تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۶  ، 
کد خبر : ۴۱۸۹۸

خودکرده را تدبیر نیست


یوسف سیفی
هم برای نیروهای داخلی و هم در امور بین‌المللی، ضرب‌المثل «خودکرده را تدبیر نیست» قطعا کاربرد فراوانی دارد؛ با این حال عمق حوادث بین‌المللی خسارت‌های زیادی برای به وجودآورندگان آن دارد. به عبارت دیگر از آغاز پیروزی نیروهای متحد به رهبری آمریکا در عراق و استقرار این نیروها در خاک این کشور طرح‌ها و برنامه‌های مخلتفی برای غلبه بر اوضاع متشنج عراق به اجرا گذاشته شده که عملا هیچیک از این برنامه‌ها نتیجه مطلوب را برای نیروهای اشغالگر و دولت و ملت این کشور به همراه نداشته است.
به بیان واضح‌تر آمریکایی‌ها تا کنون نتوانسته‌اند به اهداف موردنظر خود در عراق به طور کامل دست یابند. به طوری که بخش قابل توجهی از این اهداف همانگونه که در سخنان اخیر مقامات کاخ سفید نیز نمایان بود تضعیف موقعیت برخی از همسایگان عراق است که دارای سیاست‌های هماهنگ با ایالات متحده نیستند. این سیاست‌ها یا اهداف تعیین شده باعث می‌شود تا برنامه‌های مربوط به تلاش برای استقرار ثبات در عراق با محدودیت‌هایی مواجه شود که در واقع تمامی این برنامه‌ها را از تغییرات استراتژیک مورد نیاز به تغیرات تاکتیکی در اندازه‌های مختلف تنزل می‌دهد.
به طوری که با محدود کردن دایره انتخاب راهکار برای مسئولان ذیربط موجب ناکارآمدی این راهکارها در عرصه عمل می‌شود. عدم پذیرش کامل پیشنهادات کمیته تحقیقاتی بیکر ـ همیلتون از سوی کاخ سفید می‌تواند شاهدی بر این مدعا باشد. به این ترتیب که نطق اخیر جرج بوش و اظهارات وی در باب تضعیف ایران و سوریه به عنوان بخشی از اهداف واشنگتن از ادامه حضور در عراق این موضوع را که بحث تعامل با دو کشور ایران و سوریه (مذکور در طرح بیکر) با اهداف آمریکا در عراق هماهنگی ندارد کاملاً واضح و مبرهن می‌سازد و در ادامه همین سیاست است که طرح تازه‌ای با حجم قابل توجهی از تبلیغات بین‌المللی از سوی رئیس‌ جمهور ایالات متحده ارائه می‌شود و البته از تفاوت‌های چندانی در قیاس با برنامه‌های پیشین برخوردار نیست.
هنگامی که بخواهیم در مورد راه‌های بهتر شدن شرایط داخلی عراق بیندیشیم به طور قطع باید دو وجه اصلی را برای راهکارهای موجود در نظر بگیریم. وجه اول آن فعالیت‌های نظامی و تلاش برای ایجاد امنیت از طریق نیروهای مسلح و اعمال فشار بر گروه‌های تروریستی و شورشیان است تا از این طریق بتوان ریسک عملیات تروریستی را افزایش داد و با استقرار نیروها در مناطق خاص به مقابله همه جانبه با ایشان پرداخت. وجهی که با اعزام بیش از 20 هزار سرباز تازه نفس به عراق در حال حاضر و طرح‌های امنیتی مختلف در طول دوران اشغال توسط آمریکا و دولت عراق مورد تاکید قرار گرفته است.
وجه دوم قضیه تعامل و توافق با گروه‌های عراقی و همسایگان این کشور است که تاثیرات مستقیمی بر گروه‌های داخلی در عراق دارند و می‌توان از آن به عنوان بخشی از سیاست‌های ایالات متحده یاد کرد و از آغاز حضور در عراق تاکنون بیش از پیش مورد توجه مقامات واشنگتن قرار گرفته است. این توجه روز افزون که در استراتژی اخیر نیز مورد تاکید است بیش از آنکه خواست کاخ سفید محسوب شود در اثر ناتوانی فعالیت‌های نظامی برای بازگرداندن آرامش به عراق در دستور کار قرار گرفته است.
گرچه هر دو روش فوق به صورت توامان سیاست‌های ایالات متحده و دولت عراق را تشکیل می‌دهند اما برای اعمال با محدودیت‌هایی مواجه هستند. محدودیت‌هایی که تاکنون از دستیابی به موفقیت جلوگیری کرده است و بازتاب دوباره این محدودیت‌ها در استرات‍ژی اخیر جرج بوش از سوی کارشناسان از جمله دلایل کاهش شانس موفقیت آن در عراق محسوب می‌شود.
همانطور که ذکر شد،‌ یکی از محدودیت‌هایی که همواره گریبانگیر نیروهای متحد برای ایجاد امنیت در عراق بوده است عدم تعامل صحیح و سازنده با تهران و دمشق است. محدودیتی که از اهداف تعیین شده آمریکا در حمله به عرق نشات گرفته و ظاهرا علی‌رغم تلاشهای مقامات عراقی روزبه‌روز بر وسعت آن افزوده می‌شود. این موضوع تا آنجا اهمیت دارد که پس از ناکام ماندن آخرین تلاشها برای گفتگو میان تهران و واشنگتن طی ماه‌های گذشته در طرح کمیته جیمز بیکر نیز مورد تاکید قرار گرفت و همواره نیز از سوی مقامات عراقی مورد توجه بوده است. اما این در حالیست که به نظر میرسد مقامات کاخ سفید همچنان با هدف تضعیف ایران و سوریه در تلاشند تا بدون حضور این همسایه بانفوذ به فتح عراق نائل شوند.
رد درخواست گفتگو با ایران و سوریه توسط جرج بوش و متعاقب آن برخوردهای لفظی میان تهران و واشنگتن و همچنین حمله نظامیان آمریکایی به کنسولگری ایران در اربیل نیز موید این موضوع است. اما فارغ از این موارد به نظر می‌رسد ایالات متحده در طرح اخیر برای دستیابی به ثبات در عراق تلاش کرده است تا با وجود محدودیت‌هایی از این دست از تمامی ظرفیت‌ها و امکانات خود استفاده کند. لذا طبیعتاً با کنار گذاشتن ایران و سوریه و متعاقب آن صرف‌نظر از نفوذ این دو کشور بر گروه‌های شیعی در عراق نوبت به گروه‌های سنی خصوصا بازماندگان حزب بعث و همچنین حامیان منطقه‌ای ایشان می‌رسد که مورد توجه دیپلماسی آمریکا قرار بگیرند.
سفر رایس و همچنین تام گیتس وزیر دفاع آمریکا به منطقه و توضیح و تبیین برنامه جدید در عراق برای سران کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، ابراز نارضایتی از سوی جرج بوش و برخی دیگر از مقامات آمریکایی از نحوه اعدام صدام، اظهارات اجبارآمیز در قبال نوری المالکی نخست‌وزیر شیعه عراق و همچنین عدم دستیابی به توافق در مذاکرات حکیم و بوش در ایالات متحده درباره ایران از یک سو و افزایش نیروهای نظامی در عراق و فشار بیش از پیش به مناطق شیعه‌نشین و همچنین اظهارات بوش درباره ایجاد اختلال در حمایت‌های منطقه‌ای از شورشیان همگی می‌توانند آغازی بر این استراتژی‌ در روزهای آینده به حساب آیند.
استراتژی تازه رئیس ‌جمهور آمریکا در حالی مطرح شده است که بیش از دو ماه از آخرین طرح امنیتی این کشور موسوم به طرح امنیتی بغداد نمی‌گذرد و برنامه‌هایی مانند طرح آشتی ملی نوری‌المالکی با ناکامی مواجه شده است. به همین خاطر یکی از مسائلی که در طرح اخیر بیش از دیگر موارد مورد انتقال سیاستمداران آمریکایی و کارشناسان مسائل خاورمیانه قرار گرفته است شباهت حداقل ظاهری این طرح با طرح‌های پیشین دولت بوش است و به عبارتی از دیدگاه این صاحب‌نظران آزمودن دوباره خطاهای گذشته به حساب می‌آید.
به طوری که گرچه با کشته شدن زرقاوی به دست نیروهای متحد در سال گذشته میلادی شانس تاثیر گسترده ادامه عملیات نظامی در افکار عمومی به نحو مطلوبی افزایش یافت اما وقایع بعد از آن نشان داد که هر چه میزان رو به جلو می‌رود امکان دستیابی به اهداف موردنظر با تکیه بر ژنرال‌های ارتش کاهش می‌یابد. تا جایی که برخی از صاحب‌نظران معتقد به از دست رفتن زمان مناسب برای افزایش شمار نیروهای نظامی در عراق و طبعاً عدم موفقیت این بخش از ایده کاخ سفید هستند.
اما در عین حال بخش اعظمی از برنامه‌های واشنگتن برقراری تعاملی مطلوب با گروه‌های داخلی عراق است که به همراه حمایت‌های خارجی از سوی همسایگان این کشور عوامل عمده ناآرامی‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. با این وجود که این قبیل تعاملات و تلاش برای چینش مطلوب گروه‌های عراقی در ساختار قدرت این کشور بیش از هر راهکار دیگری مورد تایید طرف‌های درگیر در عراق و همچنین کشورهای منطقه است اما آمریکا با اعمال گزینش‌ در این تعاملات درصد توافق باگروه‌های عراقی را کاهش داده است. چرا که با کنار رفتن موضوع مذاکرات با ایران و سوریه و متعاقب آن دشوارتر شدن توافق با گروه‌های شیعی، دایره تعاملات ایالات متحده به گروه‌های سنی محدود خواهد شد.
از سوی دیگر نیز تاثیر کشورهای عربی و حوزه خلیج‌فارس و حتی مصر بر گروه‌های شورشی در عراق تا حدی که توان کنترل این گروه‌ها را داشته باشند جای تردید است. چرا که از یک سو تاکنون ناکامی نیروهای متحد در عراق در عین داشتن دیپلماسی قوی با این کشورها اتفاق افتاده است و همچنین اکثر نیروهای تروریستی اهل سنت از بعثی‌ها گرفته تا شاخه القاعده در عراق نسبت به دولت‌های عربی با نگاهی تردیدآمیز می‌نگرند علی‌رغم اینکه ممکن است تا حدودی از کمک‌های مالی این کشورها بهره‌مند شوند. بنابراین به توجه به سطور فوق می‌توان بزرگترین مشکل مقامات ایالات متحده آمریکا را در راستای ایجاد ثبات در عراق و مقابله با شورشیان این کشور وجود محدودیت‌هایی عنوان کرد که محصول اهداف از پیش تعیین شده کاخ سفید برای عراق است، محدودیت‌هایی که دولتمردان فعلی عراق را نیز با نگرانی‌هایی مواجه ساخته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات