تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۴۱۸۸۰

چرا استعمار موفق شد؟


محسن حلاج نیشابوری
نتیجه:
اگر چه اهمیت راهبردی سرزمین ایران سبب توجه ویژه ای به کشورمان شده است، یا زیاده خواهی استعمار اروپایی خصوصاً انگلیس از این منطقه سبب کوچک شدن سرزمین ایران و تضعیف و تفرقه فرهنگی کشور گردیده است، ولی طی تاریخ علاوه بر نکاتی که مورد بحث قرار گرفتند، عواملی چند از درون به زمینه سازی توفیق استعمار کمک نمود که اهم آن به قرار زیر می باشند:
1- انحراف از اصولی که گروه های عقیدتی بر مبنای آن به قدرت می رسیدند.
2- کشمکش برای به دست آوردن قدرت حتی بین افراد یک خانواده.
3- انجام عادات نامشروع همچون شرابخواری، بی رحمی و کشتار توسط حکام ستمگر.
4- وابستگی به بیگانگان از اوایل قاجاریه تا پایان پهلوی ها.
5- نخبه کشی در طول تاریخ خصوصاً در دوران غزنویان به بعد.
فصل هفتم
ریشه دردها
عوامل توفیق استعمار در منطقه
پس از جنگ های صلیبی و عدم توفیق استعمار، برای حاکمیت بر بیت المقدس، اروپاییان اگرچه علی رغم ویرانی و کشتاری که به مسلمانان تحمیل نمودند به اهداف نظامی خود نرسیدند، اما خود با بردن کتب علمی مسلمانان به اروپا و ترجمه آنها به زبان لاتین، سبب افزایش و بهبود سطح آگاهی اصحاب کلیسا شدند. با این کار زمینه تحول فرهنگی را فراهم آوردند که دو قرن پس از آخرین جنگ صلیبی (سال 1270 میلادی)(265) در قرن پانزدهم میلادی به نام رنسانس، (266) شکوفا شد. از طرف دیگر هنوز جنگ های صلیبی تحمیلی بر مسلمانان پایان نیافته بود که حملات و یورش های متعدد مغولان از شرق آغاز شد، البته ناگفته نماند که تضعیف ملل اسلامی(267) سبب رسیدن مغولان به اروپا نیز شد.
مجموعاً ضعف ناشی از این درگیری ها برای مسلمانان و افزایش سطح آگاهی اروپاییان فرصتی برای آنان شد تا دریاها و اقیانوس ها عرصه بادبان برافراشتن حکام اروپای غربی بشود و آغازی شد برای سیاست تجاوزکارانه و تهدیدهای دریایی قایق های توپدار، (268) حتی دولت نه چندان قدرتمند پرتغال در زمان تیموریان در چابهار و جزیره قشم قلاع نظامی ساخته و در بندر عباس (گمبرون)(269) حضور پیدا کرده بود.
خوشبختانه رقابت زیاده خواهانه و شدید دولت های اروپایی که به کارگزارانشان هم سرایت نموده بود آنان را همچون: اسپانیایی ها، انگلیسی ها، پرتغالی ها، فرانسوی ها و هلندی ها، به یکدیگر سرگرم نموده بود. انگلیسی ها که محافظه کارتر از سایر اروپاییان هستند، اگرچه دیرتر پایشان به اقیانوس هند و خلیج فارس باز شد، در عوض تجربه و شناخت اروپاییان دیگر را به خدمت گرفتند، لذا گسترده ترین و طولانی ترین زیاده خواهی و استعمار را شکل داده و اعمال نمودند. اروپاییان که به اهمیت علم و دانش آگاه شده و اهمیت علم و علما را نزد شرقیان شناخته بودند، با گردآوری اطلاعات درباره مردم و منطقه دانشی را به نام شرق شناسی (Orientalism) پدید آوردند که علی رغم ظاهر شاعرانه و هنرمندانه بسیار آزمندانه و پر از تحریف و مغالطه از فرهنگ و تاریخ ملل شرقی بویژه مسلمانان بوده است. با این توجه ویژه، تحریف تاریخ و بی هویت نمودن ملل هدف را دنبال می نمودند. یکی از علل تحریف و تخریب تاریخ و فرهنگ ملل مسلمان علاوه بر زمینه سازی برای زیاده خواهی، تسویه حساب ناشی از شکست های جنگ های صلیبی هم بوده و می باشد. نکته دیگر اینکه به علت نزدیکی اروپا به سرزمین های اسلامی آنان اهمیت راهبردی این سرزمین ها خصوصاً جزیره العرب را هم شناخته بودند. هرچه شناخت اروپاییان از شرق و شرقیان افزایش یافت به موازات این افزایش شناخت و نفوذ آنان، اختلاف شرقیان با همسایگانشان که قرن ها در کنار یکدیگر زیسته بودند نیز افزایش یافته و ژرف تر شد! اگرچه چپاول های سلطان محمود غزنوی از بتکده های هندوان علت اولیه آهسته شدن پیشرفت اسلام در شبه قاره هند بود، ولی قطعاً ریشه اختلاف کنونی هندوان و مسلمانان که سبب تجزیه شبه قاره هند و اختلاف کنونی هندوستان و پاکستان شده است. سیاست تفرقه افکنانه انگلستان بوده است. از طرف دیگر اروپاییان که از قدرت حکومت عثمانی نگران بودند، به هر وسیله ای دشمنی همسایگان خصوصاً ایرانیان را با حکومت عثمانی تشدید می نمودند، نمونه آن روابط سیاسی(270) و مبادله سفیر بین پاپ و تیمور گورکانی و اعزام سفیر به سمرقند پایتخت تیمور پس از پیروزی بر ایلدرم بایزید سلطان عثمانی بوده است. مورد دیگر اعزام سفیر از طرف ملکه الیزابت(271) اول فرمانروای انگلیس به دربار شاه تهماسب اول بود که البته شاه ایران خود را بی نیاز از اتحاد با انگلیس بر علیه عثمانی دانست. این سیاست ایجاد درگیری و گشودن جبهه ای از پشت که با حمله تیمور گورکانی بر ایلدرم بایزید سلطان عثمانی توجه حکومت انگلیس را برای تضعیف حکومت های شرقی جلب نموده بود، به صورت یکی از سرفصل های سیاست خارجی انگلیس درآمد که به دفعات برای تضعیف حکومت های سرزمین های مسلمانان مورد بهره برداری قرار گرفت. پس از بازشدن پای انگلیسی ها به خلیج فارس سیاست تفرقه افکنانه عرب و فارس (عجم) عباسیان را نیز در این منطقه احیا نمودند. انگلیسی ها که توانایی ترمیم ایرانیان را بویژه زیر پرچم مکتب مبارزه شیعه، به دفعات در عهد شاه عباس کبیر سپس نادرشاه و بالاخره کریم خان زند آزموده بودند، اساس کار خود را برای تضعیف ایرانیان بر موارد زیر قرار دادند:
1- احیای اختلاف و درگیری عرب با فارس در خلیج فارس.
2- تشدید درگیری با کشورهای همسایه (عثمانی و روسیه).
3- تحریک بعضی از خوانین در داخل برای بی ثبات نمودن کشور و ایجاد اغتشاش و ناامنی.
4- تجزیه و کوچکتر نمودن ایران برای کاهش هر چه بیشتر قدرت آن.
5- کاهش قدرت اقتصادی ایران از طریق جلوگیری از شکل گرفتن نیروی دریایی در خلیج فارس پس از بی رونق نمودن راه های ابریشم و ادویه.
