطالب را برای تودههای مردم بیاطلاع طوری ترسیم میکند که ظاهراً واقعیت عکس است؛ مثلاً جنایت سینما رکس آبادان در آثاری که به صورت تبلیغاتی منتشر میشود کاملاً به نیروهای انقلاب نسبت داده میشود یا آتشسوزیهایی که برای ایجاد وحشت ساواک انجام میداد را به نیروهای انقلاب نسبت میدهند.
برخی تاریخنگاری دیگر هم که بسیار حائز اهمیت است کارهایی حرفهای تبلیغاتی با سرمایهگذاری کلان است.
این آثار برای افراد سطحی و کماطلاع و همزمان به چند زبان منتشر میشود، مثلاً کتاب خاطرات فرح دیبا تاکنون به هفده، هجده زبان دنیا حتی لهستانی و ترکی استانبولی ترجمه شده است.
* آیا این نوع آثار برای مورخان ارزش و اهمیت دارد؟ این آثار برای مورخان ارزش تاریخی ندارد، بلکه در حد مطالب عاطفی برای خوانندگان عادی است.
** اما از کارهای اساسی هم غفلت نشده است. مثلا کتابهای فارسی که بتازگی عباس میلانی یا جلال متین نوشتهاند بسیار حساب شده است و برای تاثیرگذاری در تاریخ این کارها را انجام می دهد؛ بنابراین در آثاری که عباس میلانی مجری آن است هم مسائل تاریخی را عنوان میکند و هم با ظرافت مقاصد سیاسی برای تطهیر غرب و رژیم شاه را در آنها پیگیری میکند.
به طور مثال اثری که میلانی درباره هویدا مینویسد در نهایت ضمن این که وابستگی هویدا را به صهیونیستها محو کرده و برخی مسائل را بیان کرده که در پایان دید خواننده را با هنرمندی نسبت به او جلب میکند. مسائل آشکار هویدا بیان میشود، اما مسائل جدی که پنهان است را نمیآورد. مانند همین کار را بتازگی عباس میلانی درباره محمدرضا پهلوی مشغول جمع آوری است.
الان برخی آثار که از خارج کشور وارد میشود نشان میدهد که برای تبرئه علمکرد عوامل بیگانه در ایران سرمایهگذاری میشود.
* علت این همه تلاش غربیها برای موجه جلوه دادن پهلویها چیست؟
** در نهایت غربیها ناگزیرند چهره مثبتی از پهلویها ترسیم کنند یعنی اگر واقعیت درباره پهلویها به جامعه برسد در واقع چهره آنها لطمه خواهد خورد. چون هرگز نمیتوانند وابستگی پهلوی را به غرب کتمان کنند.
همین کار را در خصوص دوران سلطنت رضاخان انجام دادند. تنفر عمومی در سال 1320 نسبت به رضاخان و انگلیس بسیاربسیار بالا بود اما بعدها انگلیسیها به این نتیجه رسیدند که اگر میخواهند چهره خودشان را در ایران ترمیم کنند باید حتما رضاخان را تبرئه کنند و بنابراین آمدند داستانپردازی کردند.
بسیار جالب است که بسیاری از داستانپردازیهایی را که عمال انگلیس در افواه عمومی انداختند اصلا ریشه تاریخی ندارد، اما الان گاهی در سطح عمومی رضاخان به عنوان یک فرد مقتدر و کسی که به دنبال رفع مشکلات مردم است، مطرح میشود.
الان این موضوع برای آمریکاییها هم مسجل شده است که اول انقلاب تنفر داشتند محمدرضا پهلوی به آنها نزدیک شود، ولی اکنون تلاش میکنند او را تطهیر کنند، چون برای تداوم ارتباط خود با تودههای کشورهای جهان نیاز دارند عملکرد خود را در گذشته مثبت جلوه دهند.
* این اقدامات تحت چه عنوانی انجام میشود؟
** موسسات زیادی درست شده که هم به صورت مستقیم زیر نظر آمریکاییها ظاهرا مستقل در زمینه تاریخنگاری فعالیت میکنند مثل موسسه تاریخ شفاهی هاروارد آمریکا موسساتی هم در انگلیس حمایت میشود؛ اما بیشتر از همه صهیونیستها در این زمینه سرمایهگذاری کردهاند و الان هم در مورد تاریخ شیعه و اسلام در حال فعالیت گسترده هستند. این آثار در مقایسه با آنچه در کشور انجام میشود خیلی پررنگتر است.
* با توجه به این که هر دوره تاریخی 30 سال است و الان هم این دوره سپری شده آیا دسترسی به اسناد برای تاریخنگاری و تحلیل آن میسر است؟
** تعدادی موسسه در کشور داریم که در زمینه تاریخنگاری فعالیت میکنند. ما موسساتی که در زمینه اسنادی در داخل کشور هستند را نیمه فعال ارزیابی میکنیم، چرا که آن اسنادی را که باید ارائه کنند در اختیار قرار نمیدهند. الان حتی وزارت خارجه اسناد دوران رضاخان را منتشر نکرده یعنی به صورت خام در اختیار محقق قرار نداده است. هیچ نهاد دیگری هم امکانات اسنادی خود را روی محققان باز نکردهاند. قوه قضاییه و حتی وزارت اطلاعات به صورت عام اسناد را در اختیار محققان نمیگذارد، اسنادی که باید چند سال قبل در اختیار جامعه قرار میگرفت؛ مثلا مربوط به رضاخان که به لحاظ تاریخی 30 تا 40 سال از آن گذشته است و هیچ ملاحظات سیاسی را نمیشود مطرح کرد.