عباس عبدی
سیاستهای جاری دولت و شعارهای آن دیر یا زود با بنبست مواجه خواهد شد. بنبستی که معلوم نیست فقط دولت را به زیر بکشد، بلکه در شرایط بحرانی فعلی ممکن است عوارض دیگری هم داشته باشد. به این خبر توجه کنید: "از 5/2 میلیون نامههای داده شده به رییسجمهور در سفرهای استانی، 45 درصد درخواست حمایتهای مالی از نوع کمیته امداد و سازمان بهزیستی و 20 درصد تقاضای وام، 15 درصد تقاضای شغل و 4 درصد حل مشکلات درمانی و... داشتهاند." این خبر رسمی از سوی مسئولین دولتی است. در واقع 20 درصد تقاضای وام نیز نوع محترمانه همان تقاضای حمایتهای مالی از نوع کمیته امداد است که تقاضاکننده خواسته عزت نفس خود را حفظ کند، والا وامی که این طور درخواست شود، طبعاً بدون بازپرداخت خواهد بود. فراموش نکنیم که سال گذشته هم قول پرداخت وامهای 10 میلیون تومانی داده شد که بیش از دو میلیون نفر ثبتنام کردند، و معلوم شد که به کمتر از سی هزار (5/1 درصد) نفر میتوانند بپردازند (البته شاید) و آن ده میلیون تومان هم امروز با افزایش قیمت مسکن (یک سال گذشته حداقل حدود 50 درصد قیمت مسکن رشد داشته است) چاره درد وامگیرنده احتمالی را نخواهد کرد. تزریق پول بیزبان به اقتصاد و ارایه متمم بودجه دیر یا زود افزایش نقدینگی را هم تبدیل به تورم میکند، و آن وقت است که صدای همه، حتی حامیان سینهچاک دولت هم در خواهد آمد و دیگر نمیتوان با تهدید به افشاگری در خصوص پشت پرده تورم و گرانی، دل مردمی را به دست آورد که تمامی چکهای در دستشان به علت کسر یا فقدان موجودی برگشت خورده است. فراموش نکنیم مردم حوصله ندارند این چکهای برگشتی را از طریق حقوقی و دادگستری به اجرا گذاشته و در عمل دنبال نخود سیاه فرستاده شوند، بلکه آنان این چکها را کیفری تلقی میکنند و از شیوههای دیگر اقدام به پیگیری و وصول مطالبات خواهند کرد. حکومتی که طی مدت اندکی بیش از یک 5/1 میلیون نامه درخواست کمک از نوع بهزیستی و کمیته امدادی کرده است، باید متوجه باشد که اینگونه کمکها هنگامیکه با اتکا به درآمدهای نفتی باشد، چاه ویلی است که دیر یا زود دولت و کمکدهنده و کمکگیرنده را به قعر خود خواهد کشید.
شاید به لحاظ رقابتهای سیاسی، مخالفان دولت فعلی از به بنبست رسیدن آن خشنود شوند، اما وضعیت فعلی به گونهای نیست که با قاطعیت بتوان گفت که بهرهمندان از این بنبست لزوماً مخالفان و مردم خواهند بود، راهی که دولت فعلی طی میکند، به گونهای است که هر چه بیشتر پیش میرود میکوشد که افراد و گروههای بیشتری را به دنبال خود بکشد تا در صورت وقوع مشکل هزینه آن را به همه تحمیل کند. من قصد ندارم که خوشخیالی کنم و از کسانی که خودشان در بروز این پدیده ناخوشایند و تراژیک شریک هستند یا از بروز آن استقبال کردند، بخواهم که قدمی برای اصلاح امور بردارند، اما چندان ناامید هم نیستم که اجماعی اساسی علیه نابخردی شکل بگیرد، اجماعی که فارغ از تعلقات فعلی، درصدد یافتن راهکاری اساسی برای حل معضل ساختار موجود باشد.