6- کاهش توان ملی با تخریب فرهنگی و کوچک نمودن محدوده زبان پارسی برای روشن شدن هر چه بیشتر موارد فوق به شرح مبسوط آن توجه فرمایید:
1- احیای درگیری بین عرب و فارس
زیاده خواهان انگلیسی که از قدرتمند شدن هر دولتی بیمناک می شدند، لذا برای تضعیف حکومت های دیگر به هر توطئه ای دست می زدند. چون احیای نیروی دریایی ایران در جنوب را که فواید اقتصادی و حفظ حدود و ثغور آبی را در بر داشت، به چشم رقیبی در راه های دریایی مجاور هند می دانستند، با هر حیله و کارشکنی از جمله تحریک شیوخ عرب از رونق انداختند. بدین ترتیب بنادر ایرانی همچون: بندر بوشهر، (272) بندر سیراف، (273) بندر لنگه، (274) بندر عباس و سایر بنادر ایرانی از رونق افتادند. انگلیسی ها برای تحت فشار گذاشتن ایرانیان همواره جانب دیگران را می گرفتند، حال آنکه علاوه بر هم کیشی ایرانیان و اعراب، سوابق گذشته تاریخی نیز گواه روابط خوب ایرانیان و اعراب حتی پیش از اسلام بوده است، همچون:
1- همکاری اعراب با ایرانیان برای کسب اقتدار در خلیج فارس مقابل رومیان در زمان اردشیر اول. (275)
2- همکاری منذر عرب با ایرانیان در جنگ با رومیان در زمان یزدگرد اول که وی را رام افزود، لقب داد. (276)
3- یاری مؤثر اعراب حیره به فرماندهی نعمان ثانی به سپاه ایران در جنگ با بیزانس در زمان قباد. (277)
4- یاری اعراب یمنی به افواج دیلم که برای مقابله با حبشیان اعزام شده بودند، در زمان کسری انوشیروان. (278)
2-تشدید درگیری همسایگان با ایران
پیوستگی اسلامی که بدواً سبب حسن تأثیر متقابل نیروهای مسلمان می شد، توسط عباسیان در بغداد و فاطمیان در مصر و دیگر حکام که منافع خود را بر منافع جامعه اسلامی ترجیح می دادند از طریق تحریک مردم علیه یکدیگر به اختلاف و دشمنی تبدیل شد!! استعمارگران که برای نفوذ در جوامع اسلامی دنبال راه نفوذ می گشتند برای سهولت هر چه بیشتر این هدف، با سودجویی از سوابق درگیری ها و بهره مندی از رویدادها به تلاش برای ایجاد ارتباط معمولاً با طرف پیروز درگیری ها دست می زدند، همچون:
1- پیشنهاد الیزابت اول ملکه انگلیس برای اتحاد علیه عثمانی پس از قرارداد صلح آماسیه در سال 961 هجری قمری به شاه تهماسب اول که مورد قبول واقع نشد. (279)
2- درخواست انگلیس برای رابطه سیاسی پس از کمک نمودن از طریق دریا برای بیرون راندن پرتغالی ها از بندر عباس. جزایر خلیج فارس که شاه عباس کبیر از دادن امتیازات سیاسی به اجانب خودداری نمود. (280)
3- نپذیرفتن پیشنهاد سفیران اروپایی برای اتحاد بر علیه عثمانی توسط شاه صفی. (281)
4- سازش محرمانه انگلستان با روسیه در حالی که همراه فرانسویان در تربیت سپاهیان ایران دخالت داشتند. (282)
آن همکاری انگلیس با روسیه در زمان فتحعلی شاه و تحریکات به درگیری با ایرانیان برای دسترسی به آب های گرم سبب تشدید جلوگیری از توجه به مناطق جنوبی کشور شده و فرصت احیای بنادر و نیروی دریایی خلیج فارس از دست رفت.
ضمناً عدم درک درست تزارها از این فریب، روس ها را از شمال غرب اروپا غافل نگهداشت و خیال انگلیسی ها را از آن ناحیه آسوده نمود. فشارهای طولانی مدت تزارهای روسی بر ایرانیان سبب عمیق شدن کینه ها بین همسایگان شد با این نیرنگ شرایط آسان تر نمودن تسلط انگلیس بر شبه قاره هند در جهت منافع استعماری آن فراهم شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات