حسین عبده تبریزی
بررسی روندهای صنعت بیمه برای صنعت بیمه کشور درسهای روشنی دارد.
اولاً با طراحی مناسب وضع قوانین لازم باید تقاضا برای محصولات بیمهای را گسترش داد و متناسب با آن از طریق بیمههای خصوصی به افزایش طرف عرضه پرداخت. مثلاً در ایران بسیاری از کسب و کارهای کوچک خدماتی خود را در مقابل ریسکهای کسب و کار و اموال به میزانی که کسب و کارهای صنعتی پوشش میدهند بیمه نمیکنند. به دلیل احتمال کمتر بسیاری از زیانها در کسب و کارهای خدماتی در مقایسه با شرکتهای تولید صنعتی، بیمههای کسب و کار در این بنگاهها کمتر مورد توجه بوده است. با وضع مقررات صحیح و ارتقای فرهنگ بیمه، میتوان تقاضا برای بیمه در این بنگاهها را افزایش داد.
ثانیاً ترکیب و ادغام بیمهها روندی است که در کلیه کشورها مشاهده میشود حتی بیمههای دولتی ایران، ابعاد بسیار کوچکی دارند که امکان رقابت فراملی را از آنها سلب میکند. این وضعیت در مورد بیمههای جوان خصوصی بارزتر خود را نشان میدهد و در سالهای آتی باید شاهد ادغام این شرکتهای بیمه بود. علاقه به ادغام و ترکیب، ساختار بازار بیمه اولیه را دگرگون خواهد کرد. از آنجا که بیمهگران بزرگتر و از نظر مالی با ثباتتر در موقعیت مزیت نسبی بهتری نسبت به بیمهگران کوچک قرار میگیرند و از آن جا که امکان پذیرش و تحمل زیانهای کمتر مورد انتظار به آنها مزیت میدهد و نیز به دلیل این که امکان دسترسی جهانی به آنها مزیت میدهد، شرکتهای بیمه ایرانی باید در پی ادغام و ترکیب باشند.
ثالثاً پذیرش ریسک بیشتر توسط شرکتهای بیمه ایرانی انتظار میرود. فشار بازار برای کسب نرخ سود قابل قبول، به ویژه در وضعیتی که اهرم عملیاتی کاهش یافته ایجاب میکند بیمهگران اولیه نسبت بالاتری از ریسک بیمه نامههای خود را برای خود نگاه دارند و این البته به معنای آن است که «بیمه مرکزی» در این حوزه همراهی لازم را به عمل آورد. از اجراییات خارج شود و به سود خود نیندیشد و صرفاً فعالیتهای نظارتی را دنبال کند.
رابعاً، طراحی و عرضۀ محصولات جدید راهی است که بیمهها باید با شتاب دنبال کنند. در سطح جهان، غیر از بسط محصولات بیمهای سنتی که حتی آب و هوا یا تحقق آمار درآمد ملی و سایر متغیرهای کلان اقتصاد را پوشش میداد محصولات بیمهای سنتی به سرعت در معرض رقابت محصولات جدیدی قرار گرفتهاند. اولین گروه از این محصولات، محصولات مالی بودند، حتی صنعت بیمه ایران دریافته است که میتواند از محصولات «سرمایهگذاری ـ بیمه» استفاده کند.
محصولات «سرمایهگذاری ـ بیمه» از حق بیمهها به مثابه سرمایهگذاری بلند مدت استفاده میکند و بیمه را به ابزاری چون سهام و اوراق قرضه با ویژگیهای مختلف پیوند میزند. این نوع محصولات بیمهای در ایران باید توسعه یابد و چنین تحولی، خود بازار سرمایه ایران را متحول خواهد کرد. برای این که محصولات جدید با سرعت لازم طراحی و عرضه شود، لازم است «بیمه مرکزی» خود را از عرصه بررسی تکتک محصولات بیمهای بیرون بکشد و اجازه ابتکار و نوآوری به بیمهها بدهد. «بیمه مرکزی» ایران برخلاف هر مقام ناظر دیگری در جهان در این زمینه به شدت مداخله و اعلامنظر میکند که قیمت محصولات چه باید باشد و آیا به صلاح موسسات بیمه است که محصول خاصی را مهندسی و عرضه کنند یا نه.
چنین اقدامی از طرف مقام ناظر صنعت بیمه شایسته نیست. اگر قرار باشد مدیران بیمه کشور به سلیقه، تصمیم و عقل اقتصادی مدیران بیمه مرکزی کار کنند، چه نیازی به حضور آنهاست و چه ابتکار و نوآوری از آنها میتوان انتظار داشت.
و بالاخره خامساً صنعت بیمه باید محصولات رقیب صنعت بازنشستگی و تامین اجتماعی را به طور وسیع تولید و به بازار عرضه کند. در این زمینه نیز لازم است «بیمه مرکزی» خود را از عرصه اجرا به درآورد و اجازه دهد بیمههای خصوصی جوان کشور در کنار بیمههای دولتی به تولید چنین محصولاتی اقدام کنند.